
خوشبختانه یا متاسفانه، هوش مصنوعی کمکم داره به یک شریک فکری تبدیل میشه. اونقدر وارد زندگی روزمره شده که حس میکنم قراره بهزودی جای ما فکر کنه. وقتی چتجیپیتی این عکس رو در عرض چند ثانیه، با این جزییات کامل برام ساخت، با خودم گفتم واقعا چقدر همهچیز عجیب راحت شده! تا همین چند سال پیش، یک انیماتور باید ساعتها یا حتی روزها برای خلق چنین تصویری وقت میگذاشت. اما حالا با کمک علم و تکنولوژی، همهچیز در چند ثانیه حاضر و آمادهست.
درست همون لحظه بود که سوی دیگه ماجرا رو دیدم. اینکه بهراستی همهچیز تیغ دولبهست. همینطور که تکنولوژی ما رو به جلو هل میده، میتونه چیزهایی رو هم از ما بگیره. و این نه فقط محدود به هوش مصنوعی، که حتی واژهها، عبارات، مفاهیم و معانی مثبتی چون امید، انگیزه، دانش و رشد رو هم شامل میشه. امیدی که بیش از حد باشه، میتونه ما رو از واقعیت دور کنه. انگیزهٔ افسارگسیخته ممکنه ما رو به سمت هدفی اشتباه ببره. دانشی که بدون اخلاق پیش بره، میتونه خطرناک بشه. و پیشرفت فاقد آگاهی و تعادل، هرچقدر هم چشمگیر، در نهایت به سقوط منجر میشه! اگه ندونیم چطور ازش استفاده کنیم، شاید پیش از اینکه آیندهای روشن بسازه، بخشی از گذشته رو از بین ببره. گذشتهای که روزی بهش تکیه داشتیم…
در جهانی که هر چیز در عین زیبایی، سایهای از تناقض به همراه داره، شاید مهمترین مهارت ما درک این دوگانگی و یافتن تعادل باشه. هوش مصنوعی خیلی جذابه، اما مثل هر ابزار قدرتمند دیگهای، تیغ دولبهست. امیدوارم هیچوقت دستمون رو نبره! هرچند تقریبا تمام ابزارهای بزرگ تاریخ همین ویژگی رو دارن. نوشتار، چاپ، برق، اینترنت… همه در کنار رشد، بخشی از زیست پیشین ما رو تغییر داده یا حذف کردن. هوش مصنوعی هم همین مسیر رو میره، فقط با سرعتی بیشتر و تاثیری گستردهتر.
به هر حال من که فعلا خوشبینم، اما نه مطلقا و نه برای همیشه. اندیشه انسان به هیچوجه ایستا نیست. شاید روزی نظرم درباره همه اینا عوض بشه! برای رهایی از تعصب، گاه باید مقداری این تغییر و تحول رو تجربه کرد. بهقول یکی از روانشناسان اگزیستانسیالیست، ایستایی شخصیت و اندیشه، مترادف با مرگ است.
با احترام، مهدی روزبه.