در میان ستاره ها·۱۸ ساعت پیشخوابِ پرندهنشسته بودم یکجا و از سکوت این عصر لذت می بردم. تا قبل تر مشغول پرواز با بقیه بودم. در همین زمانی که حواسم رو به آسمون داده بودم و پرواز ب…
در میان ستاره ها·۵ روز پیشرُز سفیدهمه چیز خوبه، دوباره می بینمت. نور خورشیدِ بعدازظهری که خیلی هم گرم نیست همه جا تابیده و تو مثل همیشه زیبایی. به چشم هات و موهای خرماییِ رو…
در میان ستاره ها·۶ روز پیشبرای ماهَمشب هایی که باهات قرار داشتم رو یادمه.. می رفتم فروشگاه نزدیک خونه و با یه نوشیدنی و نودل و بستنی بر می گشتم.. تا وقتی بر می گشتم، خورشید هن…
در میان ستاره ها·۷ روز پیش...یک کاغذ بر میدارم و دوباره بهت فکر میکنم. شروع میکنم به نوشتنِ کلماتی که درباره ی تو هستند. از بارونی میگم که شروع به باریدن کرده، ابرها…
در میان ستاره ها·۸ روز پیشاُمید...به آسمون نگاه کردم، آسمونی که به وقت غروب به سمت تاریکی می رفت و خورشید رو بدرقه می کرد تا به استقبال ماه و ستاره هایی بره که دلیل تند تر ت…