ویرگول
ورودثبت نام
Nσɾα Aȥαԃ
Nσɾα Aȥαԃرَسܩـِ ؏ـاشِق نیستـ با یـِڪ دِلـ دو دِلبَـر داشتَنـ
Nσɾα Aȥαԃ
Nσɾα Aȥαԃ
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

خورشیدهای مخفی‌مان

اگر من خورشید بودم،

از ماه بدم می‌آمد.

 

انسان‌ها ماه را دوست دارند.

وقتی می‌خواهند به معشقوقشان ابراز علاقه کنند، او را ماه صدا می‌زنند.

حتی وقتی از او دورند، خودشان را با انعکاس تصویر ماه در آب، قیاس می‌کنند.

شب را برای دیدن ماه، بیدار می‌مانند.

ماه را زیبا می‌بینند.

 

عده‌ای کمی متفاوت اند.

می‌گویند:

ماه مهم نیست؛ چون اگر تاریکی نبود، ماه هیچ‌گاه اینقدر دوست‌داشتنی نمی‌شد. باید عاشق تاریکی بود!

حتی حاضرند تاریکی را دوست داشته باشند؛ اما خورشید را نه!

 

با همۀ این‌ها، خورشید هر شب نورش را به چهرۀ ماه می‌تاباند و آن را برای اهل زمین نمایان می‌کند.

احتمالاً چون خود ماه، بیشتر از حرف مردم برایش اهمیت دارد.

چه دل بزرگی دارد این خورشید!

 

کمی به خورشیدهای زندگی‌تان بیشتر توجه کنید.

از من به شما نصیحت، مراقبشان باشید.

چون آنان که ستاره نیستند؛ آدم‌اند.

 

اگر در روز روشن آن‌ها را نبینی،

مجبور می‌شوی در شب تاریکی که کل زندگی‌ات را فرا گرفت،

نبودشان را ببینی.

نه تنها با چشمانت،

بلکه با قلبت

°°نورا آزاد°°

دلنوشتهتلنگرخورشیدروشناییدوستی
۱۵
۳
Nσɾα Aȥαԃ
Nσɾα Aȥαԃ
رَسܩـِ ؏ـاشِق نیستـ با یـِڪ دِلـ دو دِلبَـر داشتَنـ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید