ویرگول
ورودثبت نام
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is LookingAuthor
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

برادران برونته

می‌نویسیم. زیاد می‌نویسیم و با هم به اشتراک می‌گذاریم. فرصت دوباره خواندن خیلی از نوشته‌های خود را نداریم. غلط‌های انگشت‌شمار در زیادی نوشته‌هایم آن تاج دوقلوی* شاهزاده و گداست*. یکی بدون رفاقت آن دیگری، به مرگ می‌انجامد. ایوان ایلیچ* را به بخش D* منتقل کرده‌اند. در این بخش از آیین زندگی*، نوشتن با آفریدن دوباره‌ی همان روز از زندگی*‌ام یکی می‌شود. افکار خوب و مثبتم بر‌می‌گردند، همه این‌ها به خاطر این است که هر شب قورباغه‌‌ی لزجم را می‌بوسم*. ماجراجویی‌های شگفت‌انگیز این بچه‌ی خفن و مهربانی* که پست به پست فالو کرده‌اید از جنس ستاره‌ها*ست. این ۳۶۵ روزی که بدون شعرهای تو*، کنار رود پیدرا به گریستن‌های پائولو زل زده بودم و دستمال تعارفش می‌کردم*، پی به وجود مرکبی از اسب سیاه * در شب‌های روشن* بدبختی‌هایش بردم. بعد از واکاوی پائولو فهمیدم بوی تلخ بیگانگی* و افسانه‌ی کاریزما* باعث نمی‌شوند بدن رنج‌هایش را فراموش کند*. قبل‌تر از او بادبادک‌باز* در زمان کشیک‌های خدمت سربازی‌اش بر بلندی‌های بادگیر* ثروتمندترین مرد بابل* را شناسایی کرد. که خب او نمی‌خواست هویتش را افشا کنم. پس پایان این قسمت نوشته را باز می‌گذارم. در این سیرک شبانه* توجه شما را به تماشای دخترکی که ماه را جرعه‌جرعه می‌نوشد جلب می‌کنم*. که چگونه هر پنج صبح* پاستیل‌های بنفش* را مستمرانه گاز می‌زند و دربه‌در تووی مثنوی* را می‌گردد تا بفهمد چطور دوباره عاشق امید شدم*؟ ساده است! کتاب‌خانه‌ی نیمه‌شب* را خرد و خاکشیر و تخم شربتی می‌کنید، سپس مغازه‌ی خودکشی* را به آتش می‌کشید و رهبری سر الکس فرگوسن* را به رسمیت می‌شناسید تا در تاریخ ایران* جاودانه باشد. شفای زندگی* را در چیزی جز ماورای طبیعی شدن*‌ها، عرقیجات‌های طب سنتی-گیاهی*، و مسخ‌شدگان می‌‌جویی؟ و چرا ما تمامش نکردیم*؟ و چرا این رازها* را به ما کسی نگفت*؟ در اصل تقصیر من نیست تقصیر توست* که اسمت برام دردآورست* و با این حال چه بی‌گناهی عزیزم. عشق تو در این سال‌های کوری*، وبا* و حبس حیوانات مزرعه* بر صدر مجلس‌ها، نیک‌سرشتی* فیلم‌های صامت سال‌های دور را می‌خواست. چشمانم به حس خوب محفوظ و محبوس سینمای کلاسیک روشن است و آرام می‌گیرد. مثل هر شب تا سینمای سیاه و سفید ۱۹۸۴* گز می‌کنم، هایده می‌خواند، خداحافظ. روزای روشن خدا....حافظ. چه خداحافظی؟ خداحافظی از کدام روز روشن هایده‌ی عزیزم؟ از کتاب‌های کنار دستشویی بین‌راهی به اندازه‌‌ای که نوشته‌ام را به پایان ببرم، دور شده‌ایم. هم اکنون پایان.🤍

پلی‌لیست بهترین آهنگ‌های فرامرز
پلی‌لیست بهترین آهنگ‌های فرامرز

زیبا می‌نویسم نه!؟ 🌝

نویسندهخوانندهخیالعکس داستانکزندگی مدرن
۳
۱
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید