گل زردُم

گل زرد
گل زرد

گاهی باید از دست این همه پیچیدگی و جزئیات فرار کرد . نمیخواهم خیلی وارد بحث های فلسفی بشوم . برای من که در هفته بیش از سی ساعت در تئوری های لایه مرزی و لاگرانژ و انواع پروتکل های آرت و یوزآرت دست و پا میزنم و باقی دانشجویان هم که کمابیش همینگونه در متون پیچیده و انتزاعی غوطه ورند لازم است که اندک فرصتی برای تنفس مغز و روح در نظر گرفت . پیشنهاد اینجانب گل زردم می باشد . منت خدای را عزوجل به اندازه کافی کاور برای این شعر وجود دارد که انواع و اقسام سلایق را پاسخگو باشد. که در هرکدام از این کاور ها بنا به ذوق و قریحه خواننده و فاز و فضایی که وی در آن قرار داشته ، تغییراتی در متن شعر هم انجام گرفته که بحث در این باب مطمئنا جزو مسائل بیهوده پیچیده است که بایستی از آن اجتناب کنیم . دنیا مگر به اندازه کافی پیچیده نیست ؟ اصلا بگذار برگردیم به نقاط اشتراک ، منظورم همه نقاط اشتراک میان ما انسان هاست : کوکاکولای تگری ، ته دیگ سیب‌زمینی ، آسمان آبی با چنتا از آن ابر های درشت پنبه ای ، بوی گلاب ، شربت خاکشیر و الخ که فعلا تنها این ها به ذهنم خطور می کند. و اگر همین فلسفه نقطه اشتراک را پیش بگیریم میبایست به نقطه اشتراک میان کاور های این شعر هم حتما اشاره ای بکنیم . هر سه عزیز خواننده این شعر با وجود اختلافا عمیق اجتماعی ، سیاسی ، مادی و معنوی که با یکدیگر دارند ، افسار فوران خلاقیت خود را در مواجهه با این بیت مهار کرده اند که جای تامل بسیار است :

ای یار جانی
دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی !
گل زردم ! همه دردم ! تو بیا تا دور تو گردم !

خدای وکیلی نگاه کنید که نیاکان ما چقدر با یکدیگر ساده و رو راست سخن می گفته اند ! طرف معشوقه اش را با نام گل زرد که در تصویر بالا این پست نیز موجود است خطاب می کرده ! گلی که به جز استفاده در شامپو های گیاهی فکر نمی کنم فایده خاص دیگری داشته باشد . جرئت داری امروزه خطاب به این رل ات کمتر از " آزلیای رودودندرون " بگویی ...

خلاصه که تنها میتوان گفت که این وضعیت پیچیده ای که برای خودمان جور کرده ایم با جزئیات آن مثل چگونگی سین کردن یا اصلا سین نکردن و لایک فور لایک ها و دایرکت = بلاک و قس علی هذا هایش ، تنها باعث بیماری روح و روان مان شده است . یادش بخیر یک زمانی پایان نوشته ها می نوشتند باشد که رستگار شویم ، دیگر امیدی به رستگاری نیست ، باشد که کمتر به فنا رویم !