از آدم ترسو حتی یک تزریقاتچی خوب هم به عمل نمی آید!

دو هفته پیش دچار سرماخوردگی شدم.دکتر برام پنی سیلین نوشت.رفتم اورژانش تا آمپولمو بزنم.قبل از اینکه آمپولم رو بزنم به تزریقاتچی گفتم آقا می شه شیشه پنی سیلینم رو توی سطل نندازید بدید به خودم. کمی مکث کرد و با تردید گفت باشه.شیشه رو واسه تکثیر بنفشه ی آفریقایی می خواستم.نامرد آمپول پنی سیلینم رو جوری زد که چند دقیقه نتونستم از جام جم بخورم.از تخت که بلند شدم شیشه ی پنی سیلین خودم رو بهم داد.ولی دیدم شیشه های بیشتری نیاز دارم.پر رویی کردم و گفتم می شه چند تا دیگه هم بهم بدید.گفت نه.گفتم چرا؟گفت انداختم توی سطل،خیلی خطرناکه.یه وقت یکی از سوزنا میرن توی دستت کار دست خودت می دی.سماجت کردم.از من اصرار از اون انکار.بالاخره خیلی با اکراه گفت باشه بردار.رفتم و با احتیاط زیاد چهار تا شیشه ی دیگه که اونهام برای پنی سیلین بود رو برداشتم.شیشه ها رو انداختم داخل یک نایلون و گذاشتم توی جیبم.

وقتی آومدم خونه و خواستم درای شیشه ها رو باز کنم و بشورمشون.متوجه یک نکته ی جالبی شدم.و اون این بود که مقدار مایع مخلوط شده با پودر پنی سیلین ها که پس از تزریق در شیشه باقی مونده بود به یک اندازه نبود.

می دونید برای چی؟من خیلی فکر کردم.به این نتیجه رسیدم که شیشه هایی که نصفه نیمه تزریق شده بودند برای بیمارای قلدری بودن که اون بنده خدا رو تهدیدش کرده بودند که یه جوری بزن درد نگیره ها.یا برای بیمارایی که با داد و فریاد و نک و نال بهش التماس کرده بودن که«جون مادرت یه جوری بزن که زیاد درد نگیره!»

یادم افتاد که بعضی مواقع همین پنی سیلین رو وقتی می زدم.اصلاً دردم نمی گرفت.بعدش می گفتم فلانی خیلی خوب آمپول زد اصلاً دردم نگرفت.نگو فلانی نصف یا نصف بیشتر آمپول رو نمی زده که دردم نمی گرفته!

عکس ما سند ماست!

تصویر زیر مربوط به همان پنج شیشه است.متاسفانه پودر ها پس از مدتی ته نشین شده و مثل گچ به ته شیشه چسبیدند و شما فقط می تونید سطح مایع زرد رنگ رو تماشا کنید.در ضمن اولی از سمت راست برای منه.ببیند تا اونجایی که تونسته با سرنگ بکشه کشیده و بهم فرو کرده.برای همین پدرم دراومد.دومی از راست هم برای یه بدبخت دیگه مثه من.سومی و چهارمی و مخصوصاً پنجمی برای اون دسته از آدمهایی بوده که بنده ی خدا تزریقاتچی جرات نکرده همه ی مایع رو بهشون تزریق کنه.

یک دعا:دعایی برای سلامتی شما از لسان حافظ:

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

یک تردید:

شاید من اشتباه می کنم و همه ی اینها سوء ظنی بیش نباشه.الله اعلم.

یک بسته ی پیشنهادی:

اگر برای تزریق می روید از تزریقاتچی محترم بخواهید که پس از شلیک سرنگ به سیبل وجود نازکتان(!) ،پوکه یا همان شیشه ی آن را به شما بدهد تا از تزریق تموم و کمال مایع مطمئن شوید.

یک درخواست:

طبیبای عزیز،تزریقاتچیای محترم و یا آشنایان به علم تزریق،لطفاً در این خصوص روشنگری کنید.