ویرگول
ورودثبت نام
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is LookingAuthor
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

تمام فلسفهٔ خوشبختی در بازی با کلمات

بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم نکنه «خوشبختی» اصلاً یه کشف نبوده، یه اختراع بوده.

یه چیزی که آدم‌ها ساختن که بتونن دوام بیارن.

زندگی از اولش هم خیلی مهربون نبوده. پر از از دست دادن، نرسیدن، ترس، تموم شدن. شاید یه جایی وسط این همه فشار، یکی گفته: بیا اسم یه سری لحظه‌های قابل‌تحمل رو بذاریم خوشبختی. که حداقل حس کنیم داریم به یه چیزی می‌رسیم.

خوشحالی هم شاید همون وقفه‌ی کوتاه بین دو تا درد باشه. یه نفس عمیق قبل از موج بعدی.

رویا؟ شاید یه جور فرار محترمانه‌ست. یه راه تمیز و شیک برای اینکه از حالا جدا شیم و بریم تو آینده‌ای که هنوز خراب نشده.

ما بلد نیستیم فقط شاهد باشیم. نمی‌تونیم بشینیم و بگیم «خب، اینم زندگی». باید براش اسم بذاریم. باید معنا بسازیم. باید یه جوری حس کنیم کنترل دست ماست.

بعد اسم این تلاشو می‌ذاریم فلسفه. ولی اگه خیلی بی‌رحم نگاه کنیم، شاید فلسفه هم یه بازی باشه. یه کلنجار رفتن ذهن با کلمه‌ها. یه مدل مرتب کردن بی‌نظمی، فقط روی کاغذ فیلم موسیقی.

در حالی که دنیا کار خودشو می‌کنه. نه با تعریف‌های ما مهربون‌تر میشه، نه با اعتراض‌هامون متوقف.

قواعد خودش رو داره. مسیر خودش رو میره. برای یکی خشن و بی‌ملاحظه، برای یکی نرم‌تر و قابل‌تحمل‌تر.

ولی در نهایت؟ می‌گذره. چه ما اسمشو بذاریم خوشبختی، چه بدبختی، چه هیچ.

🤌🏻?
🤌🏻?

جستاریادداشتفکرخیالعکس نوشته
۲
۱
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید