لَخلَخلوخلوخ... [این کلمات عجیب و غریب که همچنان در اواخر جملات خواهند آمد، صداهایی است که پنکهسقفی بالای سرم از خودش درمیآورد. لعنت بر مخترع احمقاش!]
در حالیکه خود دستاندرکاران سایت ویرگول به خاطر کسادی سایت دارند بیکار میشوند، هنوز در صفحهی اصلی ویرگول و هر صفحهای که باز میکنیم تبلیغاتی تپانده شده تا بلکه چرخ اقتصادی ویرگول بچرخد و خرجش به دلخش بخورد. پَلَخپُلوخپَلَخپُلوخ...
ویرگول برای جذب حداکثری مخاطب محدودیت ۳۰۰ کاراکتری را برداشته و به حداقل ۳۰ کاراکتر رسانده است، برای همین برخی کاربران از بستر ویرگول برای ارسال کد و رمز و پیامک استفاده میکنند. به احتمال زیاد عامل ترورهای احتمالی آتی سایت ویرگول شناخته میشود و این سایت نیز در آیندهای نزدیک انگِ صهیوتیستی بودن به پیشانیاش بخورد! کیوکیوبنگبنگ کیوکیوبنگبنگ...
از ۴۸۰۰ نفری که مرا دنبال میکنند، فقط پنجاه نفر یادداشتهایم را میخوانند. پنجاه نفر هم که آخرین پلکزنندگان اتفاقی سایت ویرگول هستند از روی کنجکاوی یادداشت مرا باز میکنند تا ببینند کی هستم و برای چی ۴۸۰۰ نفر دنبالم میکنند؟ یادداشتام را باز میکنند، میخوانند و فحش میدهند که مردهشور قلم یا صفحهکلیدات را ببرند! خاک بر سر آنهایی که دارند این آدم افسرده و عصبی را دنبال میکنند! تَقتَقتوقتوق تقتقتوقتوق...
ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے اولین و ثابتقدمترین رفیق ویرگولیام و بیست نفر از همراهان دیگرم همچنان دارند به رسم رفاقت و یا از روی عادت یادداشتهای مرا میخوانند و لایک میکنند. در دلشان میگویند این دستانداز هم دیگر به درد نمیخورد چهجوری بیخیالاش بشویم بهاش برنخورد و نرود کار دست خودش بدهد؟! اَخاوخاَخاوخ...
علی دادخواه از یک سو علیرغم مخالفهای بسیار همچنان اعتقاد دارد که زن فریب طبیعت است و همهی انسانها به جز خودش موجوداتی هستند که لایق یک چرخ گوشت بزرگ هستند. مدتهاست که دیگر خطاب به تویی که هنوز معلوم نیست کیست نوشتههای عاشقانه نمینویسد! آخرین یادداشت او "من یک کارگر ساده ۱۰" است و دیگر به جز یک نفر که نمیدانم کیست کسی را دنبال نمیکند. امروز فرداست که با خودش و ویرگول هم قهر کند. آخاوخآخاوخ...
سید مهدار بنی هاشمی مثل روز اول و بر روی یک مدار مینویسد. چهار یادداشت آخرش عبارت است از یک اسنپنوشت! معرفی یک فیلم که برای سی سال پیش است و دیگر خود کارگردانش هم یادش رفته که این فیلماش دربارهی چه بوده است! یادداشتی مربوط به هفتمین قرار ویرگولی! و یک یادداشت به مناسبت یکی شدن تولدش با 1000 تایی شدناش نوشته! کیلیشکولوشکیلیشکولوش...
وحید والی هنوز منظم مینویسد و قلماش جزو قلمهای زیبا و تر و تمیز ویرگول است. همچنان تعداد لایکهای زیر پُستهایش با کیفیت پُستهایش همخوانی ندارد. اگر نوشتههایش را کتاب و با نام محمد صالح علاء منتشر کند، به چاپ صدم نیز خواهند رسید. ایای اوفاوف...
کاربری که نامش را نمیبرم و روزگاری از دوستان سیدمهدار بود همچنان قصهها و روایتهای سوزناکِ مندرآوردی و نزدیک به واقعیت مینویسد. و به طرز عجیب و مشکوکی خوب هم لایک میگیرد! چِرتچورتچِرتچورت...
یادداشتهایی در ویرگول نوشته میشوند که نه فعلشان معلوم است و نه فاعلشان ولی در جاهایی به شعر نو میمانند. این یادداشتها را کاربران با هوش مصنوعی مینویسند و عجبا که نسبت به ناشناس بودن نویسندهشان و نداشتن فالور، خوب هم لایک میخورند. احتمالاً تاکتیکهای ناشناختهای بلدند که ما از آنها بیخبریم! تَتَلَختَتَلَختَتَلوختَتَلوخ...
در روز حدود صد یادداشت در ویرگول منتشر میشود. از این صد یادداشت، سی یادداشت تبلیغ محصولات و خدمات است. بیست یادداشت دربارهی ارز دیجیتال، بلاکچین، برنامهنویسی و ... است و کمتر کسی سر در میآورد چی به چی است. سی و دو یادداشت دلنوشته، شعر، خاطره، روزنوشت، درد و دل و از اینجور حرفهای معمولی است که برخیشان را هوش مصنوعی زحمت کشیده است. آن چند تایی هم که هوش مصنوعی ننوشته، به احتمال زیاد حسین آقای تقوایی عزیز زحمتشان را کشیده است. ده یادداشت با موضوع کتاب، پنج یادداشت با موضوع سینما، یک یادداشت محتوای سیاسی، یک یادداشت محتوای اقتصادی و یک یادداشت محتوای اجتماعی دارد. هَفَلَشتهَفَلَشتهَفَلَشت...
برقها میروند و پنکهی سقفی از کار میافتد. چِخخ چوخخچِخخخ چوخخخ...

پ.ن:
اگر مایل بودید شما هم یک آخرالزمان ویرگولی بنویسید. چنانچه نوشتید لینکش را در زیر این پُست در بخش نظرها بنویسید. اگر به تعداد رسید میبریم جز چالش هفته، اگر هم استقبال نشد که همین یک پُست بماند به یادگار!