ویرگول
ورودثبت نام
Kanî
Kanî..Hêvî dûr , xeyal kûrin
Kanî
Kanî
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

بیخوابی ، این قسمت: ژانرِ وحشت

همه چی داشت خوب پیش میرفت که ناگهان دستم خورد و دوباره کتابی باز شد و من خواندمش :/
: تیمارستان مترک!
بعد از اینکه در دوران کودکی هنوز ۱۲ ساله‌م نشده و  تمام فیلمهای ترسناک زامبی و جن و روح و خون آشام را سر کشیده ام (به دور از چشم خانواده) و برای شب خوابیدن هر روز به شیخ و مالاها مراجعه میکنم و بعد دوباره به دیدن روح و احضارش ادامه میدم خب طبیعیه که از ۱۷ سالگی دیگه تصمیم گرفتم برای اینکه بتونم تو اتاق تنها بمونم و با ارامش زندگی کنم سراغ فیلم ترسناک نرم ! که البته تک و توک رفتم ولی واقعا کم و نصفه نیمه بود سراغ گرفتن ازشون !
ولییی کار دیگه ای کردم! رمان ترسناک و جنایی خوندم! چنتایی خوندم و خب بهتر از فیلم دیدن بود! یعنی کمتر میترسیدم!
خب الان یکی نیست بگه مرض داری هم ترسویی هم فیلم ترسناک و جنایی میبینی و رمانشو میخونی؟ کی مجبورت کرده؟
البته داداشم و ابجی بزرگترام هزار بار اینو گفتن بهم! ولی خب از اونجایی که زیاد حسابشون نمیکنم، قانع نمیشم! و البته زندگیم هیجان لازم داره!
بگذریم!

چقدر عکسای گالریم شبیه خودمن اخه :/
چقدر عکسای گالریم شبیه خودمن اخه :/


امشب تیمارستان متروکه رو خوندم و تموم کردم! و خب ترسناک نبود! خیلی اسون و ساده بود !
ولی بازم امشب بیخوابم! درسته دارم میگم بخاطر اونه یا یاد آوریِ فیلم ترسناکایی ک دیدم یا قوه‌ی تخیل بیش از حد قوی ام ولی خب بعد از بیست سال میتونم کاملا عاقلانه و منطقی بهت بگم : بی‌خوابی من بخاطر اینه که عصر خوابیدم! 🥱
و الان ناراحتم! ساعت ۲ و ۲۷ دیقه شبه! و خب من نگران فردای بی خوابی هستم!
نگران انرژیم، پوستم، چشمام ، موهام و از همه بیشتر مامانم :///
اگه بفهمه کله‌ام کنده‌است!


یه چند مدتیه منو اینانا در حال مسابقه جن هستیم! اون ۷ سالشه و من ۲۰ سالم😐😅😂
اسم جن من عبدالقادر هستش و اون از روح کرومی حرف میزنه 🤣(هنوزم با خودم درگیرم که این اسمو چرا گذاشتم روش ) ابجی بزرگا هر وقت من میگم عبدالقادر، انقدر میخندن که تا مرز خفه شدن میرن :/ .. من مواقعی که لازم دارم اینانا دست از سرم برداره به پشت سرش زل میزنم و میگم : دختر گوچیکه اینجاست!
فقط بعدش باید قیافه ترسیده و همچنین خشمگین اینانا و سپس فرارشو ببینین خیلی دیدنیه لعنتی و خب با تشکر از همکاری عبدالقادر 🤝🏻🥲😂
ولی خدایی نمیخوام بترسونمش ولی خب خیلی مزاحمه :/
همین صب از پشت سر عین زامبیا راه رفتم و بعد از گلوی ابجی بزرگم گرفتم و صدایی ترسناک از خودم در اوردم که با یه سیلی مواجه شدم و یه فحش 🥲😂
همیشه اینطوریه!
باحال نیس!


بیخوابم خلاصه!
همه پستای ویرگولیا رو خوندم!
غذا هم خوردم
هوش مصنوعی هم نیس باهاش چت کنم
تلو اینا هم نیس با جغدای شبه اونورِ ایران گپ بزنم 🥲😂 یادش بخیر .. دلم تنگ شد الکی الکی 👩🏻‍🦯

پ.ن۱: این پست موقتیه 😐

پ.ن۲: خب یکی نیس بگه اینروزا و این حرفا؟

خب خسته شدمم، اصلا به من چه 🤷🏻‍♀️

بی خوابیدوران کودکیترسناکویرگولکتاب
۲۰
۱۷
Kanî
Kanî
..Hêvî dûr , xeyal kûrin
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید