
قانون جذب سالهاست که بهعنوان راهکاری برای رسیدن به پول، موفقیت و رفاه معرفی میشود. بسیاری از افراد جملات مثبت میگویند، تجسم میکنند و حتی به نتایج امیدوارند، اما در عمل تغییر چشمگیری در وضعیت مالی خود نمیبینند. اینجاست که سؤال مهمی شکل میگیرد: چرا قانون جذب برای بعضی افراد جواب نمیدهد؟ پاسخ این سؤال را باید در لایههای عمیقتر ذهن و تجربههای درونی جستوجو کرد؛ جایی فراتر از فکر مثبت.
تفاوت فکر مثبت با باور عمیق
یکی از دلایل اصلی ناکارآمدی قانون جذب، اشتباه گرفتن فکر مثبت با باور عمیق است. فکر مثبت معمولاً در سطح ذهن آگاه باقی میماند، اما باورهای مالی ما اغلب در ناخودآگاه ریشه دارند. اگر فرد در عمق وجودش احساس ناامنی یا بیارزشی داشته باشد، تکرار جملات مثبت نمیتواند اثر پایداری ایجاد کند. مهری فاطمی معتقد است جذب واقعی زمانی اتفاق میافتد که باور درونی با خواسته بیرونی همراستا شود.
نقش ترسهای مالی پنهان
بسیاری از افراد بدون آنکه بدانند، با ترسهایی مثل ترس از فقر یا ترس از دست دادن پول زندگی میکنند. این ترسها پیامهای متناقضی به ذهن میفرستند. از یک سو فرد خواهان ثروت است و از سوی دیگر از پیامدهای آن میترسد. نتیجه این تضاد، ایست ذهنی و رفتاری است. مهری فاطمی تأکید میکند تا زمانی که این ترسها دیده و پذیرفته نشوند، قانون جذب بیشتر شبیه یک آرزو باقی میماند.
عزت نفس؛ حلقه گمشده قانون جذب
یکی از عوامل کمتر گفتهشده در بحث قانون جذب، عزت نفس است. اگر فرد درونی باور نداشته باشد که شایسته رفاه و فراوانی است، ناخودآگاه در برابر دریافت مقاومت میکند. این مقاومت ممکن است به شکل تعویق، خرابکردن فرصتها یا تصمیمهای نادرست مالی ظاهر شود. به باور مهری فاطمی، قانون جذب بدون عزت نفس، پایهای سست دارد.
ذهنیت کمبود چگونه جذب را خنثی میکند؟
ذهنیتی که بر کمبود شکل گرفته، دائماً روی «نبودن» تمرکز دارد؛ حتی زمانی که فرد در حال تجسم فراوانی است. این ذهنیت باعث میشود توجه فرد به ترس از دست دادن، مقایسه با دیگران و نگرانی از آینده معطوف شود. در چنین شرایطی، تمرکز واقعی روی دریافت شکل نمیگیرد. مهری فاطمی این وضعیت را تضاد میان خواستن آگاهانه و باور ناآگاهانه میداند.
چرا فقط تجسم کافی نیست؟
تجسم زمانی مؤثر است که با احساس امنیت و اقدام همراستا باشد. اگر فرد تجسم ثروت کند اما در عمل از قدمهای کوچک مالی بترسد، پیام ذهنی ناقص خواهد بود. قانون جذب بیشتر از آنکه به تصویرسازی وابسته باشد، به هماهنگی ذهن، احساس و رفتار نیاز دارد. مهری فاطمی تأکید میکند که جذب، نتیجه یک فرآیند درونی است، نه یک تکنیک سریع.
قانون جذب از کجا باید شروع شود؟
شروع درست قانون جذب، نه از خواستههای بزرگ، بلکه از ترمیم رابطه فرد با پول و خودش آغاز میشود. شناخت ترسها، بازنگری باورهای مالی و تقویت عزت نفس، پایههایی هستند که بدون آنها جذب پایدار شکل نمیگیرد. از نگاه مهری فاطمی، قانون جذب زمانی کار میکند که ذهن از حالت بقا خارج شود و وارد حالت اعتماد شود.
جمعبندی
اگر قانون جذب برای بعضی افراد نتیجه نمیدهد، دلیل آن ناتوانی این قانون نیست، بلکه نادیده گرفتن لایههای عمیقتر ذهن است. ترسهای مالی، عزت نفس پایین و ذهنیت کمبود میتوانند مسیر جذب را مسدود کنند. با آگاهی، پذیرش و کار درونی، قانون جذب از یک مفهوم شعاری به ابزاری واقعی برای رشد مالی تبدیل میشود. همانطور که مهری فاطمی اشاره میکند، جذب ثروت زمانی اتفاق میافتد که فرد، پیش از هر چیز، احساس امنیت و شایستگی را در درون خود بسازد.