ویرگول
ورودثبت نام
باغ کتایون
باغ کتایونباغ کتایون کتاب های خوانده ام گلهای این باغند. تکه های قشنگ کتابهای دیگران درخت هایش. من كتايونم باغبانی که شبها بیدار می ماند ،تا از کتابها محافظت کند. بنشینید چایی بریزید و با من ورق بزنید.
باغ کتایون
باغ کتایون
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

گزیده هایی از کتاب بازی های میراث

📰✒️شیطانی که میشناسی بهتر از شیطانی است که نمی شناسی... اینطور نیست؟

📰✒️قدرت مطلق فساد مطلق در پی دارد.

📰✒️پرسیدم چرا باید یه داستان بگم؟ چون اگه تو داستان رو نگی یه نفر دیگه به جات میگه.

📰✒️ناگهان حس کردم وارد میدان مسابقات شده ام و هیچ اطلاعی از قوانین بازی ندارم

📰✒️گاهی چیزهایی که از نظر بیرونی متفاوت به نظر می رسن در درون دقیقاً یکسان ان.

📰✒️خشم جهنم هم به اندازه زنی نیست که بهش بی حرمتی شده.

📰✒️ولى من اندوه را می شناختم می توانستم حسش کنم... میتوانستم عملاً آن را بو بکشم

📰✒️کلماتش خشک و مرتب بودند، مثل آن کت شلوار سفید اگر جرئت داری خرابش کن

📰✒️فقط میخواست زندگی کنه. نه اینکه زنده بماند نه اینکه بگذراند. زندگی کند.

📰✒️الان به چی نیاز داری؟ نیاز دارم زندگیم رو پس بگیرم.»

📰✒️هیچ چیز جز مرگ و مالیات قطعی نیست

📰✒️ندانستن نقطه ضعف محسوب میشود، مثل ایستادن روی ریل های راه آهن وقتی نمی دانی قطار از کدام جهت می آید.

جناییخودشناسیدوستی
۱
۰
باغ کتایون
باغ کتایون
باغ کتایون کتاب های خوانده ام گلهای این باغند. تکه های قشنگ کتابهای دیگران درخت هایش. من كتايونم باغبانی که شبها بیدار می ماند ،تا از کتابها محافظت کند. بنشینید چایی بریزید و با من ورق بزنید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید