
روز ششم (تردید)
آیا تردید خطرناکتر است یا یقین؟ در حال حاضر تردید تمام جهان اطرافم را در بر گرفته است، تردیدی به وصعت طول زندگانیام. معمولا به این شکل است که تردید یا باید در خصوص تصمیماتی که میخواهیم بگیریم و یا درباره آدمهای اطرافمان بوجود بیاید، این در حالیست که پی بردهام تردید میتواند کلیدهای متفاوت تری هم داشته باشد.
تردید گاهی با نقاب آسودگی، گاهی با نقاب تفریح، گاهی با نقاب علایق آدمی و حتی گاهی هم با نقاب یقین به سراغمان میآید. در کشمکش درونیای ام برای پاسخ به پرسش تردید خطرناکتر است یا یقین به این موضوع پی بردم که گاها این دو میتوانند یکسان و در یکراستا حضور داشته باشند، به نحوی که اگر بگوییم هردو یکی هستند اغراق نکردهایم. اما چگونه این اتفاق رخ میدهد؟
به گمانم شرایطهای گوناگونی که در طول مسیر زندگی با آنها مواجه میشویم و همچنین تفکرات و تأملات درونیمان، این رویداد را رقم میزند. شاید نتوانم به درستی منظورم را انتقال دهم اما شرایطی را فرض کنید که در آن نسبت به پیامدهای انجام کاری نه یقین خاصی وجود دارد و نه تردیدی، چیزی مانند مسواک زدن به دندانها، همینقدر ساده. در حین انجام چنین کاری اگر اتفاقی رخ دهد ما میتوانیم در لحظه آن را به تردیدها یا یقینهایمان نسبت دهیم، در صورتی که اصلا اینها وجود نداشتند. مثلا اگر دندانمان در حین مسواک زدن بشنکد، خواهیم گفت (من میدانستم با چنین مسواک قراضهای حتما به دندانم آسیب میزنم) یا (احساس میکردم که نباید با همچین شرایطی مسواک بزنم و به دلم بد افتاده بود)، یقین و تردید را از هیچ بوجود آوردیم، همینقدر ساده. حالا این مثال را در شرایط و ابعاد گوناگون فرض کنید، شاید تمام تردیدها و یقینهایی که روزانه در ذهنمان جنگ راه میاندازند چیزی جز یک مشت اراجیف بیپایه و اساس نباشند. شاید تمامشان زاییده ذهنیست که دوست ندارد واقعیت را ببینید و یا اینکه علاقهای به تامل و حلاجی مسائل ندارد. در این صورت شاید بتوان گفت تردید و یقین هر دو به یک اندازه خطرناک هستند.
به جهان امروز که نگاه میکنم، در مییابم که به دور گردن بسیاری از ما ابصاری از جنس یقین زده شده است. پدیدههایی که به چشم خود ندیدهایم، با دستان خود لمس نکردهایم و حتی دربارهشان تامل نکردهایم. یقینهایی که زائیده تردیداند، تردید در خصوص سرگذشت انسان و جهان، تردید در خصوص دنیای پس از مرگ و... پس شاید بتوان گفت تردید و یقین هردو به یک اندازه در نقش بستن این ابصار به دور گردنمان موثر بودهاند.
شاید نتوانم منظورم را به درستی برسانم، اما میتوانم بگویم که بیشتر در خصوص تردیدها و یقینهایتان تامل کنید!