ویرگول
ورودثبت نام
مهدی مهدی زاده
مهدی مهدی زادهنویسنده ، سناریو نویس ، فیلم نامه نویس، ترانه سرا ارتباط با من از طریق اپلیکیشن بله: ‎@mehdi2002mz
مهدی مهدی زاده
مهدی مهدی زاده
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ روز پیش

هفت پله

همه می‌گویند: «معلولیت، محدودیت نیست».

ولی از نظر من،این یک جمله  دروغ بزرگ است. ما این جمله را به آن‌ها می‌گوییم تا بتوانند با شرایط کنار بیان.

آخه، چگونه می‌شود زندگی یک فرد معلول، محدودیت نداشته باشد؟ شما هر طرف را که نگاه کنی، ردپایی از آن را می‌بینی.

ردپایش را همین امروز صبح دیدم. روی صفحهٔ نمایشگر رایانه‌ام،

یک فرصت شغلی می درخشید : «استخدام گرافیست در شرکت مهرگان. محیطی پویا و صمیمی.»

خیلی خوشحال شدم.این دقیقاً همان کاری بود که برایش ساخته شده بودم. نمونه‌کارهایم را که پر از پروژه‌های درخشان بود، فرستادم.

بعد از چند ساعت

پاسخم را دادند «با مشاهده نمونه‌کارهای شما، مشتاقانه منتظر همکاری هستیم»

آدرس را برایم فرستادند.

صبح، بعد از اینکه صبحانه را خوردم، گوشی‌ام را برداشتم و به آژانس زنگ زدم.

هیچ‌کس حاضر نبود من را ببرد.با کلی سختی، یک نفر را راضی کردم تا در ازای گرفتن مبلغ بیشتر من را به مقصد برساند.

ساعت ۹:۳۰ به ساختمان آرمان رسیدم.

ظاهر ساختمان،شیک و مدرن بود.

نگاهم به پله‌های بلند و براقی افتاد که از پیاده‌رو به درب شیشه‌ای اصلی منتهی می‌شد.هفت پله. برای بیشتر مردم، چیزی نبود. ولی برای من، یک دیوار بلند بود.

با ویلچرم دنبال رمپ گشتم،اما چیزی پیدا نکردم.

مردی با کت و شلوار شیک از کنارم رد شد و به راحتی از پله‌ها بالا رفت. نگاهش که به من افتاد، یک لحظه مکث کرد. در چشمانش، آن نگاه آشنا را خواندم: ترحم آمیخته با ناراحتی.

سریع نگاهم را برداشتم.

نمی‌خواستم دوباره آن جملهٔ معروف را بشنوم: «نیاز به کمک داری؟»

کمک برای چی؟برای طراحی غلط یک معمار؟

با گوشیم شمارهٔ شرکت را گرفتم. به منشی گفتم: «سلام، من حسین موسوی هستم، برای مصاحبه دعوت شدم. متأسفانه ورودی اصلی ساختمان پله داره و من از ویلچر استفاده می‌کنم. آیا راه جایگزینی برای ورود وجود داره؟»

منشی مکثی کوتاه کرد.صدایش کمی دست‌پاچه به نظر می‌رسید: «بله... یک ورودی جنبی برای تحویل کالا داریم که آسانسور باربری داره. باید از آن طرف وارد شید.»

خودم را به آنجا رساندم. دربی بزرگ و فلزی که کنارش سطل‌های زباله بود.

آسانسور باربری بوی کهنگی و گرد و غبار می‌داد.

با زحمت زیاد،خودم را به همکف رساندم.

به سمت منشی شرکت رفتم.

او مرا به سمت محل مصاحبه راهنمایی کرد.

مصاحبه در اتاقی کوچک برگزار شد. به سوالات فنی با اعتماد به نفس پاسخ دادم. نمونه‌کارهایم را توضیح دادم. می‌توانستم ببینم که تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، اما نگاهشان مدام، به طور غیرارادی، به چرخ‌های ویلچرم می‌افتاد. انگار که من و ویلچرم دو موجود جدا از هم بودیم.

در انتها، خانم رضوی، مسئول منابع انسانی، گفت: «آقای موسوی، شما استعداد درخشانی دارید. واقعاً انتظار چنین چیزی را نداشتم.»

لحظه‌ای مکث کرد.آن مکث، سنگین و آشنا.

«فقط یک سوال...آیا با فضای این ساختمان، از نظر... امکانات، مشکل ندارید؟ مثلاً رفت‌وآمد و یا سرویس بهداشتی؟»

دلم می‌خواست فریاد بزنم:«مشکل دارم! اما مشکل از من نیست، از ساختمان شماست!» اما فقط گفتم: «مطمئنم می‌تونم راه حلی پیدا کنم.»

او لبخندی مصنوعی به من زد و گفت:«می‌تونید برید. نتیجه را از طریق ایمیل به شما اعلام می‌کنیم.»

موقع خروج، در آسانسور، با یکی از کارکنان آنجا هم‌مسیر شدم. نگاهی به من و سپس به ویلچرم انداخت.

ازم پرسید:«مصاحبه داشتید؟»

گفتم:«بله. برای شغل طراحی تصویر.»

گفت «چه عالی.برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم.»

با لحنی آرام گفتم:«خیلی ممنون.»

آسانسور به همکف رسید. در باز شد. او به راحتی خارج شد و به سمت پله‌ها رفت. من ماندم و در باربری.

یک بار دیگر،آن هفت پله، مثل دیواری بین من و دنیایی که می‌خواستم به آن تعلق داشته باشم، ایستاده بودند.

همان شب، ایمیل را دریافت کردم: «از وقتی که گذاشتید، سپاسگزاریم. صلاحیت‌های شما در سطح بسیار بالایی قرار دارد، اما در نهایت فردی را انتخاب کردیم که تناسب بهتری با فضای فیزیکی و نیازهای عملیاتی شرکت ما داشت.»

گوشی را با عصبانیت به زمین زدم.

"فضای فیزیکی". "نیازهای عملیاتی". این‌ها چه کلمات زیبایی برای پوشاندن یک حقیقت زشت بودند.

در سکوتِ خرد شدهٔ نمایشگر، باز هم آن جملهٔ دروغین طنین انداخت: "معلولیت، محدودیت نیست."

ه‍ٍــــی

می دونید محدودیت بزرگ کجاست؟

در ذهنیتی است که یک پله را برتر از یک ذهن می‌داند. محدودیت از آنِ آنهاست.

و من، با تمام وجودم، یک تراز شکسته هستم که ناتوانی این سیستم را فریاد می‌زنم.

فرصت شغلیمعلولیتداستانکنویسندگیواقعیت
۳۹
۷
مهدی مهدی زاده
مهدی مهدی زاده
نویسنده ، سناریو نویس ، فیلم نامه نویس، ترانه سرا ارتباط با من از طریق اپلیکیشن بله: ‎@mehdi2002mz
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید