ویرگول
ورودثبت نام
ح جیمی.
ح جیمی.جریانِ عصبناکِ نوشتار
ح جیمی.
ح جیمی.
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ ساعت پیش

ببخشید بابا...

بابا کاش میشد بهت بگم چرا حالم خوب نیست، میدونم هیشکی جز تو پناه نیست، کاش وقتی دستم گرفتی و ازم پرسیدی چرا حالت خوب نیست بغضم رو نمیخوردم و برات گریه میکردم ...کاش بغلت میکردم و توی بغلت گریه میکردم...کاش میگفتم بهت چرا دخترت غم دنیا توی قلبشه، میدونم دنیا رو برای من بهم میریزی میدونم نمیزاری چشمام اشکی بمونه، میدونم واقعا دوسم داری...کاش بیشتر بهت بگم دوست دارم کاش بدونی چقدر پناهی...کاش شبا بجای بالش روی دوش تو گریه کنم...ببخشید که نمیتونم...ببخشم که یاد گرفتم همه چیوخودم حل کنم...ببخشم که از بچگی هرچی بد پیش می‌رفت به زبون نمیوردم و فکر میکردم خودم باید از پسش بربیام...فکر می‌کردم من یه طرفم و دنیا یه طرف دیگه...ببخشم که الانم فکر میکنم خودم و خودمم و وقتی ازم میپرسی چرا ناراحتی...زبونم باز نمیشه که بهت بگم چرا...اما بهت قول میدم که مراقب خودم باشم...بهت قول میدم که به صدای خودم گوش کنم...بهت قول میدم همونطور که تو ازم مراقبت میکنی منم از خودم مراقبت کنم و مراقب این چشم‌ها باشم... بابا روزت مبارک که تو تنها پناهی...

دنیابابامراقبتببخشید
۲
۰
ح جیمی.
ح جیمی.
جریانِ عصبناکِ نوشتار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید