ویرگول
ورودثبت نام
آخرین فصل
آخرین فصلمینویسم تا که مردم بدانند که در چه دنیایی زندگی میکنم دنیایی که هیچ کس در آن وجود نداد دنیایی از چیز هایی که خودم خلق میکنم مینویسم تا در نوشته هایم زندگی کنم
آخرین فصل
آخرین فصل
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

باور کن غم انتخاب مغزه، نه خودت

باور کن غم انتخاب مغزه، نه خودت
باور کن غم انتخاب مغزه، نه خودت


سلام، وقتتون بخیر ☀️
فرصت رو غنیمت دونستم تا قبل از خواب چند تا چیزی که تو ذهنمه باهاتون درمیون بذارم. اینا نه از کتابه، نه از اینترنت، از دل خودمه... چیزایی که خودم تجربه کردم، فکر کردم و حسشون کردم. امیدوارم برای تو هم مفید باشه.

۱. مغز باید فرمان‌بر باشه، نه فرمانده

اول از همه باید بفهمیم که مغز ما باید تحت فرمان ما باشه، نه ما تحت فرمان اون.
ولی یه نکته مهم هست: مغز خودش گاهی کارایی که دوست داره رو انجام میده، مخصوصاً وقتی پای چیزی به اسم دوپامین وسط باشه.

دوپامین چیه؟ راستش دقیق نمی‌دونم، ولی چیزی که می‌دونم اینه که همون هورمون لذت و شادیه که باعث میشه مغز ما به بعضی چیزا تمایل شدیدی داشته باشه؛ چیزایی مثل:

  • سکس

  • خودارضایی

  • دیدن فیلم‌های پورن

اینا مقدار زیادی دوپامین آزاد می‌کنن.
ولی مشکل اینه که مغز می‌گه: «من برای استراحت به اینا نیاز دارم»...
در حالی که اینا در بلندمدت ما رو ضعیف می‌کنن.

۲. مغز جذب انرژی منفی میشه

اگه از هرکسی بپرسی حالت چطوره، می‌گه خوبم.
دفعه دوم هم می‌گه خوبم.
ولی اگه بار سوم بپرسی، ممکنه اشکش دربیاد و بگه: "افتضاحم."

چرا؟ چون مغز عاشق جذب کردن انرژی منفیه.
اصلاً طوری طراحی شده که چیزای منفی رو زودتر و بیشتر ببینه تا چیزای مثبت.

۳. دو چیزی که همیشه ما رو اذیت می‌کنن

اول: توقع

بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که می‌خوریم از توقعه.
ما از آدم‌ها بیش از حد انتظار داریم، مخصوصاً اونایی که براشون زیاد مایه گذاشتیم.
ولی واقعیت اینه که آدم‌ها آینه نیستن که کارای ما رو انعکاس بدن.
وقتی توقع داریم و اونا برعکس عمل می‌کنن، مغزمون شروع می‌کنه به آژیر کشیدن:
"دیدی چه کارا براش کردی، آخرش چی شد؟"

دوم: خودِ آدم‌ها

بذار یه سؤال بپرسم:
تا حالا دیدی یه سطل آشغال به یه سطل دیگه فحش بده یا بزنش و کارشون بره دادگاه؟
دیدی یه گوجه از یه گوجه دیگه بد بگه؟
نه! چون اونا انسان نیستن.

ما هر ضربه‌ای که می‌خوریم از یه انسان دیگه‌ست.
شکست عشقی؟ دلیلش یه آدمه، نه یه بز! 😅
پس آدم‌ها خودشون مشکل دارن، ولی ما اشتباهی ازشون انتظار پروژه‌های بزرگ داریم.
در حالی که "گل بی‌عیب، فقط خداست".

۴. توقع رو کم کن، غم نمی‌تونه شکستت بده

اگه بتونی توقعاتتو کم کنی، مطمئن باش هیچ غمی بهت غلبه نمی‌کنه.
واقعاً توقع، درِ ورودی بیشتر دردای روحیه.

۵. غم باکلاس نیست!

مغز ما بعضی وقتا دوست داره غمگین باشه، چون فکر می‌کنه ناراحت بودن یه جور باکلاس بودنه!
می‌بینه همه غم دارن، می‌گه خب منم داشته باشم.
بعضی وقتا حتی آدم‌هایی که عاشق نشدن هم با یه موزیک غمگین می‌زنن زیر گریه، چرا؟ چون توهم عشق دارن، حسرت دارن...
ولی نمی‌خوان برای رسیدن به چیزی تلاش کنن. ترجیح می‌دن حسرت بخورن تا اینکه بجنگن براش.

غم، یه عامل بازدارنده از موفقیته.
ناراحتی طبیعیه، ولی ماندگاری ناراحتی، طبیعی نیست.

جمع‌بندی

  • توقع نداشته باش

  • از انسان‌ها انتظار معجزه نداشته باش

  • گول غم الکی رو نخور

  • فرمان ذهن رو خودت دستت بگیر، نه مغزت

  • و همیشه یادت باشه: هیچ‌کس کامل نیست، جز خدا

ممنون که تا اینجا همراه بودی ❤️
نظرتو باهام درمیون بذار، شاید یه روز تو هم یه چیزی بنویسی که من ازت یاد بگیرم :)

برگرفته از سخنان نویسنده حیدر شالچیان

غمناراحتیخودشناسیکنترل ذهن
۶
۰
آخرین فصل
آخرین فصل
مینویسم تا که مردم بدانند که در چه دنیایی زندگی میکنم دنیایی که هیچ کس در آن وجود نداد دنیایی از چیز هایی که خودم خلق میکنم مینویسم تا در نوشته هایم زندگی کنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید