اخلاق در دنیای ضد قهرمان ها


دِدپول بی اخلاق ترین با اخلاق در دنیای سینمایی مارول
دِدپول بی اخلاق ترین با اخلاق در دنیای سینمایی مارول


سلام به همه دوستان

من نمی دونم به شما گفتم که به غیر از بازی های ویدیویی به فیلم های تخیلی، فانتزی و ابرقهرمانی علاقه دارم یا نه. مهم نیست مهم اینکه الان گفتم.

چند مدت پیش من داشتم فیلم دِدپول2 را می دیدم که بعدش تصمیم گرفتم که این مطلب را بنویسم. آنهایی که شخصیت دِدپول را می شناسن می دونند که یک شخصیت بدهن و بی اخلاقیه و هر کاری را که دوست داشته باشه انجام می ده و اصلاً براش مهم نیست که کارش اخلاقی هست یا غیر اخلاقی و اهل رعایت اصول اخلاقی نیست. اما چیز عجیبی که وجود داشت این بود که با دیدن نسخه ی دوم فیلم با اینکه می دونستم این شخصیت اصلاً اهل رعایت اخلاق نیست اما من وقتی که داشتم فیلم را می دیدم نمی تونستم مرز اخلاق و غیر اخلاق را تشخیص بدم!

البته باید این را بگم که برای اینکه فیلم رده بندی سنی بزرگسال نگیره خیلی دِدپولی را که می بینید با اخلاق تر از آن چیزیه که سازند های فیلم می خواستند و با همه ی خشونتی که این فیلم داره، خوشنت و شوخی های نامتعارفی که شخصیت اصلی انجام می ده خیلی کمتر از داستان های اصلی کمیک بوک های (داستانهای تصویری) دِدپول هست.


مطالب دیگه ای که من نوشتم:

https://virgool.io/GameWorld/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-qw7ddtjefm0y
https://virgool.io/GameWorld/%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-jmzrsls1qj8s
البتهبایداینرابگمکهبرایاینکهفیلمردهبندیسنیبزرگسالنگیرهخیلیدِدپولیراکهمیبینیدبااخلاقترازآنچیزیهکهسازندهایفیلممیخواستندوباهمهیخشونتیکهاینفیلمداره،خوشنتوشوخیهاینامتعارفیکهشخصیتاصلیانجاممیدهخیلیکمترازداستانهایاصلیکمیکبوکهای(داستانهایتصویری)دِدپولهست.https://virgool.io/GameWorld/%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-tor5dgodwcf2


قبل از هر چیز بهتره ببینیم که این شخصیت در چه دسته ای از دنیای ابرقهرمان ها قرار می گیره طبق توضیحی که در رابطه با این شخصیت در ویکی پدیا آمده دِدپول در دسته ی ضدقهرمان ها تقسیم می شه.

ضدقهرمان هاچه کسانی هستند؟

ضدِقهرمان یا ناقهرمان[۱] (انگلیسی: Antihero) قهرمانی است فاقد کیفیت‌های پهلوانی مرسوم مانند آرمان‌گرایی، شجاعت و اخلاق. این شخصیت‌ها، عموماً دارای صفات شخصیتی منفی مانند ناسازگاری، پرخاشگری و نادرستی‌اند و با ویژگی‌های شخصیتی مرسوم و کهن قهرمان، ضدیت دارد.

منبع: ویکی پدیا

یک اشتباهی که ممکنه به وجود بیاد اینکه ضدقهرمان با شخصیت شرور داستان اشتباه گرفته بشن در صورتی که این طوری نیست آنها قهرمان هم نیستد یک چیزی بین این دو هستند. عموماً فرق شخصیت های ضد قهرمان با قهرمان ها اینکه کاری که فکر می کنه درست هست را به هر روشی که خودشون می خواد انجام می ده و اصلاً کاری نداره روشی که داره آن کار را انجام می ده اخلاقی و انسانی هست یا نه مثلاً توی فیلم دِدپول این همه صحنه های خشن و خوشونت بار و خونینی که توسط دِدپول می بینید در مقابل تبهکاران و نیروهای شرور داستان اتفاق میافته و یک لحظه هم نمی بینید که فرد بی گناهی این وسط قربانی بشه و اما آیا لزوماً وقتی فرد بی گناهی این وسط کشته نمی شه می شه گفت که کار ضد قهرمان درسته؟ فرق ضد قهرمان هم با شخصیت های شرور اینکه با تمام بی اخلاقی هاش حاضر نیست که به انسان های بی گناه صدمه بزنه.

می شه این طوری گفت که ضدقهرمان قهرمانی هست که برای انجام کارهای ای که فکر می کنه اخلاقی! هست به هر روشی که بتونه عمل می کنه. مثلاً ضدقهرمانی فکر کنه که برای آسایش مردم باید آدم های شروررا به قتل برسونه از این کار لذت می بره.

سوالی که پیش میاد اینکه قهرمان ها مگه برای رسیدن به هدفشون دشمن ها شون را نمی کشن؟

مثلا توی انتقام جویان هزارتا موجود فضایی را می کشن و حتی با نیروهای پلیس درگیر می شن اما فرق این اتفاق اینکه اولاً توی داستان و فیلم، آنها شخصیت اصلی و حتی فرعی نیستند و دوماً اگه قهرمان بتونه اینکار را انجام نمی ده که توی بعضی از فیلم ها این نبرد درونی قهرمان داستان با خودش را نشون می دن که مثال خاص آن شخصیت سوپرمن هست و توی بعضی از فیلم ها به ان اشاره نمی کنن ولی در ذهن مخاطب پیش فرض هست. اگه توی فیلمی مستقیم نشون بدن که ابر قهرمان هیچ مشکلی با کشتن کسی نداره حتی اگه هدف والا و خوبی را داشته باشه آن شخصیت می شه ضد قهرمان. در ضمن قهرمان بودن قهرمان در مباقل شخصیت های شرور اصلی و فرعی بروز می کنه نه در مقابل به اصطلاح سیاهی لشکر ها که عموماً به دلیل اینکه در لحظه مبارزه با آنها به فکر نجات جهان یا بخشی از آن یا افرادی هست که به قهرمان داستان تبدیل می شه. بعضی موقع هایی هم ممکنه برای جذابیت قهرمان در مقابله با شخصیت منفی و شرور به ضد قهرمان تبدیل بشه اما از نظر داستانی آن را طوری توجیح می کنن که به قهرمان بودن شخصیت اصلی داستان صدمه ای از نظر روایی وارد نشه و نشون می دن که اینکار را از روی اجبار انجام داده و نه با رضایت و بابت این کار هم صدمه ی روحی خورده که این عذاب وجدان در انجام قتل یک شخصیت حتی منفی فرق یک قهرمان با یک ضد قهرمان است که اولاً قهرمان مجبور نه اینکار را انجام نمی ده و دوماً از آن هم لذت نمی بره اما شخصیت ضد قهرمان در کشتن شخصیت های شرور و منفی خیالش راحت و هیچ مشکلی با این قضیه نداره و این فرق عمده ی قهرمان و ضد قهرمان هست.

برای شروع بهتره خلاصه ای از داستان فیلم قسمت 1 و 2 دِدپول را با هم مرور کنیم (خطر لو رفتن داستان):

دِدپول به عنوان یک آدم معمولی وید ویلسون عاشق یک دختر می شود که بعد از آن متوجه می شود که سرطان دارد. او که می بیند سرطانش در مرحله وخیم و غیر قابل درمانی قرار دارد تصمیمی می گیرد به سراغ تبلیغی که ادعا می کندمی تواند با دستکاری ژنتیکی سرطان را درمان کند برود. وید وقتی تحت درمان قرار می گیرد رشد سرطان او متوقف می شود ولی تمام پوست او بر اثر فعلو انفعالات دارویی که برای درمان او استفاده شده سوخته و از بین می رود بعد از این اتفاق او نام دِدپول را انتخاب کرده و تصمیم می گیرد که انتقام خود را از کسی که این بلا سر او آورده است بگیرد و در این راه به مزدوری تبدیل می شود که به دستور دیگران افراد دیگر را که عمووما تبهکار هستند می کشد. در نسخه ی دوم در هنگام درگیری با یک باند تبهکاری روس سوژه ی مورد نظر او می تواند فرار کند و در زمانی که وید ویلسون هنگام جشن گرفتن سالگرد ازدواج خود هستند آن فرد روسی که توانسته بود از دست او فرار کند همراه با نیروهایش به خانه ی او حمله کرده و برای کشتن او اقدام می کنند. او تمام نیروهای آن تبهکار روسی را می کشد و وقتی فکر نمی کند که فرد دیگری باقی مانده، خود آن تبهکار سر می رسد. وید ویلسون که میخواهد از خود دفاع کند چاقویی که در دست خود دارد را به سمت او پرتاب می کند و چاقو به تفنگ او برخورد می کند و ان تبهکار که به سمت او نشانه گرفته بود تیرش به همسر او برخورد می کند و بعد از این اتفاق وید خود را قاتل همسرش می داند و تصمیم می گیرد که خود را بکشد ولی به دلیل قدرت ابر قهرمانی اش موفق به اینکار نمی شود اما بعد از اینکه همسر خود را در رویا می بیند مسییر زندگی او را تا حدودی تغییر می دهد...

من این همه نوشتم تا به اینجا برسم و داستان فیلم را لو بدم اما از اونجای که بحث در مورد این فیلم بود. دیدم بهتره ببنیم که در برای چی حرف می زنیم بعد به ادامه بحث بپردازیم.

در ادامه ی بحث ضد قهرمان به فیلم دِدپول دو می پردازیم با همه ی این داستانهایی که از این فیلم خوندید فرض کنید که یک ضدقهرمان بی اخلاق اگه بخاطر رویایی که از زنش دیده تصمیم بگیره که یک بچه را از آینده ی سیاهی که می دونه در آینده گرفتارش می شه نجات بده چه اتفاقی میافته؟ آیا این منطقی نیست که وقتی تصمیم می گیره کار اخلاقی انجام بده کل زندگیش را تحت تاثیر قرار بده و به یک آدم خوب و قهرمان تبدیل بشه؟ اما چرا این اتفاق بعد از اینکه تموم می شه هیچ تغییری در آن ایجاد نمی کنه؟ تنها هیچ تغییری توی آن ایجاد نمی کنه و آن را به یک قهرمان تبدیل نمی کنه بلکه در آخر فیلم می بینم که افرادی را که سعی می کردند قهرمان باشن به یک ضد قهرمان تبدیل می کنه. من یک سوال دارم اگه بخوام فقط از نظر منطق نگاه بکنیم و دیدگاه اخلاقی وحتی دینی نداشته باشیم آیا این اتفاق منطقیه یا نه؟

البته شکی نیست که این فیلم این اتفاق را که آدم های اخلاق مدار جذب یک آدم بی اخلاق بشن در مسیر روایت داستان به که تا اتمام داستان هم هیچ تغییری نکرده و تنها فرقش اینکه بین آن همه کارهای غیر اخلاقی یک کار درست انجام داده و هیچ ابراز پشیمانی از گذشته نمی کنه و اطرافیان اخلاق مدار با تقلید رفتارهای غیر اخلاقی او رفتارهای گذشته ای اون را تایید می کنند و جالبه که مهم ترین نتیجه گیری طبق عادت فیلم های مارول وسط تیتراژ پایانی فیلم رخ می ده و آن هم اینکه نشون می ده که نتنها رفتار گذشته اش ادامه پیدا کرده و چیزی عوض نشده بلکه خشن تر هم شده و فرقش با گذشته اینکه این قتل و کشتارش هدفمند شده. باز هم سوالی که اینجا پیش میاد اینکه آیا برای یک هدف خوب می شه کار بدی انجام داد یا به زبان خودمون هدف وسیله را توجیه می کنه؟ متاسفانه جواب این فیلم به این سوال بله است و این بدترین نتیجه گیری ایه که یک فیلم می تونه داشته باشه و مهم ترین دلیل اینکه من رفتارهای اخلاقی و غیر ااخلاقی را نمی توستم در این فیلم مرز بندی کنم با ابنکه اصلاً فیلم سعی نمی کرد شخصیت اصلیش را با اخلاق نشون بده همین نتیجه گیری آخر فیلم بود که می گفت هدف وسیله را توجیه می کنه وقتی که همچنین طرز تفکری در انسان وجود داشته باشه دیگه به مرزکشی بیین درست و غلط، حق و باطل نمی رسه و مرز های بین اخلاق و بی اخلاقی برداشته می شه و این اتفاق در مقیاس یک جامعه باعث هرج و مرز می شه.

توجه:

نکته ی مهمی که اینجا وجود داره اینکه مسائل غیر اخلاقی ای که من درباره ی فیلم ذکر می کنم مثلاً صحنه های غیر قابل پخش نبوده و منظور من شوخی های غیر متعارفی هست که حتی بین عموم مردم در غرب هم رایج نیست یا بهتره بگیم بین همه رایج نیست(البته باید بگم که من نسخه ی سانسور شده ی فیلم را دیدم و نمی دونم که چه مقدار صحنه های غیر اخلاقی داشته به هر حال منظور من از رفتار غیر اخلافی در این فیلم شوخی های غیر متعارف بوده) بماند در خود فیلم شخصیت هایی وجود دارند که اعلام می کنند که رفتارهای شخصیت اصلی زننده است و خود فیلم هم اعلام می کند که این رفتارها در خود جامعه غربی صددرصد پذیرفته نیست. اما خاصیت این فیلم برای مخاطب اینکه به واسطه ی جذابیت شخصیت اصلی فیلم این رفتار بین افراد بیشتری شیوع بده که شاید یا در کمترین حالت باعث بشه که هرجا این شوخی ها به گوش شون می رسه قبلاً بهش عادت کرده باشن و براشون عیبی نداشته باشه چنین شوخی هایی.

به بهانه ی این فیلم در ادامه به مطلب به موضوع اصلی خودمون یعنی بازی های می رسیم ضد قهرمان و شخصیت خاکستری در بازی های ویدیویی می پردازیم و جواب این سوال را می دیم که هر چقدر هم جذاب باشن چرا ضد قهرمان ها و شخصیت های خاکستری خطرناک ترین مقوله برای اخلاق در سینما و بازی های ویدیویی هستن.