ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا
کیمیابرآنم که آرام نگیرم...
کیمیا
کیمیا
خواندن ۴ دقیقه·۳ ساعت پیش

مسئولیت‌هایی که از آن‌ها فرار می‌کنیم.

گاهی اوقات وقتی می بینم نسبت به انجام کاری مقاومت دارم مجبور می‌شوم به علت و ریشه ی آن اتفاق فکر کنم. مثل حفاری برای رسیدن به گنج می ماند. با همان اشتیاق، با همان تمرکز. در حالی که گاهی اوقات نتیجه‌ای که به آن می‌رسم مثل دیدن یک سنگ نفیس خوشحالم نمی‌کند. هرچند که رسیدن بهش برایم همانقدر ارزشمند است. اکثر اوقات یا بهتراست بگویم ۹۹ درصد مواقع زمانی که علت عملی را پیدا می‌کنم، تازه قادر به حل مشکل می‌شوم. اما اگر ندانم از کنترلم خارج می‌شود و عملاً فلج می‌شوم. از آنجایی که مشتاق نیستم تا اعمالم خارج از کنترل باشند راه‌حل را در سر و سامان دادن افکارم می‌بینم.

این مقدمه چینی برای این بود که یادم بیاد چقدر خارج از کنترل بودن اعمالم برایم آزاردهنده است. دوباره متمرکز شدم روی خودم. انگار از دنیای بیرون ناامید و دنیای درونم و افکارم را می‌خواهم دوباره بازسازی کنم.

در متن قبلی به این پی برده بودم که این حس ناامیدی بخش زیادیش درونی است. پس به آنجایی که دستم می‌رسد چنگ می‌زنم تا دوباره به بازی برگردم. رفتارم را در روز مورد بررسی قرار می‌دهم و مشکلات را ارزیابی و تحلیل می‌‌کنم. مشکل حال حاضرم عدم تعهد به مسئولیت های خونه است.

بر این باورم که زندگی چرخه ی مسئولیت ها است. فکر می‌کنم هر کسی توانایی بالانس کردن مسئولیت ها را داشته باشد و تعادل ایجاد کند در نهایت آرامش و ثبات را احساس می‌کند.  زندگی ابعاد مختلفی دارد: سلامت، معنویت ، محیط ، توسعه فردی، ‌تفریح و سرگرمی، امور مالی ‌، حرفه/ شغل/تحصیلات ، عشق و علاقه ، اجتماع و دوستان ،‌ خانواده. (بر اساس چرخ زندگی)

هر کدام تعاریف و زیرمجموعه های خاص خود را دارند که اینجا به آنها نمی‌پردازم. چطور شد که از کلمه ی مسئولیت استفاده کردم؟

زیرا که در ذهن من مسئولیت یک چرخه دارد. مسئولیت تعهد میاورد و تعهد هوشمندی و خلاقیت. هوشمندی و خلاقیت می تواند منجر به آرامش شود. و این چرخه تکرار می‌شود. حلا حفظ این تعهد نیاز به نظم دارد. می‌دانیم که نظم و حفظ آن زیاد ساده نیست. در خانه من مسئول گردگیری ،‌جمع‌‌آوری ظرف ها و گاهی پخت و پز هستم. همین.

اما به طور منظم نمی‌توانم این وظایف را به ثمر بنشانم. برای خودم فلسفه‌چینی می‌کنم،‌گاهی ذهنم را گول می‌زنم، گاهی با قر و موسیقی خودم را مشتاق نسبت به این وظایف نشان می‌دهم. در نهایت باز هم گویی تمام سلول های بدنم جمع می‌شوند و دست به یکی می‌کنند تا ذهنم را آلوده به غر و شکایت کنند. گاهی موقع انجامشان عبوس یا بی‌حوصله می‌شوم و طلبکار. نسبت به زمین و زمان و خودم و همه.

گاهی هم میوفتم به تمیزکاری و انجام تمام وظایف در یک زمان. این نمی دانم از کمالگرایی و ایده ی یا همه یا هیچ میاد یا اینکه از مشغولیت ذهن به تاکردن لباس و شستشوی دستشویی پناه می‌برم.

گاهی هم کار را نصفه و نیمه رها می‌کنم. شاید مسئله ی تمرکز دوباره حواسم را به این سمت و آن سمت پرت می‌کند. شاید هم هنوز در ذهنم کامل متعهد نشدم و به صورت اجبار به این اعمال نگاه می‌کنم.

علت اصلی ای که این رفتار را بررسی کردم اثر پروانه ای است که روی خانواده می‌گذارد.

ظرف ها که جمع نباشند مامان کلافه می شود و هی به آشپزخانه آمدن را به تاخیر میاندازد. در نتیجه ناهار دیر می‌شود و گشنمه‌مان می‌شود و انسان های گشنه تحملشان پایین می‌آید و ادامه را احتمالاً خودتان حدس می‌زنید.

دنبال منبع و راه‌حل می‌گردم نه مقصر. فکی می‌کنم برای پیدا کردن علت نیاز دارم زمان هایی را که بالاخره وظایفم را انجام می‌دهم را بررسی کنم. چه زمانی به طور کامل و باحوصله اندک کاری را که دارم را به سرانجام می‌رسانم؟

کمی به سفیدی دیوار خیره می شوم و جواب را می بینم: زمانی که دریایِ ذهنم آرام است.

وقتی افکارم درهم و برهم است نه تنها مسئولیت را فراموش می‌کنم بلکه خودم را هم گم می‌کنم.

جالب است که یکی از دلایل آشفته شدنش فرار از همین مسئولیت ها است. تعهد به خود و زندگی‌ام وقتی کمرنگ می‌شود ذهنم بهم می‌ریزد. ارتباط مستقیم این دو مقوله برایم جالب است.

به عدم تعهد به خود رسیدم. شاید نیازی نیست به کلی این برچسب را بزنم اما می‌توانم اثرش را در ابعاد مختلف زندگی‌ام پیدا کنم.

حالا اگر به خودم و اهدافم متعهد باشم ،‌مسئولیت پذیریم بیشتر می‌شود؟

آیا راه‌حل این است؟

 

 

پ.ن:

اثر پروانه ای (Butterfly effect) که به آن اثر موج‌دار نیز گفته می‌شود، پدیده‌ای است که توسط پروفسور «ادوارد لورنز» در سال 1963 ابداع شد. نظریه لورنز این بود که کوچک‌ترین تغییرات در یک محیط می‌توانند در آینده و نقطه‌ای از جهان موج شدیدی ایجاد کنند.اثر پروانه ای به زبان ساده بر پایه این ایده بنا شده است که رویدادهای کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت، ممکن است در نهایت منجر به عواقب بسیار بزرگ‌تری شوند.

۰۴/۱۱/۱۵

کیمیا

اثر پروانه‌ایتوسعه فردیخودکاویزندگیروانشناسی
۸
۴
کیمیا
کیمیا
برآنم که آرام نگیرم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید