ویرگول
ورودثبت نام
در میان ستاره ها
در میان ستاره ها
در میان ستاره ها
در میان ستاره ها
خواندن ۲ دقیقه·۱۶ روز پیش

یک متن اتفاقی برای آقای پلانکتون

آقای پلانکتون عزیز، وقتی روی برف ها افتادی و قطره های خون‌ِت برف های سفید رو قرمز می کردن و به مُردن فکر می کردی، می گفتی مُردن چه حسی داره؛ هیجان انگیزه مثل پریدن از روی یک مانع یا رهایی بخش مثل درآوردن لباس خیس از تن شاید هم معمولی باشه مثل رفتن از یک واگن قطار به یک واگنِ دیگه؟ بعد به این فکر کردی که میخوای زنده بمونی وقتی صورت معشوقه ات رو می دیدی که از دور داره به سمتت می دَوه. من هم چند وقتی هست که به مُردن فکر می کنم. اما نه به حسی که اون موقع ممکنه داشته باشم بلکه به نحوه ای که قراره از دنیا برم فکر می کنم. شاید دیوونگی باشه اما شرایط طوری نیست که خیلی مایل باشی به زندگی کردن فکر کنی با این که کلی کارِ نکرده و تجربه های زیست نشده داری. اما شاید واقعا اگه در معرض از دست دادن چیز مهمی مثل زندگی باشیم تازه متوجه می شیم که میخوایم یکم بیشتر زنده بمونیم و نمیخوایم این فرصت رو از دست بدیم. آقای پلانکتون به نظر تو هم ارزش زندگی وقتی آخرین لحظه ی همیشگی‌اش مرگ باشه دیده نمی شه؟ یا ارزش زندگی اونقدر بالا هست که شاید حتی با ارزش مرگ برابری کنه یا ازش بالاتر بره؟ وقتی تو تلویزیون یا کانال های خبری یا تو رسانه های مجازی با اخبار عجیب و غریب، ترسناک و غم انگیز روبرو می شم، به این که آیا زندگی واقعا ارزشش رو داره یا نه فکر می کنم. اینکه در کنار همه ی این اتفاقات بتونی به نکته های مثبت زندگی و لحظه های خوب تر و خوش فکر کنی و سعی کنی اون هارو بخاطر بسپاری خودش یک موهبت بزرگ می تونه باشه تا بعدش فکر کنی که زندگی ارزشش رو داره! اما آقای پلانکتون، من بعضی روزها همه چیز رو فراموش می کنم. به این فکر می کنم که چطور می میرم. بعضی روزها هم دعا می کنم چند روز بیشتر زنده بمونم. در حالی که مرگ یه حقیقته و اجتناب ناپذیره و اصلا دست من نیست اما من بابت‌ش سردرگمم.. هم برای مرگ هم برای زندگی. یک بی ثباتیِ مهم. اما رفتنِ تو خیلی رمانیتک بود. در حالی که روی زمین پوشیده از برف بودی و سفیدیِ قشنگ دونه های کریستالی برف که روی هم جمع شده بودند همه جارو گرفته بود و سقف بالای سَرِت همونطور که میخواستی آسمون بود تا بهت این حس رو بده که انگار تا آخرین لحظه زنده ای. آقای پلانکتون عزیز هنوز هم وقتی به آسمونِ شب نگاه میکنی به این فکر میکنی که فاصله ی بین مرگ و زندگی چقدر بی معنیه؟

A.20260619

عجیب غریبزندگیمرگاحساسات
۰
۰
در میان ستاره ها
در میان ستاره ها
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید