ویرگول
ورودثبت نام
نوشته های یک سفالگر طبیعتگرد
نوشته های یک سفالگر طبیعتگرد
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

چند شکست دیگر مانده تا موفقیت ؟

گاهی بعد از گذشت زمان، به مسیر موفقیتهای کوچک و بزرگم در زندگی فکر می کنم و می بینم این موفقیتها پر از شکستهای کوچک و بزرگ بوده اند. کمی بالغانه تر که‌نگاه‌می کنم میفهمم ، آن شکستها با همه تلخیهایشان انگار پله های موفقیتم شدند. چون از هر شکست درسی آموختم و دوباره بلند شدم. راستش بعضی وقتها آدم انقدر شکست میخورد که امیدش را برای به پایان بردن مبارزه از دست می دهد . اما این شکستهای در هم کوبنده هم روزی پله یکی از موفقیتها خواهد بود اگر از آن شکست ، بیشتر از آنکه برنجیم درس بگیریم.

با این نگاه شکست پله موفقیت است و ما نباید از رنجهای آن فرار کنیم ! همیشه هنگام زمین‌خوردن با صدای بلند از قلبم می پرسم :

«چند شکست دیگر مانده تا موفقیت ؟ »

زندگی در دنیا ماهیتش سختی و رنج است و رنجیدن از مشکلات شبیه آن است که هنگام رانندگی کردن از حضور هر مانعی که باعث ترمز کردن ما می شود ناراحت شویم ! در حالیکه هنر رانندگی یعنی عبور به سلامت از میان موانع خیابان و رسیدن به مقصد!

هنر زندگی هم شاید همین است که از موانع زندگی به سلامتی عبور کنیم و به مقصد که عاقبت بخیری و موفقیت و سعادت است برسیم .

نکته دیگر اینکه، ممکن است هنگام رسیدن به پله اخر که هدف ماست آنقدر خسته و شکسته باشیم که لذتی از آن موفقیت نبریم . من این حالت را خیلی زیاد تحربه کرده ام. اما بعد از گذشت زمان فهمیده ام لذت واقعی ، رسیدن به هدف نبوده بلکه لذت اصلی، رشد و تکاملم‌ در مسیر هدف بوده است و این نوع نگاه باعث می شود در زندگی دیگر با تلاطمها و طوفانها دچار ناامیدی و یاس و خستگی نشوم .

سعی میکنم در زندگی انسان مبارز و خستگی ناپذیری باشم و در راه رسیدن به اهدافم تسلیم نشوم و در عین حال هدفم آن است که آنقدر نرم و منعطف باشم که هیچ فشاری مرا نتواند بشکند ، میخواهم نرم و سرسخت باشم ! و این هدف را خیلی به خودم نزدیک می بینم !!!



موفقیتهدفخودشناسیسعادتروانشناسی
من دهه شصتیم؛ لیسانسم مهندسی کامپیوتره ،۵ سال فریلنسر بودم و ۱۰ سال کارمند و ۵ساله که سفالگرم. اینجا میخوام راحت و بی نقاب بنویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید