
روز سیزدهم (رقابت فلاکت)
تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا نسبت به بدترین حالت زندگی افراد دور و برمان برتری هم دارد، قرار داریم. بدتری که برتر است بر بدتر دیگران! در آن نقطه از زندگی شاید واقعا این موضوع واقعیت داشته باشد. بهرحال هرکدام از ما قادر به برقراری ارتباط عمیق با تعداد محدودی از انسانها هستیم و همین دایره محدود باعث میشود که زندگی های محدودتری را هم برای مقایسه با زندگی خود در دسترس داشته باشیم. در نهایت این امکان وجود دارد که گهگاهی فلاکت ما از فلاکت افراد حاضر در دایره زندگیمان پیشی بگیرد، از این رو این نظریه در ذهنمان مطرح میشود که فلاکت ما بزرگتر از فلاکت دیگر انسانها است.
در حقیقت معیار مشخصی برای اندازه گیری فلاکت وجود ندارد. میزان فلاکتی که به آن دچار میشویم بستگی به تعریف و نگرش ما به زندگی دارد. چیزی که میخواهم بگویم این است که فلاکت و بدبختی همیشه وجود دارد، گاهی ملموس است و پیش چشم و گاهی دور از ذهن و پنهان شده در پستو؛ فقط باید دقت کنیم که این فلاکت را وارد رقابت با فلاکتهای دیگران نکنیم، این امر تنها باعث رنجش بیشتر ما میشود. رنجشی که برخلاف درد ملموسمان، از دل هیچ بوجود میآید و غذابمان میدهد.
هیچ رقابتی وجود ندارد، و همچنین هیچ تسلیای برای شخصی که احساس میکند پیروز این رقابت شده است ایجاد نخواهد
شد.