فاطمه امیری·۱ روز پیش«موش ها و کتاب جادویی»این داستان برای کسانی که هنوز عاشق جادویی و حیوانات با مزه ،به همه عزیزان تقدیم می کنم
سید عدنان شکوری·۴ روز پیشسید عدنان شکوریطبیعت، صخره، غار، دره، تپه، قله، یخچال، جنگلزار، بیشه، نخل، بلوط، سرو، کاج، بید، افرا، چنار، بامبو،
Gin·۴ روز پیش《صحرا》باد آرام میان بوتههای خشک گذشت.دسته از ساکنین، پرواز کردند و رقصیدند.آنان آفریده شده بودند که برقصند.کویر، با آرامش به آسمان پر از ستاره…
سمیرا . ی·۷ روز پیشقسمت 2: جنگل؛ تمدنی که مدیریت نمیشوداگر شامبالا را یک فرض ذهنی برای «جامعه پایدار» در نظر بگیریم، اولین جایی که میتوان به شکل واقعیتر به آن نزدیک شد، طبیعت است.نه در معنای ش…
Alina·۱۹ روز پیشاناهیتا دختری از سرزمین افسانه ایبخشانا غش کرد اما چرا؟؟ ی از فصل اول: نقطه بی بازگشت
Alina·۱۹ روز پیشفصل اول اناهیتا در سرزمین افسانه ایبخشی از فصل اول: نقطه بی بازگشتجنگل های «سرزمین ممنوعه دیگر شبیه جنگل نبود؛ هزارتویی بود از شاخه های در هم تنیده که مثل دستهای استخوانی راه…
حریر·۲۱ روز پیشاسب و دخترک؛ جنگلِ بینامنیمهجانش کردند و بعد، برای آنکه ردی از بخشش نماند، او را در جنگل رها کردند. برف، آرام و بیرحم، بر شاخهها و زمین مینشست؛ سفید، سرد، و بی…
اندیشه·۲۱ روز پیشکپــــ🦠ــــک آهنــــ🔨ــــگرادامه داستان "تلالؤ سبــــ🦠ــــز" در قالب متفاوت و فانتزی
نویسنده ای در حرم سکوت·۲۱ روز پیش"نجات" قسمت پنجمقسمت پنجمساعتها گذشت. هوا هنوز سیاه بود، اما پرندههای جنگل کمکم در سکوت قبل از طلوع آواز می خواندند. نزدیکهای اذان صبح بود که صدایی هر…
نویسنده ای در حرم سکوت·۲۳ روز پیش"نجات" قسمت چهارمقسمت چهارمملودی عقب رفت.پاهای لرزانش در تاریکی خاکهای نرم را کنار زدند و ناگهانقلاب!یک فشار سرد و بیرحمانه دور قوزک پایش پیچید. تله آهنیه…