بخوان دوباره برایم..
"مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه تر کن..." همیشه همین بود آهنگ درخواستی ام از تو... همیشه شروع میکردم به قهقهه زدن وقتی میخواندی و چشمانت پر میشد از علامت سوال که دلیل خنده هایم چیست...
بانمک میخواندی، دلم قنج میرفت برای صدایت...
حالا اما فراریم ازین ترانه.. کافیست آنرا از کسی بشنوم تا چشمانم بارانی شود و سینه ام فشرده... انگار دیگر این ترانه فقط باید از نای تو برآید و بر گوش جانم بنشیند..
کجایی عزیز دل؟ چه میکنی؟
چه بر سرمان آمد، روزگار با ما چه کرد...