این کتاب یک داستان کوتاه در دسته ادبیات رائالیستی یا واقع گرایانه است . موضوع اصلی این کتاب نقش امیال غریزی ونفسانی بر زندگی فردی و اجتماعی شخص است و استدلال اصلی ان بر این است که شهوت بر زندگی انسان ها چه اثرات مخرب و یا حتی مفیدی خواهد گذاشت.
این داستان کوتاه روایت شخصی بنام یوگنی است که زندگی جدیدی را در روستا آغاز کرده است و در نگاه مردم شخصی پرهیزکار، صادق و مورد اطمینان است و در جایگاه اجتماعی مطلوبی قرار دارد؛ همانطور که گفتیم او شغل تازه ای را شروع کرده است و فشار نسبتا زیادی بر روی دوش های او است و از طرفی دیگر اسیر شهوت خود شده است. تالستوی سرگذشت و عاقبت یوگنی را را به تصویر میکشد و نشان میدهم زهد و پرهیز کورکورانه چه عاقبتی دارد.
خواننده این کتاب که شما باشید بعد از خواندن این کتاب به این سوال میرسید که اگر من در جایگاه یوگنی بودم چه میکردم و یا به جای دوپایان بندی مجزای تالستوی کار دیگری میتوانستم بکنم؟ این کتاب با دو پایان بندی واقع گرایانه به خوبی خواننده را به سفری عمیق میبرد و افق دید خواننده را می گستراند و شک را به دمن او میدوزد.
قوی ترین بخش این کتاب پایان بندی اول ان است که بسیار منطقی تر و گیرا تر از پایان بندی دوم ان است ولی بستگی به نوع نگاه خواننده نیز دارد ، ممکن است برخی خوانندگان به دلیل توصیف های تولستوی و جزئیات گویی وی کسل شوند که باید بگویم یکی از ویژگی های ادبیات روسیه توصیف شاعرانه و دقیق موقعیت است .
این کتاب را به عموم مردم پیشنهاد میکنم خاصه کسانی مه علاقه به ژانر های اخلاقی و روانشناختی دارند ، کسانی که میخواند تازه شروع به خواندن اثار تولستوی کنند نیز برای شروع این کتاب را انتخاب کنند ولی در نگاه من کتاب من ایوان الیچ مناسب تر است.
بهترین ترجمه ها بنظرم ترجمه خانم بهناز ورشوی و اقای سروش حبیبی هستند ولی ممکن است ترجمه اشخاص دیگر هم مرد پسند شما باشد .
امیدوارم که این مطلب کمک بسیاری به شما عزیزان کرده باشد ممنونم از توجه و زمانی که گذاشتید خوشحال میشوم که نظراتتون رو درباره نقد من و این کتاب بدونم.