رزمآورِ نور·۲ روز پیشیاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...داره میشه یه سال... شوخیت گرفته؟ من هنوز مثل ماههای اولم. حالا حالاها کار دارم... حالم رو میگم. کار داره تا به حداقل حالت نرمال خودش برگ…
علیرضا خدائی·۱ ماه پیشفراق یارآخر فراق یار ما را که نکشت این سنگِ بیروح و جان را که نکشت در این زمان پرغم و اندوه بسیار یاد تو و عشقت ما را که نکشت آمد ندا در روزگار…
دختری از تبار ماه(:درنامـهای به تو که نمیخوانی·۵ ماه پیشمنطقه ممنوعهتبعید شده به منطقه ممنوعه قلبت..جایی که خودت هم تاب ماندن نداشتی...
رزمآورِ نور·۵ ماه پیشهان! به یاد آر...تو خیابون بیربطترین آدمها هم من رو یاد تو میندازن. تو شهر بیربطترین چیزها هم برام یادآور تواَن. چند ماه گذشته و من هنوز حتی روی پلهی…
رزمآورِ نور·۸ ماه پیشاز کوهها برای تو گلهای شاد میآورمبالاخره خوابت رو دیدم. اولیش با همین پیراهن چهارخونهی تو عکست دستات رو گذاشته بودی روی پشتی مبل و سرت رو هم تکیه داده بودی به دستات و با ل…
رزمآورِ نور·۸ ماه پیشتنهای تنهاهر آدم تنهایی رو که میبینم یادت میافتم. هر آدم خستهای که میبینم یادت میافتم. هر سکانسی که داره اوج خستگی و بیکسی رو نشون میده یادت…
حَنآ·۱ سال پیشماه نوماه نو را بیشتر از ماهِ کامل دوست داشتید. به عقیده تان ظریف تر و دلبرتر بود. البته که او برایتان همیشه همان یار محبوبی محسوب میشد که نیمه ش…
حَنآ·۱ سال پیشاندوه پیچک های امین الدوله-هنگام بازگشتت احتمالا خزان از راه رسیده باشد.این را زیر لب هنگامی که ساکَت را بر شانه چپت انداخته و پشت بندش، بر پیشانی ام بوسه میزدی، زم…