ویرگول
ورودثبت نام
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebi
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebiاینجا آشویتس است و ما فرانکل تر از ویکتور هستیم!
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebi
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebi
خواندن ۸ دقیقه·۴ روز پیش

از نامه چهارم تا چت روم "کفش سقراط"(با حضور هگل و مارکس)

درود بیکران سقراط بزرگ!

-Γειά σου

Socrates was an ancient Greek philosopher from Classical Athens, perhaps the first Western moral philosopher, and a major inspiration on his student Plato, who largely founded the tradition of Western philosophy.
Socrates was an ancient Greek philosopher from Classical Athens, perhaps the first Western moral philosopher, and a major inspiration on his student Plato, who largely founded the tradition of Western philosophy.

سقراط عزیز لطفن برای راحتی گفتگو از Translator استفاده کن. اینجا همه چیز فیلتر هست و بسیار سخت امکان ترجمه دارم. اما در آسمان المپ مترجمین زیادند.

  • باشه مهرتاش گرامی. سوالاتت رو بپرس.

    راستی مدل رسم الخط ات در نوشتن لطفاً و مثلاً و... متفاوته. چرا اینطور می نویسی؟ دلیل چیست؟

راستش سقراط عزیز دوست دارم "پای کلماتم روی زمین باشه؛ مثلاً در هواست. مثلن رو ترجیح میدم"

  • - نگاه جالبی بود مهرتاش جان. فقط بدان که حدود 30 دقیقه زمان داریم و ترجمان فارسی گفته هایم هم حدود 10 دقیقه میشه. پس عملاً 20 دقیقه زمان داریم. شروع کن.

سقراط جان با هم چند قرار بگذاریم: تو از اوضاع تاریخی بخصوص 100 سال اخیر کشور من "ایران" باخبری/ بی طرفانه و منطقی و دیالکتیکی و سوفیسطی بحث خواهیم کرد/ تعصب و تقدس افکار و متون رو با شیوه نقادانه بررسی کنیم.

تا یادم نرفته بگم که میانه بحث، هگل و مارکس هم آنلاین میشن. سوالی داری؟

  • -مهرتاش عزیز خوشحالم چارچوب ها رو مشخص کردی. نکته اول اینه که دلیل من در راستای روشنگری جامعه از 400 و خرده ای سال پیش از میلاد مسیح، مشخص بود. اما دلیل تو چیه؟ در نامه اول، خودت گفتی افلاطون انتهای این راه رو مشخص کرده. واقعاً! (باشه منم مثل تو می نویسم!) واقعن! بحث سنگین و پیچیده ایه. شاید در همین چت روم "کفش سقراط" 10 نفر نخونندش! این رو مطمئنم که برای عرضه خودت نمی نویسی و عاشق میهن و مردم ات هستی. منم عاشق آتن و آتنیان بودم. حتا با جام شوکران شون. راستی اسم گروه چرا "کفش سقراط" هست؟

خودت پاسخ دادی سقراط عزیز. 1 نفر هم بخونه، چندان تفاوتی نداره؛ مهم مباحثه با تو و میهمانان هست جهت اثبات نادانی ام به همه. اسم گروه رو گذاشتم "کفش سقراط" تا اثبات نادانی ام رو بکنم؛ کاری که 450 سال قبل مسیح تو کردی و من هم پا در کفش تو می کنم.

  • -آفرین! خلاقانه بود. امیدوارم در هماوردگاه بحث هم نفس کم نیاریم. پرسش اصلی این بود: "چرا تقدس گرایی، هماره بعنوان نیاز فطری انسان قلمداد شده است که ناگزیر به پناهگاهی ماورایی در مواجهه با مشکلات زندگی اش است؟" تو برداشت خودت رو از تقدس بگو؟

برای من تقدس یا Sanctification یعنی چیزی که معنایی منزه و پاک در بر داره. مادی یا معنوی بودنش براساس نگرش هر کس متفاوت و شخصیه.

  • -پس مهرتاش تو انسان رو معیار تشخیص تقدس امری می دونی. درسته؟!

