ویرگول
ورودثبت نام
میم.سین
میم.سینسکانس‌هایی از یک منِ ناگفته‌مانده
میم.سین
میم.سین
خواندن ۱ دقیقه·۶ ساعت پیش

احساس اضافی‌بودن

تا به حال شده به این فکر بیافتید که «ای‌کاش برای پدر و مادرشدن هم آزمون کسب صلاحیت وجود داشت.»

منظورم این است که هر کسی همین طور با اراده خودش قادر به فرزند‌آوری نبود.

آدمی نمی‌تواند از والدین خود متنفر باشد، چون تنفر از آن‌ها همچون کمانی است که تیرش را برعکس کشیده باشند.

اینکه والدینی داشته باشی که با طرز تفسیرشان و کلماتی به طور مکرر موردتاکید قرار می‌دهند، برای تو شرایطی روانی فراهم می‌کنند که از بودنت و نفس کشیدنت احساس گناه داشته باشی، انتخاب هیچ کس نیست.

احساس اضافی‌بودن و نقش نان‌خور اضافی را داشتن نه تنها غرور آدمی را خرد می‌کند، بلکه عزت‌نفس‌اش را نیز به زیر سوال می‌برد.

دلم برای خودم نمی‌سوزد، ولی قلبم درد می‌گیرد وقتی دعواهای خواهرم و والدینم را می‌شنوم یا نظاره‌گر می‌شوم.

قبل‌ترها این احساس را داشتم که مردها هر چند هم تنها باشند، نباید احساس تنهایی کنند،  چون «نقش حامی» را داشتن، فراهم‌کننده‌ی احساس اعتمادنفس نسبی برای ادامه دادن است.  اما داشتن آدم‌هایی در زندگی‌ات که بدانی پشتت را دارند و با هر با زمین خوردن حواسشان به تو هست، نیاز فراگیر آدمیزاد است.

 و چه دنیا تاریک است، بدون وجود دیگرانی که پشت‌به‌پشت هم برای ادامه دادن بجنگید.

نقل‌قول موردعلاقه‌ی اخیر من:

We read to know we're not alone.” ― William Nicholson


1405/04/20 - Saturday - July 11, 2026 - 00 : 53 : 15 AM

احساس گناهوالدینافسردگیتنهایی
۲
۰
میم.سین
میم.سین
سکانس‌هایی از یک منِ ناگفته‌مانده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید