
توجه: این مقاله حاوی هیچ توصیه ای جهت سرمایه گذاری نیست و فقط جهت آگاهی بیشتر از ساز و کار ارکان بازار بورس و اوراق بهادار می باشد.
بازار سرمایه تنها مجموعهای از اعداد و نمودارها نیست؛ بلکه بازتابی از رفتار انسان، روانشناسی و حتی الگوهای طبیعت است. گاهی برای درک پیچیدگیهای بورس، باید به جنگل نگاه کنیم و گاهی برای فهم سود، باید مفهوم "رشد" را بازتعریف کنیم. در این نوشتار، دو سوال بنیادین و چالشبرانگیز را بررسی میکنیم: آیا جذابیتهای بازار بورس شبیه به انتخاب جفت در طبیعت است؟ و آیا در یک اقتصاد بدون رشد، میتوان از بورس سود برد؟
در زیستشناسی مفهومی کلیدی به نام «انتخاب جنسی» (Sexual Selection) وجود دارد که گاهی با «انتخاب طبیعی» (Natural Selection) در تضاد قرار میگیرد. انتخاب طبیعی بر بقا تمرکز دارد، در حالی که انتخاب جنسی بر جذابیت و جفتیابی متمرکز است.
نمونه بارز این تقابل، طاووس نر است. دُم بلند، رنگارنگ و درخشان طاووس نر، اگرچه برای جذب جفت و بقای ژنتیکی ضروری است، اما همین ویژگی او را در برابر شکارچیان آسیبپذیر کرده و پرواز را دشوار میسازد (کاهش شانس بقای فردی). این یعنی پذیرش ریسک بالا برای کسب پاداش بالا (جفتگیری).
این چه ارتباطی به بازار بورس دارد؟ این مکانیزم دقیقاً در بازارهای مالی نیز قابل مشاهده است:
جذابیت در برابر امنیت: درست همانطور که طاووس برای دیده شدن ریسک شکار را میپذیرد، در بازار سرمایه نیز سهام یا داراییهای "پر زرقوبرق" و جذاب (High-flying stocks) وجود دارند. این سهمها با وعده بازدهیهای رویایی، سرمایهگذاران را جذب میکنند.
تعارض منافع: همانطور که انتخاب جنسی (جذابیت) میتواند انتخاب طبیعی (امنیت و بقا) را به چالش بکشد، در بورس نیز «وسوسه سودهای کلان» (انتخاب جنسی سرمایهگذار) میتواند اصول مدیریت ریسک و حفظ اصل سرمایه (انتخاب طبیعی اقتصادی) را تهدید کند.
سرمایهگذاران اغلب جذب شرکتهایی با داستانهای هیجانانگیز یا عملکردهای انفجاری گذشته میشوند. این انتخاب اگرچه میتواند بازدهی بالایی داشته باشد، اما ریسک سقوط و "شکار شدن" سرمایه توسط نوسانات بازار را به شدت افزایش میدهد. هنر سرمایهگذاری موفق، یافتن نقطه تعادل میان این دو نیرو است: جذابیت برای کسب سود، و احتیاط برای بقای مالی.
یک باور غلط یا سوال رایج این است: "اگر رشد اقتصادی کشور صفر یا منفی باشد، آیا بورس میتواند بازدهی مثبت داشته باشد؟" پاسخ کوتاه بله است. حتی در شرایط رکود، بازدهی سهام میتواند مثبت و قابل توجه باشد. اما چرا؟
رشد اقتصادی صفر به معنای توقف تولید نیست؛ بلکه به این معناست که "افزایش" تولید نداشتهایم. اما تولید ناخالص داخلی (GDP) همچنان عددی مثبت و بزرگ است. شرکتها همچنان کالا میفروشند و ارزشافزوده ایجاد میکنند. بازده سهام، در واقع سهم صاحبان سرمایه از همین کیک اقتصادی است. حتی اگر اندازه کیک بزرگتر نشود (رشد صفر)، خودِ کیک وجود دارد و بین نیروی کار (دستمزد) و صاحبان سرمایه تقسیم میشود.
سهم صاحبان سرمایه نیز به دو بخش تقسیم میشود:
صاحبان بدهی (اوراق مشارکت/بانک): ریسک کمتر، سود ثابت.
صاحبان سهام: ریسک بیشتر، سود متغیر. چون سهامداران ریسک اصلی کسبوکارد را به دوش میکشند، حتی در یک اقتصاد با رشد کم، سهم بیشتری از عایدات بنگاه (نسبت به صاحبان بدهی) را طلب میکنند. این همان "صرف ریسک" است.
شاخص بورس نماینده کل اقتصاد نیست. رشد اقتصادی (GDP Growth) میانگین عملکردِ تمام بخشهای کشور (دولتی، خصوصی، کوچک و بزرگ) است. اما بازار سهام معمولاً متشکل از بزرگترین و قویترین بنگاههاست. ممکن است رشد کل اقتصاد صفر باشد، اما شرکتهای بورسی (به عنوان گلچینهای اقتصاد) رشد مثبت داشته باشند.
وقتی بازار رشد میکند و اکثر پرتفویها سبز هستند، چرا عدهای اصرار دارند که بازار «بازی جمع صفر» است؟ نکته ظریف اینجاست: بازار سهام در بلندمدت بازی جمع مثبت (Positive Sum) است، اما معاملهگری فعال (Active Trading) اغلب خاصیت جمع صفر دارد.
منظور از جمع صفر در این بحث این است که فعالیتهای مکرر خرید و فروش (تریدینگ)، به خودی خود ارزشی به اقتصاد اضافه نمیکند؛ بلکه صرفاً نحوه تقسیم کیک را تغییر میدهد.
مثال علی و ساناز: فرض کنید علی سهامدار شرکت X است. ساناز با تحلیل بهتر، سهم را در ۱۰۰ تومان از علی میخرد. قیمت به ۲۰۰ تومان میرسد. علی با پولش سهم Y را میخرد و ۵۰ تومان سود میکند.
دیدگاه جمع صفر: اگر ساناز وارد عمل نمیشد و معاملهای صورت نمیگرفت، مجموع سود شرکتهای X و Y (ارزش بنیادی) تغییری نمیکرد.
واقعیت ماجرا: معاملهگری ساناز ممکن است باعث شود قیمت سهم X سریعتر به ارزش واقعیاش (۲۰۰ تومان) برسد (کارایی بازار)، اما این تغییر قیمت، تغییری در خط تولید، فروش یا ارزشافزوده واقعی شرکت X ایجاد نمیکند.
در نهایت، آنچه ثروت جامعه را زیاد میکند، سودسازی شرکتها (ارزشافزوده) است، نه دستبهدست شدن سریع سهام بین معاملهگران. قیمت سهام در محاسبات تولید ناخالص ملی نمیآید، بلکه خروجی کالا و خدمات شرکت است که اهمیت دارد.
مقاله های مرتبط:
- الفبای سرمایه گذاری: بررسی بنیادی طلا در این مقاله به طور خلاصه به بررسی بنیادی طلا در سیستم اقتصادی و مالی جهان و عوامل تاثیر گذار بر قیمت این دارایی کمیاب و ارزشمند می پردازیم.
- الفبای سرمایهگذاری: راهنمای جامع سواد مالی در این مقاله با مفهوم سواد مالی یا Financial Literacy، دانش و فهم افراد از این مفهوم و اصول و روشهای اجرایی آن آشنا می شویم.
در دنیای پیچیده بازارهای مالی، صندوقهای سرمایهگذاری (Investment Funds) بهعنوان یکی از کاراترین ابزارهای «سرمایهگذاری غیرمستقیم» شناخته میشوند. این صندوقها پناهگاه امنی برای کسانی هستند که دانش، زمان یا اعصاب فولادی برای رصد لحظهای تابلوهای بورس را ندارند.
مکانیزم کار ساده است: سرمایههای خرد از هزاران نفر جمعآوری میشود و در سبدی متنوع از داراییها (سهام، طلا، اوراق درآمد ثابت و سپرده بانکی) به گردش درمیآید. شما با خرید «واحدهای سرمایهگذاری» (Units)، مالک بخشی از این سبد میشوید و هر زمان که بخواهید، طی فرآیند «صدور و ابطال»، دارایی خود را نقد میکنید.
روی کاغذ، همه چیز ایدهآل به نظر میرسد: تیمی از تحلیلگران خبره و متخصص، با ابزارهای پیشرفته مدیریت ریسک، پول شما را مدیریت میکنند. منطق حکم میکند که احتمال موفقیت این تیم حرفهای بسیار بیشتر از یک معاملهگر آماتور باشد. اما آیا آمارها هم این برتری مطلق را تایید میکنند؟ اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید با دیدی انتقادی به ماجرا نگاه کنیم.
یک اصل تلخ اما واقعی در اقتصاد وجود دارد: بازده مازاد بر شاخص (Alpha)، یک بازی جمع صفر است. به زبان ساده، در بازار مالی، اگر قرار باشد یک نفر بازدهی بیشتری از میانگین بازار (شاخص کل) کسب کند، الزاماً شخص دیگری باید بازدهی کمتری از شاخص داشته باشد.
قانون طلایی: بازده بالاتر از شاخص برای آقای الف = بازده کمتر از شاخص برای خانم ب.
مشکل زمانی آغاز میشود که تعداد بازیگران حرفهای (صندوقها و موسسات مدیریت دارایی) در بازار زیاد میشود. وقتی بخش بزرگی از حجم معاملات توسط همین متخصصان انجام میشود، بازده نهایی آنها به سمت «بازده منفعل بازار» (Market Average) میل میکند. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که به واسطه آن، «همه» فعالان بازار بتوانند بازدهی بالاتر از شاخص کل کسب کنند. ادعای کسب سودهای نجومی و مستمر برای تمام سرمایهگذاران، بیشتر شبیه به تبلیغات زرد است تا واقعیت اقتصادی. نگاه «بازی جمع صفر» پادزهری قوی در برابر این توهمات است.
شاید شنیده باشید که «قوانین و آمار مثل سوسیس و کالباس هستند؛ اگر بدانید چطور تهیه میشوند، هرگز مصرفشان نمیکنید!» اما با وجود تمام دستکاریهای آماری، مطالعه رفتار بلندمدت بازار و توزیع نرمال دادهها، حقایق جالبی را آشکار میکند و مانع از رفتارهای هیجانی میشود. بیایید به دو آمار خیرهکننده نگاه کنیم:
تجربه جهانی (والاستریت): طبق گزارشهای معتبر (مانند SPIVA)، در بازههای زمانی ۱ ساله و ۱۰ ساله، حدود ۸۰ درصد از صندوقهای مدیریت فعال در آمریکا، بازدهی کمتری نسبت به شاخص S&P 500 داشتهاند.
تجربه داخلی (بازار ایران): وضعیت در ایران نیز تفاوت چندانی ندارد. بررسیها نشان میدهد تنها حدود ۲۰ درصد از صندوقهای سهامی فعال توانستهاند بازدهی معنادار (بیش از ۲ درصد) بالاتر از شاخص کل بورس کسب کنند.
این آمارها به ما میگویند که تلاش برای «شکست دادن بازار» (Beating the Market) کاری بسیار دشوار و پرهزینه است. برای بسیاری از سرمایهگذاران، استراتژی «سرمایهگذاری منفعل» (Passive Investing) یا همان دنبال کردن بنچمارک (مثلاً خرید صندوقهای شاخصی)، گزینهای هوشمندانهتر است. با این روش، شما به جای جستجوی سوزن در انبار کاه (پیدا کردن تک سهمهای برنده)، کل انبار کاه (کل بازار) را میخرید و ریسک تمرکز بر صنایع خاص را حذف میکنید.

آیا میتوان بازار را شکست داد؟ این سوالی است که میلیاردها دلار سرمایه را در سراسر جهان جابهجا میکند. برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید با مفهوم سرمایهگذاری فعال (Active Investment) آشنا شویم.
سرمایهگذاری فعال یک استراتژی جسورانه است که در آن، مدیران صندوق و تحلیلگران خبره با استفاده از اطلاعات عمیق مالی، اقدام به خرید و فروش مداوم سهام میکنند. هدف آنها چیست؟ انتخاب سهامی با ویژگیهای خاص برای کسب بازدهی بالاتر از شاخص مبنا (Benchmark). به بیان ساده، آنها تلاش میکنند تا باهوشتر از بازار عمل کنند. اما آیا در این راه موفق میشوند؟
اگر به دادههای تاریخی نگاه کنیم، تصویر متفاوتی از وعدههای مدیران صندوقهای فعال میبینیم. بیایید نگاهی به عملکرد این صندوقها در برابر شاخص قدرتمند S&P 500 (بازار آمریکا) بیندازیم:
کوتاه مدت و بلند مدت: فرقی نمیکند بازه زمانی ۱ ساله را در نظر بگیریم یا ۱۰ ساله؛ نتیجه تقریبا یکسان است. در هر دو حالت، حدود ۸۰٪ تا ۸۵٪ از صندوقهای مدیریت فعال، عملکردی ضعیفتر از شاخص S&P 500 داشتهاند. این یعنی اکثریت مطلق متخصصان نتوانستهاند حتی به اندازه میانگین بازار سود کسب کنند.
این شکست تنها مختص والاستریت نیست. نگاهی به بازارهای جهانی در یک بازه زمانی ۵ ساله، این حقیقت را تایید میکند:
در اروپا: حدود ۷۲.۶۳٪ از صندوقهای فعال نتوانستند شاخص S&P 350 اروپا را شکست دهند.
در ژاپن: وضعیت مشابه است؛ جایی که ۶۹.۳٪ از صندوقهای فعال بازدهی کمتری نسبت به شاخص S&P 150 ژاپن ثبت کردند.
به گواه تاریخ، سرمایهگذاری غیرفعال (Passive Investment) یا همان پیروی از شاخص، به مراتب بازدهی مطمئنتر و بالاتری نسبت به تلاش برای نوسانگیری و انتخاب سهام خاص (Stock Picking) داشته است.

چرا شکست دادن بازار تا این حد دشوار است؟ پاسخ در «تتمرکز سود» نهفته است. بازار سهام دموکراتیک نیست؛ بخش بزرگی از سودها توسط تعداد کمی از شرکتهای غولپیکر ساخته میشود. دادههای سال ۲۰۲۳ شاخص S&P 500 این موضوع را به زیبایی (و البته با بیرحمی) نشان میدهد:
وزن بازار: ۲۰ شرکت برتر از نظر ارزش بازار، تنها حدود ۳۰٪ از حجم (Weight) شاخص را تشکیل میدهند.
سهم از سود: اما همین ۲۰ شرکت، مسئول تولید حدود ۹۳٪ از کل سود شاخص بودهاند! (۷.۰۸٪ سود توسط این شرکتها در برابر ۷.۵۵٪ سود کل شاخص تا آن مقطع).

وقتی بخش عمدهی بازدهی بازار تنها توسط چند شرکت خاص (مانند اپل، مایکروسافت، انویدیا و...) ایجاد میشود، اگر یک مدیر فعال این سهمها را در پرتفوی خود نداشته باشد (یا وزن کمی به آنها بدهد)، شانسی برای رقابت با شاخص نخواهد داشت. اینجاست که استراتژی "خرید کل بازار" (سرمایهگذاری غیرفعال) برنده نهایی بازی میشود.

یکی از اولین سوالاتی که ذهن هر سرمایهگذاری را درگیر میکند، مسئله امنیت است. آیا صندوقهای سرمایهگذاری مطمئن هستند؟ اگر شما هم به دنبال پاسخی شفاف و قانونی هستید، باید بگویم که فعالیت صندوقهای سرمایهگذاری در ایران کاملاً قانونی و تحت نظارت دقیق است.
این نهادها بر اساس بند ۲۰ و ۲۱ ماده یک قانون بازار اوراق بهادار (مصوب ۱۳۸۴) و همچنین قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی (مصوب ۱۳۸۸) فعالیت میکنند. طراحی این صندوقها با الهام از موفقترین و متعارفترین مدلهای جهانی صورت گرفته است. به زبان ساده، صندوقها نهادهای مالی رسمی هستند که سرمایههای خرد را جمعآوری کرده و در سبدی متنوع از اوراق بهادار مدیریت میکنند تا سرمایهگذاران در سود و زیان آن سهیم باشند. مجوز تمام این صندوقها مستقیماً توسط سازمان بورس و اوراق بهادار صادر میشود.
در دنیای سرمایهگذاری، زمانبندی و استراتژی نقش کلیدی دارند. بیایید با دو ضربالمثل انگلیسی معروف، رویکرد صحیح در صندوقهای سرمایهگذاری را بررسی کنیم.
این بخش از ضربالمثل به اهمیت شروع زودهنگام اشاره دارد. در بازار سرمایه، زمان طلاست. وقتی زودتر سرمایهگذاری در صندوقها را شروع میکنید:
از قدرت سود مرکب بهرهمند میشوید.
به سرمایه خود زمان بیشتری برای رشد میدهید.
از روندهای صعودی بلندمدت بازار جا نمیمانید.
ضربالمثل دوم میگوید: «موش دوم پنیر را میگیرد». چرا؟ چون موش اول ممکن است عجله کرده و در تله بیفتد! این رویکرد نماد احتیاط و تحلیل است. در انتخاب صندوق سرمایهگذاری، نباید کورکورانه عمل کرد. صبر برای انتخاب صندوقی که با اهداف مالی و ریسکپذیری شما همخوانی دارد، از تصمیمات هیجانی جلوگیری میکند.
نتیجهگیری: هنر سرمایهگذاری، ایجاد تعادل بین این دو است. زود شروع کنید (پرنده سحرخیز)، اما قبل از آن با تحقیق کافی صندوق مناسب را بیابید (موش دوم).

رویکرد سرمایهگذاران خرد در بازار بورس، اغلب منجر به پذیرش ریسکهای کنترلنشده و از دست رفتن سرمایه میشود. چرا؟ چون بسیاری از افراد با مفاهیم آماری مثل توزیع نرمال و انحراف معیار آشنا نیستند.
تصور میکنم اگر جامعهی سرمایهگذاران آموزش ببینند که بازدهی بازار بر اساس یک منحنی نرمال توزیع میشود، درک خواهند کرد که کسب سودهای نجومی بدون پذیرش ریسکهای ویرانگر (که در دو سمت انتهایی نمودار قرار دارند) ممکن نیست. صندوقهای سرمایهگذاری دقیقاً همینجا وارد عمل میشوند؛ آنها با مدیریت حرفهای ریسک، سرمایهگذار را در بخش ایمن و پرسود نمودار نگه میدارند.
امنیت در صندوقهای سرمایهگذاری اتفاقی نیست، بلکه حاصل قوانین سختگیرانه و نظارتهای چندلایه است. این نظارتها در دو سطح انجام میشود:
سازمان بورس و اوراق بهادار مانند یک عقاب تیزبین عملکرد صندوقها را رصد میکند:
بررسی تمام فرمهای صدور و ابطال.
نظارت بر بایگانی اسناد و دفاتر شرکت.
دسترسی لحظهای به نرمافزار صندوق برای رصد صورتهای مالی، ارزش خالص دارایی ($NAV$) و تراکنشها.
علاوه بر سازمان بورس، خود صندوق دارای ارکان نظارتی داخلی است که شامل موارد زیر میشود:
متولی صندوق: وکیل سرمایهگذاران است. او بر عملکرد مدیر و ضامن نظارت مستمر دارد و هرگونه تخلف را سریعاً به سازمان بورس گزارش میدهد.
حسابرس: مسئولیت بررسی صحت صورتهای مالی و اصول حسابداری را بر عهده دارد.
مدیر صندوق: بر تمام مراحل اجرایی و تیم تحلیلگری نظارت میکند.
علاوه بر اینها، شفافیت اطلاعاتی در بالاترین سطح قرار دارد. گزارش عملکرد صندوقها هر ۳ ماه یکبار و لیست پورتفوی (سبد دارایی) آنها ماهیانه در سامانه کدال منتشر میشود تا شما هم بتوانید ناظر سرمایه خود باشید.
یکی از بزرگترین ترسهای سرمایهگذاران، بلوکه شدن پول است. صندوقهای سرمایهگذاری با ویژگی نقدشوندگی بالا این مشکل را حل کردهاند.
پشتوانه این صندوقها داراییهای نقدشوندهای مثل سپرده بانکی، سهام برتر و اوراق درآمد ثابت است. همچنین، بسیاری از صندوقها دارای رکن «ضامن نقدشوندگی» یا «بازارگردان» هستند. این یعنی یک شخصیت حقوقی معتبر تضمین میکند که هر زمان اراده کنید، پول شما نقد شده و به حسابتان واریز شود.
برای درک بهتر جایگاه صندوقها، جالب است بدانید که نیمی از داراییهای دلاری جهان، خارج از سیستم بانکی و در نهادهایی مثل صندوقهای بازنشستگی و بیمهها مدیریت میشود. به عنوان مثال، در ایالات متحده حدود ۶۰۰۰ صندوق بازنشستگی با هم رقابت میکنند که این امر مانع از ایجاد انحصار میشود.
این آمار نشان میدهد که در اقتصادهای پیشرفته، صندوقهای سرمایهگذاری ایمنترین و اصلیترین مسیر برای حفظ و رشد ثروت مردم هستند؛ مسیری که اکنون در بازار مالی ایران نیز به بلوغ رسیده است.

یکی از مهمترین معیارها برای انتخاب صندوق سرمایهگذاری مناسب، نحوه خرید و فروش واحدهای آن است. بر این اساس، صندوقها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)
صندوقهای مبتنی بر صدور و ابطال (Mutual Funds)
در حالی که صندوقهای مشترک (Mutual Funds) نیاز به فرآیندهای اداری یا ثبت درخواست برای صدور و ابطال دارند، صندوقهای ETF انقلابی در سرعت و سهولت سرمایهگذاری ایجاد کردهاند. اما صندوق ETF دقیقاً چیست؟

واژه ETF مخفف عبارت انگلیسی "Exchange-Traded Fund" به معنی «صندوق قابل معامله در بورس» است. همانطور که از نامش پیداست، واحدهای این صندوقها دقیقاً مانند سهام عادی شرکتها، در تابلوی معاملاتی بورس خرید و فروش میشوند. قیمت هر واحد از صندوق ETF در طول ساعات معاملاتی، درست مانند یک سهم، بر اساس میزان عرضه و تقاضا نوسان میکند. این ویژگی باعث شده تا این صندوقها در مقایسه با سایر رقبا، از نوسانگیری و نقدشوندگی بسیار بالایی برخوردار باشند.
طبق بند «ه» قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید (مصوب سال ۱۳۸۸):
«صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله، نهادهای مالی هستند که فعالیت اصلی آنها سرمایهگذاری در اوراق بهادار است و واحدهای آن پس از پذیرهنویسی اولیه، در سامانه معاملات فرابورس خرید و فروش میشوند.»
این صندوقها بسته به استراتژی خود، دارایی سرمایهگذاران را در سبدی متنوع از سهام، اوراق با درآمد ثابت، سپردههای بانکی و یا کالاهای سرمایهای (مانند طلا) مدیریت میکنند. جالب است بدانید که این ابزار مالی بیش از دو دهه قدمت دارد؛ اولین ETF جهان در سال ۱۹۹۳ با نام اسپایدر (SPDR) و با هدف تقلید از شاخص S&P500 به بازار معرفی شد.
در ساختار صندوقهای ETF، رکن سنتی «ضامن نقدشوندگی» حذف شده و جای خود را به رکن پویاتری به نام «بازارگردان» داده است. بازارگردان وظیفه دارد تا تعادل را در بازار حفظ کند؛ به این معنی که اگر برای واحدهای صندوق خریداری وجود نداشته باشد، بازارگردان خریدار است و اگر فروشندهای نباشد، او نقش فروشنده را ایفا میکند. این مکانیزم باعث میشود شما هرگز در صفهای خرید یا فروش قفل نشوید.
چرا باید صندوقهای قابل معامله را انتخاب کنیم؟ در ادامه به بررسی دقیق مزایای این صندوقها میپردازیم:
۱. سهولت و سرعت در معامله (Online Trading): برخلاف صندوقهای صدور و ابطالی، برای خرید ETF نیازی به مراجعه به سایتهای جداگانه نیست. شما میتوانید در ساعات کاری بازار، از طریق پنل آنلاین کارگزاری خود، به راحتی و با چند کلیک اقدام به خرید و فروش کنید.
۲. مدیریت ریسک با تنوعبخشی: خرید مستقیم سهام ریسک بالایی دارد، اما با خرید واحدهای یک ETF، شما مالک سبدی متنوع از دهها سهم، اوراق مشارکت و یا کالاهای فیزیکی میشوید. این تنوع، ریسک سرمایهگذاری شما را به شدت کاهش میدهد.
۳. شفافیت و بهروزرسانی لحظهای (NAV): در صندوقهای ETF، خالص ارزش داراییها (NAV) تقریباً هر ۲ دقیقه یکبار محاسبه و بهروزرسانی میشود. شما دقیقاً میدانید ارزش لحظهای داراییتان چقدر است؛ مزیتی که در صندوقهای صدور و ابطالی وجود ندارد (چرا که NAV آنها معمولاً روز بعد مشخص میشود).
۴. ساعات معاملاتی منعطف: زمان معامله این صندوقها بسته به نوع دارایی متفاوت و گسترده است:
صندوقهای سهامی و مختلط: پیشگشایش از ۰۸:۴۵ تا ۰۹:۰۰ | حراج پیوسته تا ۱۲:۳۰.
صندوقهای درآمد ثابت: پیشگشایش از ۰۸:۴۵ | حراج پیوسته تا ساعت ۱۵:۰۰.
صندوقهای کالایی (طلا/زعفران): پیشگشایش از ۱۱:۳۰ | حراج پیوسته تا ساعت ۱۵:۰۰.
۵. معافیت مالیاتی و کارمزد پایین: یکی از جذابترین ویژگیهای ETFها، معافیت مالیاتی آنهاست. طبق قانون، مالیات بر درآمد اتفاقی یا مالیات بر دارایی شامل این صندوقها نمیشود (برخلاف سهام که مالیات بر نقل و انتقال دارد). همچنین کارمزد معاملات ETF نسبت به خرید و فروش مستقیم سهام بسیار پایینتر است (حدود یکدهم).
۶. مدیریت حرفهای و غیرمستقیم: با خرید این صندوقها، سرمایه شما توسط تیمی از تحلیلگران خبره مدیریت میشود. این بهترین گزینه برای افرادی است که دانش یا زمان کافی برای تحلیل روزانه بازار را ندارند.
۷. سرمایهگذاری با مبالغ اندک: شما میتوانید حتی با سرمایههای خرد وارد این بازار شوید. طبق آخرین مصوبات سازمان بورس، حداقل مبلغ سفارش خرید در سیستم آنلاین تنها ۵۰۰ هزار تومان است.
صندوقهای ETF فقط برای سرمایهگذاری بلندمدت نیستند؛ آنها ابزاری عالی برای مدیریت نقدینگی پرتفوی شما هستند. زمانی که بازار نوسانی است یا هنوز سهم مناسبی برای خرید پیدا نکردهاید، به جای راکد نگه داشتن پول در حساب کارگزاری، میتوانید آن را در یک صندوق درآمد ثابت ETF پارک کنید تا هم از سود روزشمار بهرهمند شوید و هم قدرت نقدشوندگی پولتان حفظ شود.
فرآیند خرید بسیار ساده است:
دریافت کد بورسی از طریق سامانه سجام.
ورود به پنل معاملاتی کارگزاری خود.
جستجوی نماد صندوق مورد نظر (مانند جستجوی نماد یک سهم).
ثبت سفارش خرید.
برای مثال، اگر به دنبال سرمایهگذاری حرفهای و مطمئن هستید، میتوانید با جستجوی نمادهای مربوطه، از خدمات و صندوقهای متنوع کارگزاری کاریزما بهرهمند شوید.
برای اینکه بدانید کدام صندوق عملکرد بهتری داشته است، باید به «کارنامه» و بازدهی دورهای آنها نگاه کنید. بهترین مرجع برای مقایسه بازدهی، ریسک و ترکیب دارایی صندوقهای سرمایهگذاری، مراجعه به وبسایت مرکز پردازش اطلاعات مالی ایران به نشانی fipiran.com است.
با خرید و فروش, واحد صندوقهای ETF، درصدی به عنوان کارمزد معاملات از حساب سرمایهگذار کسر میگردد. همچنین مطابق قانون “توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید در راستای تسهیل اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی” بابت نقل و انتقال واحدهای سرمایه گذاری انواع صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله و صدور و ابطال آنها مالیاتی مطالبه نخواهد شد. کارمزد معاملات این اوراق به شرح زیر می باشد:

انواع صندوق های ETF در بورس:
صندوق های ETF درآمد ثابت
صندوق های ETF سهامی
صندوق های ETF مختلط
صندوق های ETF اهرمی
صندوق های ETF طلا
صندوق های ETF دولتی
صندوق های ETF جسورانه
صندوق ETF املاک و مستغلات

صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، به عنوان یک واسطه مالی هوشمند، مسیر ورود افراد غیرحرفهای به بازار سرمایه را هموار میکنند. در واقع این صندوقها با تبدیل سرمایهگذاری مستقیم به سرمایهگذاری غیرمستقیم، یک بازی برد-برد را برای بازار و سرمایهگذار رقم میزنند. از یک سو، این ابزار مالی باعث رشد پایدار بازار، افزایش نقدینگی و ورود اصولی تازه واردها به بورس میشود. از سوی دیگر، با تشکیل سبدی متنوع از داراییها (سهام، اوراق با درآمد ثابت، سپرده و...)، ریسک سرمایهگذاری را به طرز چشمگیری کاهش میدهد.
به زبان ساده، مدیران صندوق با جمعآوری سرمایههای خرد، مجموعهای از داراییهای مختلف را خریداری میکنند که به آن پُرتفوی (Portfolio) گفته میشود. شما با خرید واحدهای صندوق (Units)، در واقع مالک بخشی از این داراییها و درآمدهای حاصل از آن میشوید، بدون اینکه درگیر پیچیدگیهای تحلیل و خرید و فروش مستقیم باشید.
امنیت و چارچوب فعالیت صندوقها: صندوقهای سرمایهگذاری با تکیه بر دانش متخصصان و ابزارهای تحلیلی خود، همواره در تلاشاند تا جذابترین فرصتهای بازار را شکار کنند. هدف نهایی آنها ارائه بالاترین بازدهی ممکن با کمترین ریسک است. تمامی فعالیتهای این صندوقها در چارچوب شفافی به نام «اساسنامه و امیدنامه» انجام میشود. در این اسناد قانونی، حد و مرز اختیارات مدیران، نوع داراییهای مجاز برای خرید و سقف قانونی هر نوع سرمایهگذاری (مثلاً حداکثر مقدار خرید سهام یا طلا) به دقت تعیین شده است تا امنیت سرمایه شما تضمین شود.
نحوه قیمتگذاری و مفهوم NAV: زمانی که یک صندوق فعالیت خود را آغاز میکند (پذیرهنویسی)، قیمت هر واحد آن برابر با قیمت اسمی (معمولاً ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ ریال) است. اما با شروع فعالیت و نوسان قیمت داراییهای موجود در پرتفوی، ارزش هر واحد تغییر میکند. مبنای خرید و فروش یا صدور و ابطال واحدهای صندوق، خالص ارزش داراییها (NAV) است.
NAV چیست؟ وقتی بدهیهای صندوق را از کل داراییهای آن کسر کنیم و عدد حاصل را بر تعداد کل واحدهای صندوق تقسیم کنیم، NAV یا ارزش واقعی هر واحد به دست میآید. در صندوقهای مبتنی بر صدور و ابطال، قیمتگذاری دقیقا بر اساس همین نرخ NAV انجام میشود.
سود صندوقهای سرمایهگذاری از کجا میآید؟ سرمایهگذاران معمولاً از دو طریق در این صندوقها کسب سود میکنند:
افزایش ارزش خالص دارایی (Capital Gain): مهمترین منبع سود، بالا رفتن قیمت سهام یا اوراق موجود در سبد صندوق است. وقتی ارزش پرتفوی رشد کند، طبیعتاً NAV صندوق بالا میرود و قیمت واحدی که در دست شماست، گرانتر میشود.
سود نقدی (Dividend): برخی از صندوقها طبق سیاستهای اعلام شده در امیدنامه، سودهای حاصل از مجامع شرکتها یا بهره اوراق مشارکت را جمعآوری کرده و در دورههای زمانی مشخص (مثلاً ماهانه) به حساب سرمایهگذاران واریز میکنند.
انواع صندوقهای سرمایهگذاری در ایران صندوقها بر اساس اینکه چه ترکیبی از داراییها (ریسک کم یا زیاد) را در سبد خود دارند، به دستههای مختلفی تقسیم میشوند تا پاسخگوی نیاز تمام سرمایهگذاران باشند:
صندوق سرمایهگذاری درآمد ثابت: (کمریسک، مناسب افراد محتاط)
صندوق سرمایهگذاری سهامی: (پرریسک، مناسب افراد ریسکپذیر با دید بلندمدت)
صندوق سرمایهگذاری مختلط: (ریسک و بازدهی متعادل)
صندوقهای کالایی: (مانند صندوق طلا و زعفران)
صندوق بازارگردانی
صندوق سرمایهگذاری زمین و ساختمان
صندوق سرمایهگذاری املاک و مستغلات (REITs)
صندوق سرمایهگذاری اهرمی
صندوق سرمایهگذاری پروژه
صندوق سرمایهگذاری نیکوکاری
صندوق سرمایهگذاری جسورانه (VC)
صندوق سرمایهگذاری شاخصی

برای دسترسی به روز به نقشه فوق می توانید از طریق این لینک اقدام کنید.
دریافت تمکن مالی برای ارائه برای سفارت:
صندوق صدور و ابطالی:
۱. دریافت گواهی رو از شرکت
۲. ترجمه کن گواهی
۳. مراجعه به صندوق برای اخذ مهر شرکت روی ترجمه
صندوق ETF:
مراجعه به شرکت سپردهگذاری مرکزی، دریافت گواهی انگلیسی با مهر سپردهگذاری(روش آسان، بدون نیاز به ترجمه)

اگر از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نوسانات بورس دچار استرس میشوید و ترجیح میدهید سرمایهتان "آهسته و پیوسته" رشد کند، صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت (Fixed Income Funds) دقیقاً برای شما طراحی شدهاند. این صندوقها نه تنها جایگزینی هوشمندانه برای سپردههای بانکی هستند، بلکه با ارائه سود روزشمار و بازدهی بالاتر، جذابیت بیشتری برای سرمایهگذاران محافظهکار دارند.
برخلاف بانکها که اغلب سود را بهصورت ماهشمار (بر اساس حداقل موجودی در ماه) محاسبه میکنند، در این صندوقها، سود به ازای تکتک روزهایی که شما واحدها را نگهداری میکنید، محاسبه میشود.
شاید بپرسید مدیران این صندوقها با پول شما چه میکنند؟ طبق قوانین سازمان بورس، این صندوقها موظفاند بین ۷۰ تا ۹۰ درصد از داراییهای خود را در داراییهای امنی مثل اوراق مشارکت، گواهی سپرده بانکی و سایر اوراق با درآمد ثابت سرمایهگذاری کنند. تنها بخش کوچکی از سرمایه (باقیمانده) بنا بر تحلیل مدیر صندوق، وارد بازار سهام میشود تا بازدهی را کمی بالاتر ببرد.
بیایید با زبان آمار و بدون تعارف صحبت کنیم. بر اساس آمارهای موجود، تورم نقطه به نقطه در فروردین ۱۴۰۲ به رقم نگرانکننده ۶۸.۶ درصد رسید؛ رکوردی که از سال ۱۳۲۲ بیسابقه بود. با وجود سیاستهای انقباضی دولت سیزدهم، تورم همچنان حریفی سرسخت است.
در سمت مقابل، صندوقهای درآمد ثابت در بهترین حالت بازدهی سالانهای بین ۱۸ تا ۳۶ درصد دارند. این یعنی چه؟ یعنی اگرچه این صندوقها از "پول نقد نگه داشتن" بسیار بهتر هستند، اما در شرایط ابرتورمی، ممکن است قدرت خرید شما همچنان کاهش یابد.
یک مثال واقعی و تکاندهنده: تصور کنید در فروردین ۱۴۰۱، مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان را در یک صندوق با سود سالانه ۲۵٪ سرمایهگذاری کردهاید.
یک سال بعد (فروردین ۱۴۰۲): سرمایه شما به ۱۲۵ میلیون تومان رسیده است (۱۰۰ میلیون اصل + ۲۵ میلیون سود).
اما قدرت خرید واقعی: با توجه به تورم و کاهش ارزش پول، قدرت خرید آن ۱۲۵ میلیون تومان، معادل ۷۴ میلیون تومان سال قبل است!
نتیجه: شما به ظاهر ۲۵ میلیون سود کردهاید، اما در واقعیت قدرت خریدتان حدود ۲۶ میلیون تومان نسبت به روز اول کمتر شده است. این "ریسک تورم" است که باید به آن آگاه باشید.
با وجود مثال بالا، این صندوقها همچنان برای دو گروه بهترین گزینه هستند:
افراد ریسکگریز: کسانی که تحمل از دست دادن حتی یک ریال از اصل سرمایه خود را ندارند.
معاملهگران حرفهای (پارکینگ پول): تریدرهایی که در روزهای ریزشی و قرمز بازار بورس یا کریپتو، سرمایه خود را نقد میکنند و به دنبال جایی امن با سود روزشمار برای پارک کردن پول خود تا زمان شکار موقعیت بعدی هستند.

اگر پولتان در بانک خوابیده است، همین حالا تجدید نظر کنید. تفاوتهای کلیدی اینجاست:
سود روزشمار در برابر ماهشمار: در صندوقها اگر وسط ماه پولتان را برداشت کنید، سود همان چند روز را هم میگیرید. اما در بانک، اگر قبل از سررسید پول را بردارید، سود آن ماه میسوزد.
نرخ سود جذابتر: به طور تاریخی، سود این صندوقها همیشه چند درصد از مصوبههای شورای پول و اعتبار (سود بانکی) بالاتر است.
جادوی سود مرکب: سود صندوقها قابلیت سرمایهگذاری مجدد دارد. اگر سود سالانه بانکی ۲۰٪ باشد، با مرکب کردن سود در صندوقها میتوانید بازدهی موثر (Effective Rate) را به بیش از ۲۲٪ تا ۲۵٪ در سال برسانید.
نقدشوندگی و آزادی عمل: واریز و برداشت در صندوقها محدودیتهای سختگیرانه سپردههای بلندمدت بانکی را ندارد و جریمه برداشت زودتر از موعد شامل حالتان نمیشود.

اگر صندوقهای درآمد ثابت را "سپر دفاعی" سرمایه در نظر بگیریم، صندوقهای سهامی (Equity Funds) حکم "شمشیر حمله" را دارند. همانطور که از نامشان پیداست، بخش عمده (حداقل ۷۰ درصد) دارایی این صندوقها در سهام شرکتهای بورسی سرمایهگذاری میشود و بخش کوچکی به اوراق مشارکت و سپرده بانکی اختصاص مییابد.
نتیجه این ترکیب چیست؟ ریسک بالاتر، پتانسیل سود بسیار بیشتر. هدف اصلی مدیران این صندوقها، شکست دادن شاخص کل بورس و کسب بازدهیای فراتر از تورم و بازارهای موازی (مثل طلا و دلار) در بلندمدت است.
برخلاف صندوقهای درآمد ثابت، در اینجا خبری از "سود تضمینشده" یا "واریز سود ماهانه" نیست. سود شما از افزایش قیمت هر واحد صندوق (NAV) حاصل میشود. بنابراین، سرمایهگذاری در صندوق سهامی مناسب شماست اگر:
ریسکپذیر هستید: نوسانات کوتاهمدت بازار شما را نمیترساند.
دید بلندمدت دارید: به دنبال کاشتن گردو هستید، نه سبزی خوردن! (افق زمانی بالای یک سال).
وقت کافی ندارید: تخصص یا زمان کافی برای تحلیل تکتک سهمها را ندارید و ترجیح میدهید یک تیم حرفهای با مدیریت دارایی پویا، سرمایه شما را در بهترین سهام بازار به گردش درآورد.
یکی از جذابترین ویژگیهای صندوقهای سهامی، شفافیت کامل آنهاست. شما دقیقاً میتوانید ببینید که مدیر صندوق روی چه صنایعی (پتروشیمی، فلزات، خودرو و...) شرطبندی کرده است. برای این کار دو راه دارید:
۱. نگاه کلی (ترکیب داراییها): برای اینکه بفهمید صندوق در حال حاضر چه مقدار "نقد" است و چه مقدار "سهام" دارد، کافیست به وبسایت اختصاصی خود صندوق مراجعه کنید و در بخش "گزارشات"، گزینه «ترکیب روزانه دارایی» را ببینید. این کار در روزهای ریزشی بازار بسیار مهم است تا بدانید مدیر صندوق چقدر محافظهکارانه عمل کرده است.
۲. نگاه جزئی (ریزدانه پورتفوی): اگر میخواهید بدانید دقیقاً چه سهمهایی در سبد صندوق وجود دارد:
به سامانه کدال (Codal.ir) مراجعه کنید.
نام صندوق را جستجو کنید.
به دنبال گزارش «صورت وضعیت پورتفوی» بگردید (این گزارشها معمولاً با تأخیر یکماه منتشر میشوند).
بیایید تعارف را کنار بگذاریم و به زبان اعداد صحبت کنیم. آمارها دروغ نمیگویند. شاخص کل بورس تهران از ۹ خرداد ۱۳۹۰ تا امروز، رشدی خیرهکننده و ۹۱ برابری را تجربه کرده است. برای اینکه بزرگی این عدد را درک کنید، بیایید آن را با سایر بازارهای محبوب ایرانیها مقایسه کنیم:

بیایید یک سفر در زمان داشته باشیم. فرض کنید در سال ۱۳۸۷ هستید و ۱۰ میلیون تومان پول نقد (که آن زمان پول قابل توجهی بود) در جیب دارید. شما بر سر یک دوراهی قرار میگیرید: این پول را کجا سرمایهگذاری کنید؟ مسکن؟ طلا؟ خودرو؟ یا صندوق سهامی؟ بیایید نتیجه این تصمیم را در خرداد ۱۴۰۲ (حدود ۱۵ سال بعد) بررسی کنیم. نتایج حیرتانگیز است:
اگر آن ۱۰ میلیون تومان را در بازارهای زیر پارک میکردید، امروز سرمایه شما اینقدر بود:
🏠 مسکن (میانگین شهر تهران): سرمایه شما به حدود ۴۳۵ میلیون تومان میرسید. (شاید تعجب کنید، اما بازدهی مسکن در برابر تورم خوب است، اما در برابر بورس اغلب عقب میماند).
🚗 خودرو (پژو ۲۰۶ تیپ ۲): سرمایه شما به حدود ۵۴۰ میلیون تومان میرسید. (خودرویی که سال ۸۷ حدود ۱۳.۵ میلیون تومان بود).
💰 سکه طلا و ربع سکه: سرمایه شما به رقم قابل احترام ۱ میلیارد و ۹۶۴ میلیون تومان میرسید. طلا همواره رقیب قدرتمندی است.
📈 صندوق سرمایهگذاری سهامی (مثال: صندوق پیشتاز): و اما قهرمان بلامنازع! سرمایه ۱۰ میلیونی شما به عدد نجومی ۵ میلیارد و ۸۴۰ میلیون تومان تبدیل میشد!
نکته کلیدی: بورس و صندوقهای سهامی در بازه کوتاهمدت نوسان دارند، اما در بلندمدت (مثل این بازه ۱۵ ساله) با فاصله زیادی تمام بازارهای موازی (طلا، ملک، ارز و خودرو) را شکست میدهند.
شاید بپرسید: "پس چرا من پیامک واریز سود ماهانه دریافت نمیکنم؟" تفاوت اصلی صندوقهای سهامی با بانک و صندوقهای درآمد ثابت همینجاست.
در این صندوقها، پرداخت سود دورهای وجود ندارد. چرا؟ چون مدیر صندوق سودی که از خرید و فروش سهام به دست میآورد را از صندوق خارج نمیکند، بلکه مجدداً آن را سرمایهگذاری میکند. این همان "جادوی سود مرکب" است. سود روی سود میآید و باعث میشود ارزش هر واحد (NAV) صندوق بالا برود.
مثال عملی: تصور کنید در همان سال ۱۳۸۷، تعداد ۱۰۰ واحد از صندوقی مثل پیشتاز را (که قیمت هر واحد ۱۰۰ هزار تومان بود) به مبلغ ۱۰ میلیون تومان میخریدید. امروز شما همان ۱۰۰ واحد را دارید، اما قیمت هر واحد آنقدر رشد کرده که ارزش کل داراییتان به حدود ۶ میلیارد تومان رسیده است. هر زمان که بخواهید، میتوانید واحدها را ابطال کرده و کل پول را یکجا دریافت کنید.
همانند صندوقهای درآمد ثابت، در اینجا هم دو راه برای ورود دارید:
صندوقهای ETF (قابل معامله در بورس): مثل نمادهای "آگاس"، "سرو"، "اطلس" و... که به راحتیِ خرید یک سهم معامله میشوند.
صندوقهای صدور و ابطالی: که از طریق پلتفرم اختصاصی صندوق انجام میشود.
انتخاب بین «آرامش سود بانکی» و «هیاهوی سودآور بورس» همیشه برای سرمایهگذاران چالشبرانگیز بوده است. اما آیا راهی وجود دارد که مزایای هر دو بازار را همزمان داشته باشیم؟ پاسخ در صندوق سرمایهگذاری مختلط (Mixed Fund) نهفته است.
این صندوقها، همانطور که از نامشان پیداست، ترکیبی هوشمندانه از داراییهای مختلف هستند. از نظر ریسکپذیری، صندوق مختلط دقیقاً در نقطه تعادل میان «صندوقهای درآمد ثابت» و «صندوقهای سهامی» ایستاده است. استراتژی این صندوقها ساده اما کارآمد است:
حدود ۶۰٪ (بخش جسورانه): سرمایهگذاری در سهام شرکتهای بورسی برای کسب بازدهی بالا.
حدود ۴۰٪ (بخش محافظهکارانه): سرمایهگذاری در اوراق درآمد ثابت (مانند اوراق مشارکت و سپرده بانکی) برای کنترل ریسک.

