ویرگول
ورودثبت نام
Celien
Celienیک عدد دونگرای طرد شده این زندگی:)
Celien
Celien
خواندن ۲ دقیقه·۱۰ روز پیش

دخترکم حتی اگر دلتنگ شدی هم برنگرد!

تکه ای از من درون من گم شده است که بسیاری نا آشناست می گوید و می خندد ولی در نهایت شب هنگام مرا تماشا می کند گاه نزدیک کتاب خانه گاه پشت میز تحریر و گاهی هم از کنج اتاق!

نگاهش غم دارد این را می فهمم جوری نگاه می کند که انگار که این آخرین دیدارمان است و درحال خداحافظی است که برود!

پس از کلی صحبت شبانه و از اون اصرار برای رفتن و اصرار من بر ماندن در نهایت هر شب راضی می شوم که برود چون این برای هر دویمان بهتر است !

اما درست زمانی که می خواهیم از این رنج آزاد شویم، خواب به سراغم می آید و با دستان پر توانش مرا در اعماق خود می کشد، و او نمی رود می ماند و مرا تماشا می کند!

دوباره شب بعد هم همین بساط را داریم نه من دوست دارم که او مرا ترک کند و نه او!

دروغ چرا؟ خواب بهانه است ! بهانه ای برای به تعویق انداختن این پیشامد اجتناب ناپذیر!

من تکه های زیادی از خودم را از دست داده ام اما این تکه یک تکه ی عادی نیست او سال هاست با من است و به قول خودمان

《از وقتی که خودم را یاد می کنم ایشون رو هم یاد می کنم! 》

اجازه دهید کمی از ویژگی هایش برایتان بگویم دختر ارامی است، کمی سن و سالش از نظر عقلی از من بیشتر است و معمولا برای مشورت به سراغش می روم

نمی دانم دقیقا این تکه از من چه نام دارد اما این روزها عجیب ناراحت و غمگین به نظر می رسد و البته دلخور ! دخترکم زندگی با آدم های اطرافم را دوست ندارد و مدام به من می گوید که خسته شده است اما عزیزکم کاری ازم بر نمی آید،

ما چند سالی محکوم به تحمل هستم!

محکوم به زنده ماندن و زندگی کردن!

تا زمان که مرگ ما را به سوی خود فرا بخواند!

راستش می ترسم از آن روزی که این دخترک مرا ترک کند و من تنها تر حالا بشوم که نظر می رسد زیاد دور نیست!

اگر روزی دخترک من را در خیابان های این شهر دلگیر دیدید بگویید که دلم برایش تنگ شده است

شبتماشاخواب
۱۰
۰
Celien
Celien
یک عدد دونگرای طرد شده این زندگی:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید