ویرگول
ورودثبت نام
باغ کتایون
باغ کتایونباغ کتایون کتاب های خوانده ام گلهای این باغند. تکه های قشنگ کتابهای دیگران درخت هایش. من كتايونم باغبانی که شبها بیدار می ماند ،تا از کتابها محافظت کند. بنشینید چایی بریزید و با من ورق بزنید.
باغ کتایون
باغ کتایون
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

در باغ کتایون قاتلی که درون ماست را ورق می زنیم. بریده هایی از کتاب جنایت و مکافات قسمت اول

🩸🗡من که میگویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازه ای بردارند یا حرف تازه ای بزنند

🩸🗡هیچ میدانید آقا هیچ میدانید پناهی نداشتن یعنی چه؟ چون هر آدمی دست کم باید جایی داشته باشد که به آن پناه ببرد.

🩸🗡من فقط یک بار به دنیا می آیم دو بار که به دنیا نمی آیم؛ حوصله هم ندارم بنشینم منتظر سعادت جامعه باشم می خواهم زندگی کنم اگر نه سرم را بگذارم بمیرم. خب؟

🩸🗡اما این قدر هم دیگر فکر نکن بیخیال طی کن خودت را بسپر دست جریان زندگی نگران هم نباش زندگی خودش تو را به ساحل مقصود میرساند خودش زیر یایت را محکم میکند.

🩸🗡اصلا برای آدمهای عمیق و حساس درد و رنج لازم است

🩸🗡هر کس بهتر بتواند خودش را فریب بدهد، خوشتر زندگی میکند. هه هه

🩸🗡کسی که وجدان داشته باشد و به اشتباه خودش پی ببرد به عذاب وجدان دچار میشود. همین مکافات برای او کافی است ... اشد همه محکومیت های کیفری است.

🩸🗡حتی چرت و پرت را هم نمی توانیم به شیوه خودمان بگوییم. هر چرند و پرندی که دلت می خواهد بگو، اما به راه و رسم خودت آن وقت من حاضرم پایت را هم ببوسم چون مزخرف گفتن به شیوه خود هزار بار بهتر از منطقی حرف زدن به شیوه دیگران است. در مورد اول تو یک انسانی در مورد دوم، فقط یک طوطی مقلد

🩸🗡هیچ کس حرف هیچ کس را نمی فهمید هر کس فکر میکرد حقیقت فقط در وجود خودش لانه کرده است.

🩸🗡من از آنها نیستم که زیر بار حرف زور بروم مرامم همین است. چون معتقدم حرف زور شنیدن یعنی آب به آسیاب استبداد ریختن

عذاب وجدانجنایت و مکافاتداستایفسکیروانشناسیبریده کتاب
۵
۰
باغ کتایون
باغ کتایون
باغ کتایون کتاب های خوانده ام گلهای این باغند. تکه های قشنگ کتابهای دیگران درخت هایش. من كتايونم باغبانی که شبها بیدار می ماند ،تا از کتابها محافظت کند. بنشینید چایی بریزید و با من ورق بزنید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید