سقراط گرامی درود و آرزوی شادکامی. هم از تو سپاسگزارم و هم کمی گله مند.
سپاس من از پاسخ تک کلمه ای تو بود و گله ام هم از پاسخ تک کلمه ای ات.
تنها گفتی: συνεχίζω ؛ و تنها گفتی:συνεχίζω.
آنقدر برداشت های مختلف از همین یک کلمه کردم که عجیب شدهنوز امین آباد نرفتم.

سر قول ام هستم. mentioned یعنی از شخصی در متن خود یاد کنی که خواننده بتواند در همان متن، وارد پست یا پیج او شود. راستش را بخواهی من هنوز در ویرگول، یعنی همین جا که برایت می نویسم، چالش دارم.
مثلن دوستم گنجشک gonjeshk رو بلخره منشن کردم. با یک @(ای دورت بگردم) و اسمش. امیدوارم درست بشه.
گوشی هم میگم.
اما زئوس نکرده، سقراط از لحن محاوره ای من ناراحت نشین؟ اول خواستم بگم خدای نکرده، دیدم خب شما یونانیان برای خدای خدایان احترام ویژه قائل هستید.
بگذریم.
سقراط جان گوشی یک وسیله برای ارتباط بین افرادی هست که از هم دور هستند یا شرایط مکالمه مستقیم ندارند.
مثلن پدر خانواده رفته باشه پشت بام و بخواد کولر رو درست کنه، با گوشی به مادر خانواده زنگ میزنه که مثلن: آب رو بزن؛ یا روشن کن! حالا خاموش کن!
یعنی با اینکه نزدیک هم هستند، بهتره از گوشی استفاده کنند.
یا وقتی بعضیا با پارتنرشون دعوا میکنن، فقط با پیام و یا خیلی رسمی با گوشی از حال هم خبردار میشن.
یا مسافت ها که دور میشه، از طریق گوشی و آنتن های BTS و دکل های مخابراتی اونا رو مدیریت میکنه، با هم صحبت می کنن. اگر بخوام کمی فیزیکی توضیح بدم، اینجوری میشه:
یک فرستنده داریم که data رو میگیره و به Signal تبدیل میکنه.
یک کانال مخابراتی هم سیگنال رو حمل کرده و هوا و فضا، کابل مسی و فیبر نوری و … رو بعنوان بستر ارسال سیگنال ایجاد میکنه.
انتهای داستان هم گیرنده سیگنال رو از کانال دریافت میکنه و اون data اولیه رو پردازش میکنه و قابل فهم استفاده میکنه.
البته اگر اعتراضی بشه یا جنگ بشه، هر سه تاش میره توو دیوار!
آخ! سقراط اتفاقن یک سایت به نام دیوار داریم که برخی مدیرعامل ها در اونجا آگهی های عجیب و تهوع آوری میدن؛ مثلن این یه نمونه:
به یک نفر خانم موجه سن بین ۲۰ الی ۳۵ خوش برخورد، خوش استایل با روابط عمومی بالا جهت دستیاری مدیرعامل نیازمندیم
همراه در سفرهای داخلی و خارجی
با حقوق بالا
منطقه یک تهران
هزینه رفت و آمد
اسکان با هزینه شرکت
البته وقتی چند هزار ساعت اینترنت نداریم، بیش از نصف از کسب و کارها به فنا میرند.
بذار به زبان خودت بگم!
انگار کن آدمهایی بی گناه هستند که به نفرین تانتالوس دچار شدند و سیکلوپ های تک چشم و تیتان ها و سِربِرها هم قصد دارند از کوکیوتوس ، ماهی خودشون رو صید کنند؛ در حالیکه خبر ندارند این رود، آخرِ آخرش به جهان هادس میرسه! و چه بهتر که به حرف هراکلیتوس توجه کنن و توو این رود همون یکبار هم شنا نکنن!
فکر کنم تونستم منظورم رو بهت برسونم سقراط نازنین.
اما ماکارونی چیه؟ بات تصویر برات میگم که هم کامل متوجه بشی، هم مشتاق ترت کنم که دیداری کنیم.
ماکارونی یه غذایی هست که متشکل از چربی و فیبر و ... هست که از آرد و غلات و... درست میشه. اتفاقن چند شب پیش عطار میهمانم بود و ماکارونی با سویا درست کردم. 2 تا هدیه عالی بهم داد. یک دم کنی نارنجی؛

و این شعر:
عاشقان چون به هوش باز آیند
پیش معشوق در نماز آیند
پیش شمع رخش چو پروانه
سر ببازند و سرفراز آیند
گاه از شوق پردهدر گردند
گاه از عشق پرده ساز آیند
بر بساطی که عشق حاکم اوست
جان ببازند و پاکباز آیند و...
بعله عالیجناب سقراط گل!
وقتی دعوتتون می کنیم و تشریف نمیارید، با عطار تا صبح شعر میخوانیم و نبودت همه جا هست و سخنها دارم از دست تو بر دل... اما جات سبز هست تا همیشه.
بطری رو هم یادم نرفته. بطری همون پیاله و جام هست. و با یک در آبی بسته میشه. سقراط جان اگه نمی پرسی ویلچر چیه، زمانی بود که با تعدادی درهای بطری، به معلولان ویلچر می دادند؟ اگر زمان شما بطری بود، ویلچر یا هر هدیه کاربردی به اشخاص نیازمند میدادین؟
مطمئنم تو خودت بعنوان یک وزنه تاریخی مسئولیت اجتماعی(κοινωνική ευθύνη) حتمن از مردم آتن میخواستی اینکار رو بکنند!
شاید اونا هم اگه ظالم نبودند، اینکار رو میکردن. کمبود دانش شون رو امثال تو و پروتاگوراس و کریتون و... می توستید بهبود ببخشید. اما شرافت و فضیلت انسانی هم اکتسابی هست بنظرم و هم پذیرشی. منظورم اینه که شاید هرکسی علمِ انجام کار خوب رو داشته باشه؛ اما کار درست رو نکنه.
خیلی از ظالمان تاریخ عالمانه و عامدانه ظلم می کردند و می کنند. بنظرم تو رو میتونم به حُکم جانفدای اعتقاد به خدایان المپ با منصور حلاج همسان بدونم. امیدوارم با این هم نهشتی، توانسته باشم جایگاه والای هر دوی شما رو در ذهنم نشون داده باشم. منصور حلاج مجرم بود؛ مثل تو؛ مثل خیلی ها؛ و جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد.
راستی سقراط مگه آتن از برکت و حمایت آتنا برخوردار نبود؟!
آتنای بزرگ همزمان خدای عقل و جنگ بود. آرِس نبود که فقط خشونت پراکنی کنه. هوشمندی زنانه از ازل بوده و همه می دونیم که آتنای باکره چگونه مسلح و با فریاد از پیشانی زئوس متولد شد.
پس چرا آتنیان خرد رو رها کردند و ظلم رو سرلوحه قرار دادند؟! استاد معظم! چه چیزی آدم رو اینگونه احمق میکنه؟
مثلن اگر آشپزی تو از من بهتر باشه، خب هرچه دوست بهتر و خیرخواهی باشم، غذای خوشمزه بیشتر با هم میخوریم!
اگر دانش تو از من بیشتر است، خب هرچه دوست بهتر و خیرخواهی باشم، بیشتر کنارت یاد میگیرم!
اگر در موسیقی تو از من بهتر باشی، خب هرچه دوست بهتر و خیرخواهی باشم، لذت بیشتری از هنرت میبرم.
اگر ...
اگر...
این حماقت نیست که برای خوب بودنت در خیلی چیزها، سنگسارت کنند؟! تبعید و تکفیر و تهمت و ملامت و...؟
من با عقل جزوی خودم فکر میکنم هرچه دوست بهتر و خیرخواهی باشم، بیشتر کنارتم و برام مفیدتره!
تازشم! تو که هرگز خواسته ای نداشتی. دنبال دستمزد و قدرت و ... نبودی!
سقراط!
چرا آدمهای بی توقع، برای خیلی ها ترسناکند؟!
وقتی تو حاضری بدون چشمداشت، با تحلیل و بررسی بسیار دقیق، عالمانه، با کلی دلسوزی پدرانه، و با پیگیری و به روز کردن دانش ات و بصورت دیالکتیکی، اشخاص رو راهنمایی کنی؛ اما همون اشخاص تو رو اعدام کنند؟! چرا؟!
چرا خوبی های تو اونا رو تا جایی برد که دست به خون تو آلوده می کنند؟!