ویرگول
ورودثبت نام
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

زندگی من"

زندگی من هربار که می‌خندید، گوشه‌ی چشم‌هایش چین می‌افتاد و کشیده می‌شد.

نشد که امروز بخندد اما...

وقتی پارچه‌ی سفید را بر صورت بی رنگش می‌کشیدند، دیدم که هنوز گوشه‌ی چشم هایش چین افتاده و کشیده شده‌اند...

کتابداستان کوتاه
۱
۰
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
ف.عین.گاف(مَه‌رَوان)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید