ویرگول
ورودثبت نام
حسین الهیاری
حسین الهیاری
حسین الهیاری
حسین الهیاری
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

خط شکن (روز نوزدهم/مکاشفه)

روز نوزدهم (مکاشفه)

اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمی‌کنی. (آلبر کامو)

تمام امروز را داشتم به این جمله فکر می‌کردم. بنظرم این جمله بسیار عمیق‌تر از چیزی‌ست که به نظر می‌رسد. درست است که بسیار کلی مطرح شده و هدفش رهایی آدمی از تامل زیاد درباره زندگی‌ست، ولی اگر جدای از این منظور کامو تامل نکردن درباره هرچیزی باشد چه؟

نشخوار فکری و پیدا کردن معنی و مفهوم در هر چیز کوچک و بزرگی همیشه دردسرساز بوده و غالبا هم نتیجه گیری درستی را نصیبمان نمی‌کند. فلان شخص چرا این حرف را زد؟ چرا فلان اتفاق رخ داد؟ منظور فلانی از انجام فلان کار چه بود؟ هرچیز کوچکی می‌تواند ساعت‌ها مارا مشغول خود کند، در صورتی که غالبا متوجه می‌شویم واقعا هیچ چیزی برای اندیشیدن و نتیجه گیری وجود نداشته و تمام این بازی‌های روای زاییده ذهن خودمان بوده. در مقیاس بزرگتر می‌توان گفت بسیاری از سوالات بی‌جواب آدمی در خصوص زندگی هم به همین منوال است. ما همان انسان‌هایی هستیم که قابلیت این را داریم با نشخوار فکری درباره یک اتفاق یا یک جمله ساعت‌ها یا حتی روزها خوشی‌هایمان را قربانی کنیم؛ پس آیا نمی‌توان گفت که در مقیاس بزرگتر درحال قربانی کردن زندگی‌مان هستیم؟

اغلب شاید به ما بگویند که بهتر است حد تعادل را حفظ کنیم، نه آنقدر به افکارمان اجازه دهیم که مسیر زندگی را مختل کنند و نه آنقدر بیخیال باشیم که هیچ چیز را حلاجی نکنیم. من اما نظر متفاوتی دارم. باید به بیخیالی کامل روی بیاوریم، هرگونه استدلال و استنتاج در اینچنین افکاراتی مارا به بن‌بست می‌رساند. بایک تک تکشان را رها کنیم. چه فرقی میکند جنازه متعفن رو روی دوشمان بگذاریم یا فقط به آن دست بزنیم؟ هردو به یک اندازه تهوع آور هستند و چیزی نصبیمان نمی‌شود.

اگر قرار بود حرفی را بشنویم، قطعا گفته میشد. اگر قرار بود چیزی را ببینیم حتما عیان میشد. چشم‌ها و گوش‌هایمان را برای دیدن پوچی و شنیدن سکوت از جان نیاندازیم.

مسیر زندگیفلسفهداستانزندگی
۱
۰
حسین الهیاری
حسین الهیاری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید