
ویران شده ی زمستانم
دلم سخت گرفته
از غصه و غم لبریزم
با تمام وجود غمگینم
برای کدام غیر تکراری بنویسم
برای کل ایران
شرق غرب شمال جنوب
برای همه جای کشورم غمگینم
انگار یکی دست و پاهام رو بسته و کاری ازم بر نمیاد
میزان غم و خشم و نفرتی که احساس می کنم تو کلمه ها جا نمیشه
امید کاشتیم غم رویید...
آن قدر شکسته ایم که خرده هامان را دیگر نمی توان شکست
حتی اگر روزی این غم پایان یابد من دیگر شاد زیستن را از یاد برده ام
قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی چه بر ما روا شد...
دلمون خونه از این همه ظلم و ستم
بمیرم برای دل مادران داغدار
برای ایران
برای مردم ایران
برای خون گل های پر پر شده ی بی گناه ایران زمین که ریخته شد
اونا فقط صدای ما مردم بودند
هر روز و هر شب یاد خواهر و برادرهای عزیزمان که جانشان را در راه آزادی وطن فدا کردند چون آتشی بر دلمان پر شور و پر گداز نگه خواهیم داشت.