
شاید سرنوشت زنان خانوادهی من همین است که در عشقشان ناکام بمانند...شاید همه چیز بخاطر نسل، خانواده، مرز و بوم باشد...شاید من هم مانند مادرم باید امیدم به عشقی پایدار، زندگیای با اشتیاق را در قایق کاغذی بچگیهایم به روی آب رها کنم...شاید همهاش حبابی بوده است که فقط کمی بیشتر از عمر کوتاهش زندگی کرده است...