دنیا مادر کم دارد..

لزوماً مادرانی که زایمان کردهاند، مادر نیستند!
دنیا مادرانی از جنس بیقید و شرط کم دارد، مادرانی واقعی.
مادرانی که نه به واسطۀ تحمل ۹ ماهۀ بچه در شکمشان، نه بخاطر اینکه بچه آن هاست، نه بخاطر اینکه مسئولیتی دارند؛ بلکه فقط برای مادر بودن..
مادر بودنی که اول از همه مجدداً برای خودت عرضه کنی
کجا رفتم؟ چه کردم؟ با چه کسی بودم؟ محترم بود؟ خودم حالم چطور است؟
و در وهلۀ دوم بدونانتظار برای جهان مادری کنی. لازم نیست جهان را در شکمت داشته باشی و آن را بعد از تحمل سختی بسیار زایمان کنی؛ یک لبخند، شکلات کوچکِ رنگی به فردی که غمگین است «بفرما....این شکلات نیست..این عشق است..برای تو»
مادر بودن سخت نیست، اما این سادهترین شکل مادری کردن است که از دست هر شخصی بر میآید.
مادر میتواند حتی نگران و دلواپس باشد. دفتر یادداشتی که همیشه همراهش است. مینویسد....اگر سوپریِ محلۀمان آبنباتها و لواشکها را نزدیک ویترین بگذارد، فروش بهتری خواهد داشت؛ حتماً این را به او اطلاع خواهمداد، اگر با همسایۀمان قرار بگذارم تا عصرها قدم بزنیم، احوالاتش بهتر میشود؛ حتماً به او پیشنهاد خواهم داد، فامیل با بچههایشان خصمانه برخورد میکنند، ولی من توان دخالت ندارم و بیاحترامیست، اما میتوانم به آن بچهها توانِ مادری کردن برای خودشان را یاد بدهم تا بهتر کنار بیایند و برخورد کنند، اگر...
مینویسم. نوشتن از برای محبت، عشق است و من برای مادری کردنِ عاشقانه هر کاری خواهم کرد..
مادر بودن نه فقط برای خودت، نه فقط برای دیگران، نه فقط برای محیط زیست، و نه فقط برای حیوانات است. مادر بودن برای کل جهان است که ستودنیست؛ بی هیچ واسطهای..

امیدوارم که این مطلب رو پسندیده باشین. بنظر شما چه شکلهای دیگهای میشه مادری کرد؟ باز هم از چگونگی مادری کردن بنویسم؟