مدتی قبل که یکی دو بیماری عجیب را از سر میگذراندم و عوارض نامعمولی را تجربه میکردم به این نتیجه رسیدم که مردن در سنین بالا و هنگامی که انسان درگیر، بیماریهای خسته کننده است باید چیزی دلپذیر باشد
تا از شر بعضی ناتوانیها و عوارض راحت شویم

اما در هفته اخیر خوابهای آشفته، کابوس، و بیدار شدنهای مکرر در خواب و گاهی
بختک(ناتوانی در فرار از کابوس و نیمههوشیاری) را تجربه میکنم به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است چنین چیزهایی را تجربه کنیم؟ مردن میتواند خیلی خیلی سخت باشد
سختی بدون پایان
شبیه همان چیزی که در دانته در کمدی الهی توصیف کرده بود