این صندوقها پتانسیل رشد سهام و امنیت اوراق با درآمد ثابت را توأمان ارائه میدهند. مدیران این صندوقها با توجه به شرایط بازار، ترکیب داراییها را تغییر میدهند. در دوران رونق، وزن سهام را افزایش میدهند تا سود بیشتری کسب کنید و در دوران رکود، با پناه بردن به اوراق درآمد ثابت، چتر نجاتی برای سرمایه شما باز میکنند.
نتیجه؟ در زمان ریزش بازار، شما زیان کمتری نسبت به سهامداران مستقیم متحمل میشوید و در زمان رشد بازار، سودی بسیار بالاتر از سپردههای بانکی خواهید داشت.
این ابزار مالی برای سرمایهگذاران «میانهرو» طراحی شده است. اگر شما:
تمایل دارید سودی بیشتر از بانک و صندوقهای درآمد ثابت کسب کنید؛
اما طاقت نوسانات شدید و ریسکهای سنگین بازار بورس را ندارید؛
و دیدگاه سرمایهگذاری میانمدت دارید؛ صندوق مختلط بهترین گزینه برای سبد دارایی شماست.
شما میتوانید به دو روش در این صندوقها سرمایهگذاری کنید:
صندوقهای صدور و ابطالی: بر اساس قیمت پایانی روز (NAV).
صندوقهای قابل معامله (ETF): خرید و فروش لحظهای مانند سهام در بازار بورس.
۱. تعادل هوشمندانه (ریسک کمتر، بازدهی معقول): بزرگترین مزیت این صندوقها، ساختار هیبریدی آنهاست. بخش سهامی پتانسیل سودآوری را بالا میبرد و بخش درآمد ثابت، نوسانات را خنثی میکند. شما نیازی ندارید بین امنیت و سود یکی را انتخاب کنید؛ هر دو را خواهید داشت.
۲. سودآوری در رونق اقتصادی: برخلاف صندوقهای درآمد ثابت که سقف سود مشخصی دارند، صندوقهای مختلط در روزهای سبز بورس میدرخشند. وقتی اقتصاد شکوفا میشود، بخش سهامی صندوق (۶۰٪ دارایی) موتور محرک سود شما خواهد شد.
۳. سپر دفاعی در برابر رکود: هنگامی که اقتصاد وارد رکود میشود و شاخص بورس قرمز میپوشد، صندوقهای مختلط عملکردی بهتر از صندوقهای تمامسهامی دارند. بخش درآمد ثابت صندوق، مانند یک ضربهگیر عمل کرده و از ریزش شدید ارزش دارایی شما جلوگیری میکند.
۴. مدیریت حرفهای و تخصصی: لازم نیست شما تحلیلگر بورس باشید. تیمی از خبرگان مالی مدیریت داراییهای صندوق را بر عهده دارند. آنها میدانند چه زمانی بخرند و چه زمانی بفروشند؛ این یعنی کاهش ریسک ناشی از کمتجربگی سرمایهگذار.
۵. نقدشوندگی بالا: اغلب این صندوقها دارای «رکن ضامن نقدشوندگی» یا بازارگردان قوی هستند. هر زمان که به پولتان نیاز داشته باشید، میتوانید به سرعت واحدهای خود را به وجه نقد تبدیل کنید.
مانند هر ابزار مالی دیگری، این صندوقها نیز محدودیتهایی دارند که قبل از سرمایهگذاری باید بدانید:
۱. ریسک ناشی از نوسانات بازار: اگرچه ریسک این صندوقها کنترل شده است، اما «صفر» نیست. از آنجایی که بخش عمدهای از سرمایه در بورس گردش دارد، در صورت ریزشهای سنگین بازار و عدم مدیریت صحیح، احتمال کاهش بازدهی وجود دارد. همچنین برخلاف صندوقهای درآمد ثابت، این صندوقها حداقل سود تضمینی ندارند.
۲. محدودیت در خرید (تکمیل ظرفیت): هر صندوق سقف مشخصی برای تعداد واحدها (Units) دارد. در صندوقهای محبوب، ممکن است سقف صدور واحد پر شده باشد و شما مجبور شوید در صف انتظار بمانید تا فرد دیگری واحدهایش را ابطال کند تا بتوانید وارد صندوق شوید.
۳. تاخیر در قیمتگذاری (در نوع صدور و ابطالی): اگر صندوق انتخابی شما ETF نباشد، قیمت لحظهای (Real-time) ندارد.
چالش: اگر امروز تصمیم به سرمایهگذاری بگیرید، مبنای محاسبه قیمت، ارزش خالص دارایی (NAV) در روز کاری بعد خواهد بود. این یعنی شما دقیقاً نمیدانید واحدها را به چه قیمتی میخرید یا میفروشید تا زمانی که قیمت نهایی روز بعد مشخص شود.

پیشتر گفتیم که وجود «بازارگردان» (Market Maker) نقطه قوت هر صندوقی است، زیرا خیال سرمایهگذار را از بابت نقدشوندگی راحت میکند. اما جالب است بدانید در بازار سرمایه، نهادهای مالی مستقلی وجود دارند که کارویژهی اصلیشان همین است: صندوقهای سرمایهگذاری بازارگردانی.
این صندوقها برخلاف سایر صندوقها که به دنبال شکار سودهای حداکثری برای سهامداران خرد هستند، یک ماموریت استراتژیک دارند: حفظ تعادل و ثبات در بازار سرمایه.
تصور کنید سهمی دچار هیجان فروش شده و صف فروش سنگینی برای آن تشکیل شده است؛ در اینجا صندوق بازارگردانی وارد عمل میشود و با خرید سهام، صف را جمع میکند. برعکس، اگر سهمی بیرویه رشد کند و صف خرید کاذب داشته باشد، این صندوق با عرضه سهام، بازار را متعادل میکند. هدف اصلی این عملیات، دو چیز است:
جلوگیری از قفل شدن پول سرمایهگذاران (حذف صفهای خرید و فروش سنگین).
نزدیک کردن قیمت سهام به «ارزش ذاتی» (جلوگیری از حباب یا ارزانفروشی هیجانی).
از آنجایی که این صندوقها نقش حیاتی در سلامت بازار بورس دارند، سازمان بورس برای حمایت از آنها تخفیفهای ویژهای در نظر گرفته است. مهمترین امتیاز آنها، تخفیف ۸۰ درصدی در کارمزد معاملات است که هزینههای معاملاتی را برای بازارگردانها به شدت کاهش میدهد.
این صندوقها معمولاً توسط هلدینگهای بزرگ یا مجموعهای از شرکتهای همگروه تأسیس میشوند.
مثال: شرکتهای زیرمجموعه «بانک ملت» یا یک هلدینگ پتروشیمی، یک صندوق بازارگردانی اختصاصی تاسیس میکنند. وظیفه این صندوق، حمایت از سهام شرکتهای همان گروه است تا سودجویان نتوانند با سفتهبازی، ارزش سهام را دستکاری کنند.
این صندوقها با هدف کسب سود مستقیم برای سرمایهگذار خرد تاسیس نمیشوند (هرچند عملیات آنها در نهایت منجر به سوددهی و رشد پایدار سهام شرکتهای زیرمجموعه میشود). سود اصلی آنها، امنیت روانی بازار و نقدشوندگی بالا برای سهامداران است.
نکته مهم اینجاست که اشخاص حقیقی (افراد عادی) امکان سرمایهگذاری در صندوقهای اختصاصی بازارگردانی را ندارند. در حال حاضر حدود ۳۸ صندوق بازارگردانی فعال در کشور وجود دارد که مشتریان و سرمایهگذاران آنها منحصراً اشخاص حقوقی و شرکتهای بزرگ هستند. این شرکتها منابع مالی لازم را در اختیار صندوق قرار میدهند تا عملیات تعادلبخشی به سهام را انجام دهد.
طلا همواره به عنوان یک کالای ارزشمند و پناهگاه امن سرمایه، جذابیت ویژهای برای سرمایهگذاران داشته است. اما چالشهای سنتی خرید طلا، نظیر خطرات نگهداری، احتمال سرقت و کارمزدهای بالا، بسیاری را از ورود به این بازار منصرف میکند. راهکار مدرن بازار سرمایه برای رفع این دغدغهها، «صندوق سرمایهگذاری طلا» است.

صندوق طلا (Gold Fund) ابزاری است که نگرانیهای فیزیکی سرمایهگذاری را به طور کامل حذف میکند. این صندوقها که در بازار بورس اغلب از نوع ETF (قابل معامله) هستند، داراییهای خود را با ترکیب مشخصی مدیریت میکنند:
حداقل ۷۰٪ از کل دارایی صندوق در گواهی سپرده کالایی سکه و شمش طلا سرمایهگذاری میشود.
حداکثر ۲۰٪ به اوراق مشتقه مبتنی بر طلا (مانند قراردادهای آتی و اختیار معامله) اختصاص مییابد.
مابقی وجوه در اوراق با درآمد ثابت نگهداری میشود تا ریسک نوسانات مدیریت شود.
سرمایهگذاری در صندوقهای طلا نسبت به خرید فیزیکی سکه و شمش، مزایای قابل توجهی دارد که میتوان آنها را در سه دسته اصلی خلاصه کرد:
۱. حذف ریسکهای فیزیکی و امنیت بالا: مهمترین مزیت این صندوقها، حذف کامل ریسک نگهداری، جابجایی و سرقت است. شما مالک قانونی طلا هستید، اما نیازی به گاوصندوق یا نگرانی بابت امنیت دارایی خود ندارید.
۲. قابلیت سرمایهگذاری با مبالغ اندک: برخلاف بازار فیزیکی که برای خرید یک سکه یا شمش به سرمایه نسبتاً زیادی نیاز دارید، صندوقهای طلا این امکان را فراهم میکنند که با مبالغ بسیار کوچکتر (خرد) در بازار طلا مشارکت کنید.
۳. مدیریت حرفهای و کاهش ریسک نوسان: این صندوقها توسط تیمهای تحلیلگر و مدیران حرفهای اداره میشوند. سازوکار مدیریت ریسک در این صندوقها شناور است:
در زمان رونق: مدیران میتوانند تا ۱۰۰٪ منابع را به سکه، شمش و اوراق مشتقه اختصاص دهند تا بیشترین سود حاصل شود.
در زمان رکود: برای جلوگیری از زیان سنگین، مدیران میتوانند سهم طلا را به ۷۰٪ کاهش داده و ۳۰٪ منابع را در اوراق با درآمد ثابت (بدون ریسک) سرمایهگذاری کنند.
۴. کارمزد بسیار پایین و نقدشوندگی بالا: کارمزد معاملات فیزیکی طلا در بازار معمولاً بین ۱ تا ۲ درصد است، در حالی که این کارمزد در صندوقهای طلا به حدود ۰.۱۵٪ کاهش مییابد. همچنین، هر زمان که به وجه نقد نیاز داشته باشید، میتوانید واحدهای خود را به راحتی و بر اساس ارزش روز (NAV) به فروش برسانید.
یکی از نکاتی که سرمایهگذاران باید بدانند، محدودیت دامنه نوسان روزانه (معمولاً ۱۰٪) در صندوقهای طلا است. اگر قیمت سکه یا شمش در بازار آزاد ناگهان بیش از ۱۰٪ تغییر کند، صندوق در آن روز خاص نمیتواند همگام با بازار آزاد حرکت کند. این موضوع ممکن است در کوتاهمدت باعث ایجاد شکاف قیمتی بین صندوق و بازار فیزیکی شود، اما تجربه نشان داده است که این اختلاف در بلندمدت جبران شده و بازدهی صندوق با قیمت طلا همگرا میشود.
بازدهی صندوقهای طلا دقیقاً مشابه نوسانات قیمت طلا و سکه است. ارزش هر واحد از صندوق بر اساس «ارزش خالص دارایی» یا NAV (Net Asset Value) تعیین میشود. از آنجا که این صندوقها در گواهیهای سپرده سکه، شمش و قراردادهای آتی سرمایهگذاری میکنند، با افزایش قیمت طلا در بازار، NAV صندوق نیز رشد کرده و سرمایهگذاران سود میبرند.
فرآیند خرید واحدهای صندوق طلا بسیار ساده و مشابه خرید سهام در بورس است. شما میتوانید از طریق پنل کارگزاری خود، نماد صندوق مورد نظر را جستجو کرده و خرید را انجام دهید.
ساعات معاملات: معمولاً از ساعت ۱۱:۳۰ الی ۱۸:۰۰ (تایم معاملاتی بورس کالا برای صندوقها).
حداقل سرمایه: طبق قوانین بورس، برای ثبت سفارش خرید آنلاین، رعایت «حداقل ارزش سفارش» الزامی است (این مبلغ در حال حاضر برای اکثر معاملات آنلاین ۵۰۰ هزار تومان است، اما قانون پایه ۱۰۰ هزار تومان را به عنوان کف نظری در نظر میگیرد). بنابراین حتی اگر قیمت هر واحد صندوق ۲ هزار تومان باشد، شما باید تعدادی خرید کنید که مجموع آن به حداقل مبلغ مجاز سفارش برسد.
مسکن در اقتصاد ایران، همواره به عنوان یکی از امنترین و جذابترین سنگرهای سرمایهگذاری شناخته میشود. اما یک مانع بزرگ وجود دارد: «نقدینگی کلان». با توجه به جهش قیمتها، ورود مستقیم به بازار ملک برای بسیاری از افراد به یک رویا تبدیل شده است. اما آیا راهی وجود دارد که بتوان با سرمایههای کوچک وارد بزرگترین پروژههای ساختمانی شد؟
پاسخ در ابزاری نوین به نام «صندوقهای سرمایهگذاری زمین و ساختمان» نهفته است. این صندوقها راهکاری هوشمندانه برای کسانی هستند که میخواهند بدون درگیر شدن در پیچیدگیهای ساختوساز، از سود این بازار بهرهمند شوند.

به زبان ساده، این صندوقها مانند یک سبد بزرگ هستند که پولهای خرد افراد را جمعآوری کرده و آن را به سرمایهای عظیم برای اجرای پروژههای بزرگ ساختمانی تبدیل میکنند. موضوع فعالیت این صندوقها شفاف است:
جمعآوری وجوه از سرمایهگذاران خرد و کلان.
تخصیص منابع به یک پروژه ساختمانی مشخص (مسکونی، تجاری یا اداری).
فروش واحدهای ساخته شده در پایان پروژه.
تقسیم سود حاصل از ساخت و فروش بین سرمایهگذاران.
این ابزار مالی از سال ۱۳۸۸ و با نظارت دقیق سازمان بورس و اوراق بهادار، وزارت مسکن و شهرسازی و فعالان صنعت ساختمان، وارد چرخه معاملات بازار سرمایه شد.
امنیت سرمایه شما در گرو عملکرد دقیق ارکان صندوق است. هر صندوق زمین و ساختمان دارای اساسنامه و امیدنامهای است که وظایف هر رکن را مشخص میکند. ساختار نظارتی و اجرایی این صندوقها عبارتند از:
مدیر صندوق: مغز متفکر مجموعه؛ معمولاً شرکتهای تامین سرمایه یا مشاور سرمایهگذاری هستند که وظیفه مدیریت کلی را بر عهده دارند.
مدیر ساخت: بازوی اجرایی؛ شرکتهای پیمانکاری دارای رتبهبندی معتبر که عملیات فیزیکی ساختوساز را انجام میدهند.
متولی صندوق: چشم بیدار سرمایهگذار؛ یک موسسه حقوقی یا حسابرس معتمد که مانند بازرس عمل کرده و بر حسن اجرای قوانین نظارت میکند.
ناظر: تضمینکننده کیفیت؛ شخصیتی حقوقی با پروانه اشتغال نظارت پایه یک از سازمان نظام مهندسی که بر کیفیت فنی ساخت نظارت دارد.
متعهد پذیرهنویسی: ضامن نقدشوندگی اولیه؛ بانکها یا شرکتهای تامین سرمایه که تامین حداقل نقدینگی مورد نیاز برای شروع پروژه را تعهد میکنند.
بازارگردان: رکن تعادلبخشی؛ نهادی که وظیفه دارد نقدشوندگی واحدها در طول دوره فعالیت صندوق را در بازار بورس یا فرابورس تضمین کند.
حسابرس: مسئول شفافیت مالی؛ شخصی معتمد سازمان بورس که صورتهای مالی صندوق را بررسی و تایید میکند.
سرمایهگذاری در این صندوقها یک فرآیند ۴ مرحلهای شفاف را طی میکند:
تامین مالی: جمعآوری سرمایههای خرد در مرحله پذیرهنویسی.
تخصیص: تزریق سرمایهها به پروژه ساختمانی.
ساخت و فروش: تکمیل واحدهای ساختمانی و فروش آنها.
تسویه: تقسیم سود نهایی بین دارندگان واحدهای سرمایهگذاری.
در زمان پذیرهنویسی، هر واحد به «ارزش اسمی» فروخته میشود. اما با شروع فعالیت و پیشرفت فیزیکی پروژه، ارزش داراییهای صندوق (NAV) تغییر میکند.
گزارشهای ۳ ماهه: ارزش خالص هر واحد بر اساس بهای تمامشده محاسبه میشود.
گزارشهای ۶ ماهه: ارزش روز واحدها بر اساس قیمت روز بازار ملک و پیشرفت پروژه تعیین و منتشر میشود.
نکته مهم: سود سرمایهگذار در این صندوقها تابعی از پیشرفت پروژه است. هرچه ساختمان به مرحله تکمیل و بهرهبرداری نزدیکتر شود، ارزش واحدهای صندوق (و در نتیجه سود شما) بیشتر خواهد شد.
چرا باید صندوق زمین و ساختمان را انتخاب کنیم؟
سرمایهگذاری ملکی با پول کم: امکان مشارکت در پروژههای عظیم تجاری و مسکونی با حداقل سرمایه.
نقدشوندگی بالا: برخلاف خرید فیزیکی ملک که فروش آن زمانبر است، واحدهای این صندوقها در بازار فرابورس به راحتی خرید و فروش میشوند.
مدیریت ریسک و امنیت: نظارت چندلایه توسط سازمان بورس، حسابرس و متولی، ریسک کلاهبرداری یا توقف پروژه را به حداقل میرساند.
معافیت مالیاتی: سود حاصل از این سرمایهگذاری طبق قوانین فعلی معاف از مالیات است.
شفافیت اطلاعات: انتشار منظم گزارشهای دورهای از پیشرفت پروژه و صورتهای مالی.
کمک به چرخه تولید: سرمایه شما مستقیماً به رونق ساختوساز و اشتغالزایی در کشور کمک میکند.
عدم پرداخت سود دورهای: این صندوقها سود ماهانه ندارند. شما تنها از افزایش قیمت هر واحد (Capital Gain) در طول زمان سود میبرید.
سود متغیر: نرخ سود تضمین شده نیست و به موفقیت پروژه و تورم بخش مسکن بستگی دارد.
عمر محدود: فعالیت صندوق با اتمام پروژه و فروش واحدها پایان مییابد.
بسیاری از سرمایهگذاران این دو نوع صندوق را با هم اشتباه میگیرند، اما تفاوتهای بنیادی دارند:

در صندوق املاک و مستغلات، مدیران صندوق املاک آماده (دارای سند رسمی تفکیک شده) را خریداری کرده و مدیریت میکنند. طبق قانون، این صندوقها موظفاند حداقل ۹۰٪ از سود حاصل از اجاره یا فروش داراییها را بین سرمایهگذاران تقسیم کنند. بنابراین اگر به دنبال جریان درآمدی مستمر (مانند اجارهبها) هستید، صندوق املاک و مستغلات گزینه بهتری است؛ اما اگر به دنبال سود ناشی از ساختوساز هستید، صندوق زمین و ساختمان را انتخاب کنید.
آیا به دنبال راهی هستید که بازدهی سرمایهگذاری خود را چند برابر کنید، یا برعکس، به دنبال یک سود امن و تضمین شده هستید اما نرخهای معمول بانکی شما را راضی نمیکند؟ صندوق سرمایهگذاری اهرمی (Leveraged Fund) پاسخی هوشمندانه به هر دو نیاز است. این صندوقها با مکانیزمی منحصربهفرد، پلی میان سرمایهگذاران ریسکگریز و ریسکپذیر برقرار کردهاند.
در این مقاله، به بررسی دقیق ساختار، مزایا و نحوه عملکرد صندوقهای اهرمی میپردازیم.
صندوق اهرمی نوعی صندوق سرمایهگذاری است که پرتفوی آن عمدتاً از سهام و حق تقدم سهام تشکیل شده است، اما با استفاده از تکنیک «اهرم مالی»، پتانسیل کسب بازدهی مضاعف را فراهم میکند. نکته کلیدی اینجاست که این صندوقها همزمان از دو سازوکار مختلف برای جذب سرمایه استفاده میکنند که هر کدام سطح ریسک متفاوتی دارند:
واحدهای صدور و ابطالی (واحدهای عادی): این واحدها بدون ریسک در نظر گرفته میشوند.
واحدهای قابل معامله در بورس (ETF): این واحدها پرریسک هستند و از اهرم استفاده میکنند.
در واقع، در صندوق اهرمی دو گروه سرمایهگذار با اهداف متفاوت در کنار هم قرار میگیرند. قانون کلی این است که تعداد واحدهای بدون ریسک میتواند حداکثر دو برابر تعداد واحدهای پرریسک باشد.
تفاوت اصلی صندوق اهرمی با سایر صندوقها در نحوه تقسیم سود و زیان است. این صندوقها برای واحدهای بدون ریسک (صدور و ابطالی)، یک «کف بازدهی» و یک «سقف بازدهی» تعیین میکنند. اما این اعداد چه معنایی دارند؟
بیایید با یک مثال عملی (صندوق فرضی X) موضوع را شفاف کنیم:
کف بازدهی: ۲۵٪
سقف بازدهی: ۲۸٪
واحدهای پرریسک (ETF) که در تابلوی فرابورس معامله میشوند، در واقع پشتیبان واحدهای بدون ریسک هستند. نوسانات این واحدها بسیار بالاست زیرا اهرم مالی روی آنها اعمال میشود. نبودِ «بازارگردان» در این بخش باعث میشود قیمت این واحدها صرفاً بر اساس عرضه و تقاضای سرمایهگذاران تعیین شود.
با توجه به مثال بالا (کف ۲۵٪ و سقف ۲۸٪)، سه حالت کلی در بازار رخ میدهد که سرنوشت سود شما را تعیین میکند:
فرض کنید بازدهی کل سبد صندوق در یک سال ۳۰٪ شود (یعنی بیشتر از سقف ۲۸٪):
سرمایهگذاران بدون ریسک: همان سقف سود تعیین شده (۲۸٪) را دریافت میکنند.
سرمایهگذاران پرریسک: علاوه بر سود اصلی خود، مازاد سود واحدهای بدون ریسک (اختلاف ۲۸ تا ۳۰ درصد) را نیز تصاحب میکنند. اینجاست که جادوی اهرم عمل کرده و سودی فراتر از بازار نصیب آنها میشود.
فرض کنید بازدهی کل صندوق تنها ۱۰٪ باشد (کمتر از کف ۲۵٪):
سرمایهگذاران بدون ریسک: همچنان کف سود تضمین شده (۲۵٪) را دریافت میکنند.
سرمایهگذاران پرریسک: باید جورِ واحدهای بدون ریسک را بکشند! کسری سود (اختلاف ۱۰ تا ۲۵ درصد) از محل سرمایه واحدهای پرریسک برداشته شده و به واحدهای بدون ریسک پرداخت میشود. در این حالت، دارندگان واحدهای ممتاز ممکن است دچار زیان مضاعف شوند.
اگر بازدهی صندوق عددی بین ۲۵٪ تا ۲۸٪ (مثلاً ۲۶٪) باشد:
هر دو گروه سرمایهگذاران (کمریسک و پرریسک)، دقیقاً همان بازدهی محقق شده (۲۶٪) را دریافت میکنند و انتقال سودی بین آنها رخ نمیدهد.
نکته مهم: محاسبات سود در این صندوقها به صورت روزشمار انجام میشود.
اگر قصد خرید واحدهای صدور و ابطالی (ایمن) را دارید، باید به یک قانون مهم توجه کنید: حداقل زمان ماندگاری: حداقل زمان لازم برای تعلق گرفتن سود به سرمایهگذاری شما، ۳۰ روز است. اگر زودتر از این موعد اقدام به ابطال واحدها کنید، سودی به شما تعلق نگرفته و تنها اصل سرمایه عودت داده میشود.
این صندوقها به دلیل ساختار دوگانه خود، برای طیف وسیعی از فعالان بازار جذاب هستند:
بهشتی برای ریسکگریزها: اگر از نوسانات بورس میترسید اما سودی معقول و تضمینشده (معمولاً بالاتر از سود بانکی) میخواهید، واحدهای صدور و ابطالی (عادی) گزینهای ایدهآل هستند. حتی در بدترین شرایط بازار، سود شما از "کف بازدهی" کمتر نخواهد شد.
فرصتی برای ریسکپذیرها: اگر تحلیلگر هستید و روند بازار را صعودی میبینید، خرید واحدهای ETF (پرریسک) به شما امکان میدهد بدون دریافت اعتبار از کارگزاری و پرداخت بهره، از اهرم مالی استفاده کرده و سودی چندین برابرِ رشد شاخص کل کسب کنید.
صندوق اهرمی ابزاری مدرن در بازار سرمایه است که مکانیسم انتقال ریسک را به زیبایی اجرا میکند. در این صندوقها، افراد ریسکپذیر در ازای پتانسیل کسب سودهای رویایی، امنیت سرمایه افراد ریسکگریز را تضمین میکنند. قبل از ورود به بخش پرریسک (واحدهای ETF)، حتماً مطمئن شوید که دانش کافی از تحلیل روند بازار دارید، چرا که اهرم همانقدر که شیرین است، میتواند خطرناک نیز باشد.

یکی از چالشهای همیشگی در اقتصاد، تأمین مالی پروژههای عظیم صنعتی است. در پاسخ به این نیاز، ابزاری نوین در بازار سرمایه معرفی شده است که «صندوق سرمایهگذاری پروژه» (Project Fund) نام دارد. این صندوقها که از جدیدترین ابزارهای مالی محسوب میشوند، با هدف جذب منابع مالی خرد و کلان سرمایهگذاران برای راهاندازی و تکمیل پروژههای صنعتی، معدنی، نفت و پتروشیمی طراحی شدهاند.
به زبان ساده، هدف اصلی این صندوقها جمعآوری نقدینگی سرگردان برای تکمیل پروژههایی است که توجیه اقتصادی دارند. معمولاً تمرکز این صندوقها بر پروژههای زیرساختی نظیر احداث نیروگاهها، کارخانجات و یا طرحهای بهینهسازی (مانند تبدیل نیروگاه گازی به سیکل ترکیبی) معطوف است.
ساختار حقوقی و اجرایی این صندوقها بسیار هوشمندانه طراحی شده است. طبق اساسنامه، صندوقهای پروژه ابتدا فعالیت خود را در قالب یک شرکت سهامی خاص (تحت عنوان شرکت پروژه) آغاز میکنند. پس از جذب منابع، پیشرفت فیزیکی و در نهایت تکمیل پروژه، ساختار آن تغییر کرده و به صورت یک شرکت سهامی عام در بورس یا فرابورس عرضه میشود. این فرآیند به سرمایهگذاران اطمینان میدهد که در نهایت سهامدار یک شرکت بورسی خواهند بود.
یکی از الزامات اصلی سازمان بورس برای این صندوقها، شفافیت حداکثری است. هر صندوق پروژه موظف به داشتن یک وبسایت رسمی و بهروز است تا سرمایهگذاران بتوانند در هر لحظه وضعیت دارایی خود را رصد کنند. طبق قوانین، دسترسی به اطلاعات زیر برای عموم سرمایهگذاران الزامی است:
اسناد پایه: دسترسی کامل به متن اساسنامه، امیدنامه و هرگونه تغییرات اعمال شده در آنها.
توجیه اقتصادی: انتشار کامل طرح توجیهی پروژه (Feasibility Study).
مدیریت: انتشار مصوبات و تصمیمات کلیدی هیئتمدیره.
سرمایه: جزئیات برنامههای افزایش سرمایه و نتایج حاصل از هر مرحله.
گزارشدهی: ارائه گزارشهای پیشرفت فیزیکی پروژه، گزارش عملکرد مدیران و صورتهای مالی دورهای حسابرسی شده.
مهمترین مزیت رقابتی صندوقهای پروژه نسبت به شرکتهای سنتی، ساختار «چابک» آنهاست. در شرکتهای عادی، فرآیند افزایش سرمایه ممکن است بین ۱۰ تا ۱۱ ماه به طول انجامد که این تأخیر میتواند منجر به خواب سرمایه یا کندی پروژه شود. اما در صندوقهای پروژه، فرآیند جذب منابع مالی برای انتشار واحدهای جدید با سرعت بسیار بالا و به صورت مرحلهای (Call Capital) انجام میشود تا پروژه بدون وقفه به مسیر خود ادامه دهد.
برای درک بهتر، میتوان به «صندوق سرمایهگذاری پروژه آرمان پرند مپنا» اشاره کرد که به عنوان پیشگام این حوزه در ایران شناخته میشود. این صندوق فعالیت خود را در ابتدای سال ۱۳۹۶ آغاز نمود. هدف تعریف شده برای این صندوق، تأمین مالی پروژه تبدیل نیروگاه گازی به سیکل ترکیبی بود که نمونهای موفق از کاربرد این ابزار مالی در صنعت برق کشور محسوب میشود.

صندوق سرمایهگذاری جسورانه که در ادبیات مالی با نامهای سرمایهگذاری خطرپذیر یا VC نیز شناخته میشود، ابزاری تخصصی برای تزریق سرمایه به رگهای حیاتی استارتاپها و کسبوکارهای نوپا است. از آنجایی که استارتاپها برای رشد سریع (Scale-up) و توسعه سهم بازار خود به منابع مالی قابل توجهی نیاز دارند، سرمایهگذاران جسورانه وارد میدان میشوند.
این صندوقها معمولاً ساختاری حقوقی دارند و منابع مالی عظیم خود را از تجمیع سرمایههای خرد و کلانِ افراد و نهادهای ثروتمند تأمین میکنند. مهمترین تأمینکنندگان مالی این صندوقها (LPs) عبارتند از:
صندوقهای بازنشستگی
بانکها و شرکتهای بیمه
نهادهای خیریه و دانشگاهی
هلدینگها و شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری
ماهیت اصلی صندوقهای جسورانه، همانطور که از نامشان پیداست، «پذیرش ریسک» است. در این بازار، هیچگونه تضمینی برای کسب سود و یا حتی بازگشت اصل سرمایه وجود ندارد. بازدهی این سرمایهگذاری طیفی وسیع از ضرر مطلق (شکست کامل استارتاپ) تا سودهای چند صد هزار درصدی (در صورت موفقیت چشمگیر و یونیکورن شدن) را شامل میشود.
برای مدیریت این ریسک بالا، مدیران صندوقهای جسورانه معمولاً تمام تخممرغها را در سبد استارتاپها نمیچینند. به طور معمول، ترکیب دارایی این صندوقها به شرح زیر است:
۵۰ تا ۶۰ درصد: سرمایهگذاری مستقیم در پروژههای نوپا و استارتاپها.
مابقی سرمایه: اختصاص به سپردههای بانکی یا اوراق با درآمد ثابت (برای ایجاد حاشیه امن و نقدشوندگی).
تفاوت مهمی میان صندوقهای جسورانه و سایر ابزارهای مالی وجود دارد. به دلیل ماهیت پرریسک این بازار، واحدهای سرمایهگذاری (Units) در صندوقهای جسورانه معمولاً تنها توسط نهادهای مالی و افراد حقیقی ثروتمند (با پذیرش ریسک بالا) قابل معامله هستند. این در حالی است که در ابزارهایی مانند «صندوقهای پروژه»، چنین محدودیتی وجود ندارد و عموم مردم میتوانند در آنها مشارکت کنند.

اگر به دنبال روشی برای سرمایهگذاری در بورس هستید که همزمان با رشد بازار سود کنید و درگیر پیچیدگیهای تحلیل تکنیکال و فاندامنتال نشوید، صندوق سرمایهگذاری شاخصی (Index Fund) بهترین گزینه برای شماست. اما این صندوقها دقیقا چگونه کار میکنند و چرا در سالهای اخیر تا این حد محبوب شدهاند؟
داراییهای صندوقهای شاخصی به نحوی مدیریت و تخصیص داده میشوند که بازدهی آنها تقریباً برابر با یک شاخص خاص باشد. تصور کنید میخواهید عملکردی دقیقاً مشابه «شاخص کل بورس» داشته باشید؛ در این حالت، صندوق شاخصیِ مورد نظر، سهام شرکتهایی را خریداری میکند که بیشترین وزن و تاثیرگذاری را بر شاخص کل دارند.
نکته مهم اینجاست که این صندوقها تنها مختص شاخصهای بورس نیستند. شما میتوانید بر اساس استراتژی خود، صندوقهایی را انتخاب کنید که مطابق با شاخص صنایع خاص، طلا یا سایر بازارهای سرمایه پیش میروند.
ریسک صندوقهای شاخصی چقدر است؟ از آنجایی که این صندوقها رفتار یک شاخص را تقلید میکنند، ریسک آنها نیز دقیقا برابر با ریسک همان شاخص (یا بازار) مبناست.
صندوقهای شاخصی ملزم هستند که بخش عمده دارایی خود را متناسب با شاخص مبنا خریداری کنند. با این حال، مدیران صندوق برای مدیریت نقدینگی و پوشش ریسکهای احتمالی، همواره بخشی از پرتفوی (سبد سهام) را به وجه نقد، اوراق قرضه و سپردههای با درآمد ثابت اختصاص میدهند.
سرمایهگذاری در صندوقهای شاخصی، گزینه ایدهآلی برای افراد زیر است:
علاقهمندان به حضور در بازار سرمایه که وقت کافی برای رصد دائمی تابلو بورس ندارند.
افرادی که دانش یا تجربه کافی برای ورود مستقیم و مستقل به بازار و انتخاب تک سهمها را ندارند.
سرمایهگذارانی که به دنبال هزینههای کمتر و استراتژیهای بلندمدت هستند.
در بازار سرمایه ایران، این صندوقها بر اساس شاخصی که دنبال میکنند به دستههای زیر تقسیم میشوند:
صندوقهای مبتنی بر شاخص کل: که عملکرد کلیت بازار را شبیهسازی میکنند.
صندوقهای مبتنی بر شاخص هموزن: مناسب برای زمانی که شرکتهای کوچکتر رشد بهتری دارند.
صندوقهای مبتنی بر شاخص ۵۰ شرکت بزرگ: تمرکز بر شرکتهای شاخصساز و بنیادی.
هدف اصلی این صندوقها، نه "شکست دادن بازار"، بلکه "برابر بودن با بازار" است. برای درک بهتر پتانسیل سودآوری، نگاهی به عملکرد شاخصهای بازار سرمایه در یک بازه ۵ ساله میاندازیم (این ارقام نشاندهنده پتانسیل رشد همگام با شاخصهاست):
شاخص کل (هموزن): ۲۷۹۵ درصد رشد
شاخص آزاد شناور: ۲۰۲۱ درصد رشد
شاخص بازار اول: ۱۸۲۴ درصد رشد
شاخص کل بورس: ۱۷۱۴ درصد رشد
شاخص بازار دوم: ۱۵۶۵ درصد رشد
نکته: صندوقهای شاخصی تلاش میکنند تا حد امکان به این اعداد نزدیک شوند.
بزرگترین تفاوت در «فلسفه مدیریت» است.
در صندوقهای سهامی (Active): مدیر صندوق آزادی عمل دارد تا از هر صنعت و سهمی خرید کند. هدف او انتخاب بهترین سهمها برای کسب سودی بیشتر از شاخص بازار است.
در صندوقهای شاخصی (Passive): مدیر صندوق موظف است دقیقاً سهمهای مشخصی را که در شاخص وجود دارند خریداری کند تا سودی متناسب با شاخص کسب کند.
شاید تصور کنید تلاش مدیران صندوقهای سهامی برای شکست دادن بازار همیشه نتیجهبخش است، اما آمار چیز دیگری میگوید. جالب است بدانید در سال ۲۰۲۱، حدود ۸۰٪ از صندوقهای سهامی فعال در آمریکا، بازدهی کمتری نسبت به شاخصی که آن را دنبال میکردند به دست آوردند. این آمار نشان میدهد که همگامی با شاخص (استراتژی صندوقهای شاخصی) اغلب گزینهی مطمئنتری است.
۱. هزینههای کمتر (کارمزد پایینتر): یکی از جذابترین ویژگیهای این صندوقها، هزینههای پایین آن است. به دلیل ماهیت این صندوقها:
هزینههای سبدگردانی، تحلیلگری و مدیریت بسیار کمتر است.
برخلاف صندوقهای دیگر که نیاز به تیمهای بزرگ تحلیلگر دارند، در اینجا به دلیل مشخص بودن چینش پرتفوی (بر اساس شاخص)، هزینههای سربار کاهش مییابد.
۲. حذف ریسک مدیریت (مدیریت غیرفعال): در این صندوقها، مدیریت نقشی غیرفعال (Passive) دارد. هدف مدیر «کشف سهام مستعد رشد» نیست، بلکه او سعی میکند وزن داراییهای صندوق را دقیقاً مشابه شاخص مبنا نگه دارد. این موضوع باعث میشود ریسک خطای انسانی مدیر یا تحلیلهای اشتباه حذف شود و سرمایهگذار نگران تصمیمات فردی تیم مدیریت نباشد.

در بخشهای قبلی با انواع صندوقهای سهامی، درآمد ثابت، مختلط و اهرمی آشنا شدیم. اما صندوق در صندوق که به آن فراصندوق یا Fund of Funds (FOF) نیز میگویند، گزینهای «تلفیقی» و هوشمندانه در بازار سرمایه است.
ساختار این صندوق به زبان ساده یعنی: «سرمایهگذاری در سرمایهگذاران». به جای آنکه مدیر صندوق مستقیماً سهام یا اوراق بخرد، سبد (پرتفوی) خود را از واحدهای سایر صندوقهای سرمایهگذاری تشکیل میدهد. در واقع شما با خرید واحدهای یک فراصندوق، به صورت همزمان در مجموعهای از بهترین صندوقهای بازار سهیم میشوید.
برای درک استراتژی و اهداف هر فراصندوق، بهترین راه مطالعه اساسنامه و امیدنامه آن است. برخی فراصندوقها ممکن است محدودیت خاصی نداشته باشند و در تمام حوزهها فعال باشند، اما به طور کلی در سطح بینالمللی، این صندوقها به ۵ دسته اصلی تقسیم میشوند:
فراصندوقهای پوشش ریسک (Hedge Fund FOF): تمرکز بر استراتژیهای پیچیده برای کاهش ریسک.
فراصندوقهای امانتداری (Investment Trust FOF): ساختاری مشابه شرکتهای سرمایهگذاری.
فراصندوقهای سرمایهگذاری خصوصی (Private Equity FOF): سرمایهگذاری در شرکتهای غیربورسی.
فراصندوقهای مشترک (Mutual Fund FOF): رایجترین نوع که در سایر صندوقهای مشترک سرمایهگذاری میکند.
فراصندوقهای خطرپذیر (VC FOF): ورود به پروژههای استارتاپی و نوآورانه.
نکته بورسی: در حال حاضر، صندوق تمشک به عنوان یکی از پیشروهای این حوزه در بازار بورس و اوراق بهادار تهران فعال است که امکان تنوعبخشی بالایی را به سرمایهگذاران میدهد.
طبق ضوابط سازمان بورس و امیدنامه این صندوقها، فراصندوقها اجازه دارند در بازههای مشخصی از صندوقهای مختلف (مطابق جدول زیر) سرمایهگذاری کنند. از مهمترین مزایای این ابزار مالی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
معافیت مالیاتی: مانند سایر صندوقها، سود حاصل از سرمایهگذاری معاف از مالیات است.
مدیریت حرفهای مضاعف: دارایی شما توسط تیمی مدیریت میشود که کارشان رصد و انتخاب بهترین مدیران صندوقهای دیگر است.
تنوعبخشی بینظیر: ورود به طیف وسیعی از صندوقها تنها با خرید یک نماد.
سهولت در اداره: به جای مدیریت چندین دارایی مختلف، تنها یک دارایی را رصد میکنید.
با توجه به امید نامه منتشر شده در سایت سازمان بورس برای صندوق در صندوق ها، این صندوق ها میتوانند با توجه به جدول پایین در صندوق های مختلف سرمایه گذاری کنند.

یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشت، بحث کارمزد مضاعف است. از آنجایی که شما در صندوقی سرمایهگذاری میکنید که خودش در صندوق دیگری سرمایهگذاری کرده، لایههای کارمزد ممکن است تکرار شود. با این حال، تخصص مدیران در انتخاب صندوقهای پرسود معمولاً این هزینه را به خوبی پوشش میدهد.
همچنین، هرچند هدف فراصندوق کاهش ریسک از طریق تنوعبخشی است، اما همچنان با ریسکهای سیستمی بازار روبهروست؛ از جمله:
نوسان ارزش داراییها: افت قیمت در صندوقهای زیرمجموعه.
ریسک نقدشوندگی: احتمال دشواری در فروش واحدهای برخی صندوقهای پایه.
ریسک نکول: احتمال عدم ایفای تعهدات در اوراق بهادار موجود در پرتفوی.
نوسان بازده بدون ریسک: تغییرات نرخ بهره که بر جذابیت صندوقها اثر میگذارد.
تعیین زمان دقیق برای ورود به بازار، همواره یکی از دغدغههای اصلی معاملهگران است. واقعیت این است که «بهترین زمان» برای هر فرد، لزوماً با دیگری یکسان نیست؛ چرا که این موضوع مستقیماً به استراتژی شخصی، میزان ریسکپذیری و نوع صندوق بستگی دارد. با این حال، با تکیه بر چند فاکتور کلیدی میتوان هوشمندانهترین زمان برای خرید واحدهای سرمایهگذاری را شناسایی کرد.
نخستین قدم، تعیین «طول عمر» سرمایه شماست. باید از خود بپرسید: «قصد دارم این دارایی را برای چه مدتی حفظ کنم؟»
سرمایهگذاری بلندمدت: اگر دیدگاهی چندساله دارید، صندوقهای سهامی بهترین انتخاب هستند. در بازههای طولانی، نوسانات موقت بازار رنگ میبازند و برآیند رشد اقتصادی و تورم، سود مناسبی را نصیب شما میکند. در این حالت، «زمان ورود» به اندازه «تداوم حضور» در بازار اهمیت ندارد؛ هرچند انتخاب صندوقی با مدیریت حرفهای شرط لازم موفقیت است.
سرمایهگذاری کوتاهمدت: برای بازههای زمانی کوتاه، صندوقهای قابل معامله (ETF) انعطافپذیری بیشتری دارند. در اینجا، استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال گرهگشا خواهد بود. شناسایی سطوح حمایتی (کفهای قیمتی) و مقاومتهای نموداری به شما کمک میکند تا در نقاطی با کمترین ریسک ممکن وارد شوید.
برای انتخاب زمان مناسب، نباید از دو شاخص حیاتی «آلفا» و «بتا» غافل شد. این اعداد به شما میگویند صندوق در کجای چرخه بازار ایستاده است:
ضریب بتا: این شاخص میزان حساسیت صندوق به نوسانات شاخص کل را نشان میدهد.
در دوران رونق و صعود بازار، خرید صندوقهایی با بتای مثبت و بالا (بیشتر از ۱) بازدهی بیشتری از شاخص نصیب شما میکند.
در مقابل، در زمان رکود یا نزول بازار، بهتر است به سراغ صندوقهایی با بتای پایین یا منفی بروید تا دارایی خود را در برابر سقوط محافظت کنید.
ضریب آلفا: آلفا نشاندهنده هنر مدیر صندوق در کسب بازدهی مازاد بر شاخص است. مثبت بودن آلفا یعنی صندوق فراتر از انتظار و ریسکش عمل کرده است. هرچه آلفا صعودیتر باشد، آن صندوق پتانسیل بیشتری برای خرید و نگهداری دارد.
یکی از دقیقترین خطکشها برای تشخیص زمان خرید، بررسی ارزش خالص داراییها (NAV) است. این عدد ارزش واقعی هر واحد از صندوق را بر اساس داراییهای موجود در آن نشان میدهد.
فرصت طلایی زمانی ایجاد میشود که میان «قیمت معامله» و «NAV» شکاف ایجاد شود. در صندوقهای ETF، اگر قیمت بازار کمتر از NAV (حالت Underpriced) باشد، یعنی شما در حال خرید دارایی به قیمتی ارزانتر از ارزش واقعی آن هستید. این وضعیت معمولاً بهترین زمان برای ورود به صندوق محسوب میشود، چرا که انتظار میرود قیمت در میانمدت به سمت ارزش واقعی خود حرکت کند.
به طور خلاصه، بهترین زمان خرید زمانی است که افق زمانی شما مشخص باشد، شاخصهای فنی (آلفا و بتا) با شرایط کلی بازار همسو شوند و قیمت معامله شده، ترجیحاً پایینتر از NAV صندوق باشد.
در شرایط فعلی اقتصاد ایران، جایی که بسیاری از بنگاههای تولیدی و خدماتی با چالش جدی کمبود نقدینگی دستوپنجه نرم میکنند، ابزارهای مالی نوین نقشی حیاتی ایفا میکنند. نوسانات شدید ناشی از ورود غیرکارشناسی سرمایهها به بازارهای موازی (مانند ارز و طلا)، اغلب آسیبهای جبرانناپذیری به پیکره اقتصادی کشور وارد میکند. در این میان، صندوقهای سرمایهگذاری به عنوان یک راهکار میانبر و امن، نقدینگی را از بخشهای غیرمولد جمعآوری کرده و به سمت چرخههای تولید هدایت میکنند.
این ابزار مالی را میتوان یک بازی «برد-برد» برای تمامی ارکان اقتصاد دانست:
برای سرمایهگذار: صندوقها بستری فراهم میکنند تا افراد حقیقی و حقوقی، بدون نیاز به دانش تخصصی پیچیده، از مدیریت حرفهای دارایی بهرهمند شوند. این موضوع نه تنها ریسک رفتارهای هیجانی را کاهش میدهد، بلکه دستیابی به بازدهی تعریفشده و متناسب را میسر میسازد.
برای سرمایهپذیر (بنگاهها): صندوقها با تجمیع سرمایههای خرد، منابع مالی پایدار و ارزانقیمتی را برای توسعه فعالیتهای اقتصادی تامین میکنند که نتیجه آن خروج از بنبست نقدینگی است.
با استناد به ساختار نظارتی دقیق و تنوع سبد داراییها، میتوان نتیجه گرفت که صندوقهای سرمایهگذاری یکی از مطمئنترین روشهای حضور در بازار سرمایه هستند. این صندوقها با ایجاد شفافیت مالی و کاهش اصطکاکهای ورود به بازار، نه تنها از دارایی معاملهگران در برابر تکانههای اقتصادی محافظت میکنند، بلکه زمینهساز ثبات کلی در فضای کسبوکار کشور میشوند.