من تفکر و نگرش فرد رو ملحم از معنایی می دونم که در اثر تاریخ، ایدئولوژی، فرهنگ، هنر و... برای جامعه و افراد ترسیم شده.

معنای قدسی جمعی؛ معنای قدسی فردی. و فرد بعنوان سلولی از پیکره جامعه معنای قدسی جمعی داره؛ و تقدس فردی اش در بستر و چارچوب معنای قدسی جمعی هست.

  • بذار یک پرسش داشته باشم. اگر در شهری زندگی کنی که تجاوز به کودکان پذیرفته شده باشه، آیا تو حاضری فرزندت رو در اختیار افراد اون جامعه بگذاری؟!

اگر با این معنا موافقت داشتم و در جامعه نشو و نما کرده باشم، و خودم اشتهار به این عمل داشته باشم یا حتا پذیرفته باشمش، شبیه Deep Learning در هوش مصنوعی، احتمالن به مرور باهاش کنار اومدم.

اما اگر اولین تجاوز رو که دیدم، یا متن قانون اون شهر رو که خوندم، وارد اون جامعه نشده باشم، خیر.

  • -آیا دانش به تجاوز، مستلزم پذیرش یا آموختن اون هست؟ یک مثال بزن!

سقراط عزیزم! اگر فردی از عشقش خیانت ببینه و تا مرز خودکشی پیش بره، رفتارش بعد از اون اتفاق چه خواهد بود؟ یا او هم شروع به خیانت می کنه؛ یا با خودش میگه من دردی که کشیدم رو به دیگری تحمیل نمی کنم و نمی چشانم. و معنای خودش رو با اون اتفاق باز تعریف یا تثبیت می کنه: خائن یا وفادار!

  • -مثال خوبی بود. تو در جامعه خائن یا وفاداری زندگی می کنی؟

بنظرم الان وفادارتر از قبل! بدلیل معنای قدسی جمعی.

  • -دلیلی برای حرفت بگو؟

ببین من سالها عدم همدلی، عدم وفاداری، عدم صداقت، عدم تلاش و نبودن خیلی مقدسات رو علیرغم مقدس مآبی حاکمین و مردم دیدم. گفتم "عدم" به دلیل اینکه "تاریکی یعنی نبود نور". اما درد جمعی این سالهای اخیر گویی چون اکسیر، مس جامعه رو به طلا داره تبدیل می کنه و معنای جمعی جدیدی به جامعه داده.

  • مهرتاش! بنظرت بزرگترین چالش هر جامعه چی می تونه باشه؟!

مصلحت اندیشی برای خود! سقراط جان در کتاب فلسفه شرّ (آیشمن در اورشلیم) هانا آرنت از قول آیشمن مینویسه: آیشمن گفت من هیچ خصومتی با یهودیان نداشتم. من فقط کارمو درست انجام دادم. بله سقراط جان! اون مصلحت خودش رو به مصلحت بشری ترجیح داد.

  • -مهرتاش نازنین! اگر درست فهمیده باشم تو خیلی اهل مصلحت اندیشی نیستی! آیا تصور نمیکنی این دیدگاه برای امثال تو دردسر یا طرد اجتماعی به همراه بیاره و جامعه نپذیره؟! نتیجه جام شوکران برای هرکسی به نوعی هست.

بله سقراط حکیم. ولی یک سوزن به خود و یک جوالدوز به دیگران بزن:) امثال تو خیلی ارزشمندین و حک شده در تاریخ! ما عادت داریم به کسانی بگیم تو که بقیه فقط بهشون میگفتن: شما! بنظرم آپولوژی تو درس پرورش اجتماعی می تونه باشه. دم افلاطون گرم که شروعش با این فصل بود. راستی سقراط چرا نتونستی روی کریتون رو زمین بندازی؟! البته کامل میدونم ولی برخی میگن حماقته! برخی میگن خودکشی بوده! برخی میگن حضورت در زندان و پذیرش اون بیدادگاه آتن، خیانت به جامعه بود و خودت رو از اونها دریغ کردی! چه پاسخی بهشون میدی؟!

