ح جیمی.·۱ ماه پیشآبی یعنی سیاه در گوشهی دنیای آبی تنگ کوچک خودم نشستهام...اینجا واحد شمارش زمان، بغض و گریه است...کسی دوروبرم نیست و من جسم حقیرم را در تگنای این پراشو…
ح جیمی.·۶ ماه پیشکابوسِ بیداریگم شدم در جایی که باید پیدا میشدم...در پشت دری که منتظر باز شدنش بودم حالا بیشتر میکوبم فریاد میزنم و داد...جیغ میزنم و انگار در یکی از خوا…
ح جیمی.·۶ ماه پیشدایره واربه خودم میام میبینم وسطِ زومِ چشمات روی عکس سه در چهارت موندم...با دقت فرم لبهات و ابروهات میبینم و به خودم میگم مگه میشه عکس سه در چهار ک…
ح جیمی.·۶ ماه پیشدنیای وارونه"دنیای وارونه اینو خوب میدونه، منِ دیوونه تورو دوست دارم" ترس لعنتی از دست دادنت در من دوباره بیدار شده و من باز از خواب بیدار میشم....ترس…
ح جیمی.·۶ ماه پیشسفرنامهای کوتاه."سفر کردم که از عشقت جدا شم..." از معین تو کافه پخش شد.ساعت ۱۰:۳۰ شنبه ۱۰ آبانالان به فکرم رسید لحظاتی رو ثبت کنم و دارم از روز دوم سفر می…
ح جیمی.·۹ ماه پیشروایتهای باز - قسمت اول(پیشنویس ۱۴ روز پیش):به جای دستبندم که محکم بسته بودم و روی پوستم جا انداخته بود نگام گره خورد...مریم داشت مثل همیشه وقتی بعد از کلی وقت م…
ح جیمی.·۱ سال پیششاید موضوع...فردا، فردا دیگر مرتب میکنم، مینویسم، میخوانم... جملهای که مدتیست در من عقب انداخته میشود، فردا در من عقب انداخته میشود ...هفته شروع میشود…
ح جیمی.·۱ سال پیشاضحکاکبه دستاشون که توی هم قلاب شده بود نگاه میکردم...به محض اینکه زن گریه کرد، شوهرش دستش گذاشت تو دستش...نگاش میکرد... یه نگاه نگران، ساکت شد…
ح جیمی.·۱ سال پیشیکربع مانده...یکربع مونده به شروع جلسهام و من باید در نفش یک همه چیز دان باسواد مطمئن بنظر میرسم، درحالیکه حس میکنم هیچی نیستم هیچی...برای اولین بار حس…
ح جیمی.·۱ سال پیش[لانگ پاز]پرسید "داری گریه میکنی؟" سکوت طولانیای کردم، درست مثل لانگ پازهای داخل پرانتز که توی کتاب سوجانسون بین گفتگوی خودش و مراجعش وقتی پیش میاد…