ویرگول
ورودثبت نام
مانا
مانامن روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
مانا
مانا
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

شعر"بیدادگاه زمان"

حادثه آغاز شد

شاعری برخاست،

دخترک رقصید،

مأمنِ عرشِ الهی لرزید.

گلِ لاله از قفس پر زد،

آشیانه شد تنی خسته.

خشمِ فریادِ خدا،

ترسِ این دیوارها،

مرگِ معصومِ تبر،

حجمِ سردِ زمان.

آه از این بیدادگاه،

آه از این ویرانی،

سایه‌ی ترسِ نمور،

آه از این آوازهای زندانی.

~ مانا سیری

شعرشعر نوشعر نیمایی
۱
۰
مانا
مانا
من روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید