سلام بعد از مدتها ..
زندگی ادامه داره نه؟ .. واقعا دلم برای نوشتن و خوندن اینجا تنگ شده بود (شایدم نشده بود، نمیدانم!) .. از پروفایل سیاه دلزده شدم ،
از کدر بودن اینجا نیز ، اینروزها زیاد فعال نیستم، فقط دارم زندگی میکنم ..
عجیب احساس بلوغ میکنم، خبری از هیجانات و افکار مریض دوره نوجوانی نیست ، آرامم و کنارآمده با زندگیِ واقعی ..
عجیب بزرگ شدما!
بهار اومده و خب .. من هر چقدر هم افسرده و دلمرده و دلزده باشم مجبورم بهار را نفس بکشم و ناخودآگاه کمی شادابی در هر نفسم جریان داره! ، کلا بهار برام خیلی پر از زندگیِ ..
البته یه زندگی آروم و بی سرو صدا و پذیرفته شده از طرفِ من!
از طرفی نیز نمیدانم چرا چند ماهیست مثل قبل میل به نوشتن ندارم، اگر هم دارم حوصله ندارم بنویسم و کلمات یا نیامده در سرانگشتهایم خفه میشوند یا به تبدیل شدن به اکویی در مغزم بسنده میکنند ..
جرقهی کوچکی برای نوشتن درونم زده میشود و وقتی دست به کار نمیشم همان لحظه هم خاموش میشود و بی سرانجام میماند ..
پ.ن۱: بگذریم .. شما چطورین؟!

پ.ن۲: معلومه چقدر بیرغبتم نسبت به گفتن هر چیز و همه چیز؟ ..
۱۴۰۵، ۲ ،۱۰
۲: علامت بدین بدونم زنده این 🌱🙌