  • مهرتاش اگر من هم مصلحت اندیش بودم، الان در مظان اتهام و سرزنش تو قرار می گرفتم. درسته؟!

دقیقن. و همین حس مشترک و عدم مصلحت اندیشی خویش، تا حد قابل توجهی معنای جامعه من شده. دور نشم از بحث! اگر 3 شقّ مصلحت شخصی/مصلحت جامعه و مصلحت جهانی رو در نظر بگیریم، تقدس معنایی(هنوز وارد معنای تقدس نشدم) رو هم به همین منوال Segmentation می کنم. اما معیار آن معنای مقدس با پیشینه هاییه که قبلن گفتم. بعد می پرازیم به Target معنای مقدس هر دسته؛ و Positioning و جایگاه معنای مقدس برای هر دسته.

  • مهرتاش! دروغ/ تظاهر و ریا/ خودبینی/حسادت/غرور و صفاتی که مایه افتخار نیست، یا حامل معنای مقدسی نیست رو در ذهن داشته باش؛ حالا شجاعت/عشق/صداقت/تواضع/احترام/انصاف/پیگیری و صفاتی که مایه افتخار هستند رو هم تصور کن. به نگاه تو کدامیک مصلحت اندیشانه است؟

هر 2

  • توضیح بده.

دروغ یا کتمان حقیقت، بر پایه مصلحت شخصی منطبق با مصلحت جامعه سیاست نام داره که در تئوری فلسفه قابلیت سیاسی ابعاد گوناگونی را گفتند.

در عرفان ایرانی، غرور درویش در مقابل توانگر، خود فضیلتی ستودنی است.

باز در عرفان خودبینی، و جمع گریزی و تنهایی و خلوت بسیار توصیه شده. مثلن دوست نازنین جفتمون، حضرت مولانا و عطار و ... بسیار در مدح تنهایی و به خود توجه داشتن، نوشته اند.

حسادت و ... هم همچنین.

این صفات ظاهرن مذموم!

اما صفات ظاهر مثبت!=»

گاهی شجاعت با دوگانه دیوانگی و غیر منطقی بودن، اشتباه می شود.

صدق و معصومیت با ساده لوحی هم دو روی سکه اند.

تواضع و بی مرزی!

عشق و دوست داشتن و حمایت بیش از حدّ و ایجاد خودشیفتگی در خود یا دیگران.

انصاف و .. هم همچنین.

تلفیق و یکپارچگی صفات مذموم و صفات ممدوح می شه معنای شخصی نشأت گرفته از معنایی که در اثر تاریخ، ایدئولوژی، فرهنگ، هنر و...برای افراد جامعه در طول کودکی تا زمان امکان اتخاذ تصمیم، شکل گرفته.

تقدس معنایی مثل عشق آیا برای چشم زیبای معشوق هست؟

  • نه!

برای قد بلند و موی افشان و جایگاه اجتماعی و درآمد و تحصیلات و... هست؟

  • نه!

اگر کسی عاشق مرد قد بلند بشه، خب من 190 هستم. پس اگر 195 دید، عاشق اون میشه؟

  • قطعن نه!

اگر از معشوق خوش قیافه تر، پولدار یا مدرک تحصیلی و جایگاه اجتماعی بالاتری داشت، عاشق رهاش می کنه و میره سراغ دیگری؟

  • قطعن نه!

خیانت میکنه؟!

  • انسانیت میگه نه!

سرزنشش میکنه؟!

  • اگر احترام و عشق حاکم باشه، نه!

اگر یکی درد داشته باشه؟

  • رهاش نمیکنه. مرهم دردهاش میشه

اگر واقعن عاشق هم باشند، به هم زمان میدن برای ساختن! درسته؟!

  • معمولن و منطقن بله.

در تک معیارهایی مثل تحصیلات و زیبایی و قد و اوضاع مالی و ... تک به تک بالاتر از هرکسی هست.

  • درسته! تجزیه افراد قابل قیاس و شاخص بندی هست.

اما سقراط عشق از ترکیب ناشی میشه.

پسر یا دختر عاشق میشه با جمع ابعاد.

مثلن سقراط با ترکیب همین دانش+ظاهر+صدا+ هنر+ ... برای همسرش جذابه.

آدمها با جمیع جهات معنای رابطه رو ترسیم میکنند. چه رابطه عاشقانه! چه رابطه کاری! چه رابطه اجتماعی! چه رابطه سیاسی و...

  • مهرتاش منو یاد مناظره با پروتاگوراس انداختی.

برام تعریف میکنی سقراط. انرژی کلام و همصحبتی با تو رو دوست دارم!

  • در روزگاران گذشته زمان آفرینش جانداران از خاک و آب و آتش و عناصر دیگر، پرومته‌اوس و اپی‌مته‌اوس رو مأمور تقسیم نیروهای جانوران کردند. اپی‌مته‌اوس به پرومته‌اوس گفت: من نیروها رو تقسیم می‌کنم؛ بعدن تو بیا و بازرسی کن!
    پس اپی‌مته‌اوس به یک جانور سرعت بخشید؛ به یکی وسایل دفاع؛ به یکی چنگال و منقار؛ به یکی توانایی پرواز؛ به یکی قابلیت شنا در دریا؛ به یکی پوست ضخیم؛ به یکی قابلیت خوردن میوه‌های سخت؛ به یکی قابلیت خوردن جانوران دیگر؛ به یکی جثه بزرگ؛ به یکی چشم‌های تیزبین و...
    اما اپی‌مته‌اوس یک غفلت بزرگ کرده بود! چون همه توانایی ها رو به جانوران داده بود، لذا بشر در برابر قابلیت‌های جانوران دیگه، سلاح خاصی نداشت!
    پس پرومته‌اوس هنرهای خدایان المپ آتنا و هفایستوس (دانش و صنعتگری) رو دزدید و به بشر داد. اما نتونست هنر سیاست رو از گنجینه زئوس، بدزده!البته بعدها کیفر اون دزدی هم که کرده بود، دید. جامعه بدلیل آسیب پذیر بودن انسانها شکل گرفت و بشر چون هنر کشورداری و زندگی اجتماعی بلد نبود، زئوس بزرگ شرم و عدالت رو از طریق هرمس به زمین فرستاد و نظم و قانون برقرار گردید. هرمس به زئوس گفت: "چگونه شرم و عدالت را در میان آدمیان تقسیم کنم؟

    زئوس گفت: آنگونه که همه آنها از شرم و عدالت بهره مند گردند تا جوامع آنها پایدار بماند؛ قانون را هم برای کسانیکه بهره کمی از شرم و عدالت برده اند می فرستم.

    مهرتاش الاهه عدالت کیست؟

تمیس؟!

  • آفرین. یکبار داستان چشمان بسته و شمشیر و میزان در دستانش را برایت خواهم گفت. اگر موافقی جمله آخر را بگویم چون ساعت 23:00 زمان استراحتم است.

بگو!

  • پروتاگوراس به من گفت:

    سقراط اجزای"فضیلت انسانی" عدالت/خویشتن‌داری/دینداری است؛

    و مهمترین فضیلت انسانی"خویشتن‌داری"
    لذا عدالت، دینداری، عشق و آزادی‌خواهی، بدون خویشتن‌داری، موجب تخریب ارتباطات انسانی و اجتماعی خواهد شد و نقض هدف غایی فرد، برای سعادت جامعه است.

بسیار لذت بردم ازین مناظره.

  • راستی فکر کنم هگل و مارکس نتونستند وارد "کفش سقراط" بشن. ولی درودها به گنجشک برسان مهرتاش عزیز.

تا بعد کماکان συνεχίζω

سقراطفلسفه سیاسیعشقدیالکتیک
۱۷
۶
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebi
مهرتاش طالبی Mehrtash Talebi
اینجا آشویتس است و ما فرانکل تر از ویکتور هستیم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید