داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشاولین گناه ، آخرین فرزندگاهی ما تاوان تصمیم دیگری هستیم… نه هیچ چیز دیگر
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشتکلیفِ کبریخیلی از شکست ها ریشه در این داره که میخواهی یک نفر دیگه باشی نه خودت
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشعملیات مخفیاز درون خانوادهاز درون فامیلپرت شدم میان آدمهایی که اصلا نمیشناختمشان.بیست، سی نفر.گریه میکردم.نمیخواستم بابا و مامانم بروند.کلید ماشین…
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشآرزو ها چه قشنگ میمیرندفقط چهار سال مانده بود.وااای که چه لذت بخش بود.گواهینامه میگیرم،با ماشین رؤیاهام کف خیابون ها قطعا میشود.حتما میشود.…
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشپیکانِ ابابیلهمیشه اولینها عجیباند.خیلی از اولینها یادمان نمیماند؛نه چون مهم نیستند،چون آنقدر ساده و بیادعا اتفاق میافتند که مغز، ارزش بایگانیکر…
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشطفلِ شروروقتی به بچگیهایم فکر میکنم، نقطهی آغاز مشخصی یادم نمیآید.انگار یهو پرت شده باشم وسط بچگی.اولین خاطرهام چیست؟نمیدانم.فقط یادم هست ناگ…