جنگل ساکت یعنی خاموشی مطلق ، خاموشی مطلق یعنی پادشاهی کفتار ها در زمانه ای که همه می دانند کفتار ها چه هستند. به جای هدهد و جغد و شیران دلیر چشم به جولان کفتار ها دوخته ایم که پیش می روند و در تاریکی شب صدای زوزه های بلندشان را می شنویم.
ویرگولی های عزیز، قبل از نوشتن تفکر کنید و قبل از تفکر کردن بخوانید! آنان که از کفتار ها درس نگرفته اند در دامشان گرفتار می شوند و آنان که کفتار ها را سرلوحه ی خود قرار دادند به نابودی خواهند رسید. در این بین کسی پیروز است که بخواند و بیاندیشد نه کسی که فقط بنویسد.
کفتار میتواند هر چیزی باشد: یک فرد، یک عقیده ی اشتباه و یا یک فکر اشتباه که جامعه از آن پیروی می کند. آدمی است که انتخاب می کند با کفتار ها مقابله کند و یا در سکوت و تاریکی بماند و بپوسد. راه رستگاری در راه اندیشمندان است و نه کسی که دهان باز کرده و حرف می زند.
به لطف قطعی اینترنت میتوانیم جولان کفتار ها را ببینیم که تصور می کنند هر عقیده ای را میتوانند در مغز دیگران فرو کنند و آنها را پیروی خود کنند. در زمانه ای که جنگل سرسبز ساکت می شود چیزی بیش از این هم نمیتوان انتظار داشت.
نوشتن ابرازی است برای نشر دانش، دیده ها، شنیده ها و نه سلاحی برای نشر اکاذیب و صحبت های بیهوده. قلم برای کمک به دیگران است و نه چاقویی برای آسیب رساندن به آنان.
اگر قلم به دست دارید تفکر کنید و بخوانید و سپس بنویسید چرا که ممکن است ناخواسته با کفتار ها همسو شوید و مسیر آنان را ادامه دهید.
اگر میخواهید قلم یک ابزار برای نشر تفکرات بیهوده ی شما باشد پس قلم را زمین بگذارید. اینجا جایی برای شما نیست!
