ویرگول
ورودثبت نام
Kanî
Kanîخاموشیِ ویرانه‌ها زیباست ..
Kanî
Kanî
خواندن ۴ دقیقه·۱۵ روز پیش

چالش : اگر ..

سلام

امیدوارم بهارتون زیبا و دلنشین بگذره ..

خب نوبتی هم باشه نوبتِ چالشِ حسین خان هستش که عرضم به حضورتون :اگه زندگی تون یکم متفاوت بود الان کجا بودید؟

تا حالا فکر کردی اگه فلان اتفاق نمیوفتاد، اگه بیسار طور نمیشد، الان کجا بودی و داشتی چیکار میکردی؟ اینده ات چطوری رقم خورده بود؟

خب من حقیقتا از همون کودکی ذهنم بسیارر فعال بود در مورد اینکه همه چیزو میخواد زندگی کنه و خب دوست داره،

در واقع یجوریم که با همه چی کنار میام ،

بریم سراغش :


1.سناریوی اول : بازیگر

خب فکر میکنم اکثر آدمها این رویا رو یه دوره‌ای تو ذهنشون داشته باشند، من از کودکی تا تقریبا ۱۳ سالگی همیشه به فکر این بودم که یه بازیگر معروف و خوشگل بشم(😁😂) ، و خب البته چون کلا ماهواره نگاه میکردیم و فیلمهای ترکی و خارجی ، و از وضع بازیگر شدن تو ایران اگاه نبودم ،و البته کاملا مطمعنم که استعدادشو دارم😉😂، خداییش فرق داره خب و البته بعد اینکه بزرگ شدم علاقمو کلا نسبت به بازیگرا از دست دادم مخصوصا تا یه دوره‌ای نمیدونم چرا انقدر احساس میکردم کارِ پوچی هستش (معذرت به ادمهای علاقه‌مند) و خب ارزش نداره، ولی الان حسِ خاصی راجبش ندارم و البته با روحیم هم سازگار نیست! هم شرایطش پیش نیومد دنبالش برم ولی زیادم به دردم نمی‌خورد گویا :/

از اون بازیگرا که عاشقِ چش و ابروشم😁
از اون بازیگرا که عاشقِ چش و ابروشم😁

2.شاعر و نویسنده

خب این فکر یا هدف از کلاس هفتم شروع شد تقریبا مصادف با علاقه‌ی شدیدِ یهو کشف شده توسط خودم به خوندن و نوشتن بود، و میتونم بعد از ۸ سال کاملا مطمعن بازم بگم هنوزم به نویسنده شدن به طور جدی فکر میکنم اما از کم سعادتی ماست که محتوای ارزشمندی برای تقدیم کردن نداریم🥲

راستش اوایل فکر میکردم باید رمان بنویسم ، یه رمان خیلیی خوب، ولی این اواخر خود به خود نسبت به رمان‌ها کم علاقه شدم منظورم محتوا هست ، بعد به این فکر کردم که اگر بخوام نویسنده بشم باید یه چیزی بنویسم که ارزششو داشته باشه ، که به دردی بخوره حداقل! ، و بعد به این نتیجه رسیدم که باید بعد از تجربه کردن زندگی با پوست و استخون یه جیزی بنویسم ،برای همین در سن کم من فکر میکنم نویسنده شدن یه چییز خاصی نباشه . بهرحال الان فقط یه نویسنده ام تو دفترای خودم بیشتر به خالی شدن و کشفِ خودم کمک میکنه این نوشتنِ ..

هوم:)
هوم:)

3.زیست شناس (بیولوژیست)

این از وقتی کلاس هشتم بودم جدی بهش علاقه‌مند شدم ، از کودکی عاشق این بودم که سر از کار جانداران و آفرینششون در بیارم، وقتی تجربی خوندم از کلاس دهم تا دوزادهم همش میگفتم کاش شرایط یه جوری بود که با خیال راحت دنبال این کار و هدف برم، اما شرایطش نبود، هم اینکه تو این کشور این رشته ای نبود که زیاد بدرد کار بخوره و هم خونواده و ... ، بهرحال این یکی از چیزایی بود که باعث شد تو سه سال دبیرستان همیشه زیست بدون استثنا نمره کامل رو تو کارنامه من داشت و تو آزمونها هم بالای ۷۰،۸۰ میزدمش ،به عشق و علاقه من تبدیل شده بود کلیی مستند میدیدم ، کلی چیز در مورد بدن و زندگی جاندارا میخوندم ،ولی شرایط جور نشد .. بهرحال الان یه سال و نیمه من بیشتر با علوم انسانی سر و کار دارم و یکم (زیاد) دلخورم از اینکه زیست تو زندگیم نیست🥲

اگه بدونین با چه عشقی میخوندمش:)
اگه بدونین با چه عشقی میخوندمش:)

4.استاد ادبیات

هم علاقه‌ی بیش از حد من به تدریس و یا حتی توضیح دادن همه چیز به ادما و عشق به معلمی و هم عشق بیش از حد به ادبیات باعث شده بود این بشه یه چیزی که دنبالشم ، بهرحال پارسال دو نفر با این هدف فاصله داشتم :))(قبولیِ دبیری ادبیات منظورمه) ، ادبیات خوندن تو دانشگاه هم زیاد مورد تایید خونواده ه گرام نیست گویا ، اینم همون دلیل بود که به بهانه اش ادبیاتِ نهایی رو بیست بگیرم😂🥲

خلاصه نشد و من علاوه بر اینکه تو این موضوع دچار شکست عشقی شدم ، مورد اصابت انواع فش و دعواهای مونا(رفیقِ جان) هم قرار گرفتم بدلیل اینکه تو انتخاب رشته ادبیات نزدم در حالیکه براش جون میدم .. ولی یه چیز خوب اینه که ادبیات بخشِ جداناپذیرِ زندگیِ منه ؛) بگذریم ..

هوم:)
هوم:)

5.باستان شناس

اینو که دیگه نگم چقدر عشقه، درسته اندازه زیست و ادبیات عاشقش نیستم ولی از اون کارا بود که با عشق بهش بپردازم و سختی هاشو و محدودیتهاشو به جون بخرم، خلاصه علاقه اش همیشه بود از همون کودکی تا الان که مستندای باستان شناسی میدیدم، کلا تاریخو هم دوست دارم و عاشق خوندن کتابای تاریخیم ولی خب بازم نشد 🤷🏻‍♀️😂


بگذریم همینا دیگ ، روان شناسی هم خیلییی دوست دارم ولی یه مدته کلا دوست ندارم به درد و مشکلات بقیه فکر کنم، چون مشکلات روانیِ خودم سر به فلک کشیدن (یو یو ارهههه) 😁🤷🏻‍♀️

بی ربط به زندگیم نیس ؛)
بی ربط به زندگیم نیس ؛)

پ.ن: فقط همینا نیستا ولی خب حوصله نیس ..

پ.ن۲: نوبت شماست!

۱۴۰۵،۲،۲۱

زندگیشکست عشقیعلوم انسانیادبیاتچالش هفته
۳۷
۶۱
Kanî
Kanî
خاموشیِ ویرانه‌ها زیباست ..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید