
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
به کجا خواهد رفت ؟
من نمیدانم… آه
یا به شهری دیگر!
یا به قعر دریا!
پس چرا قایق را به آب اندازم؟
یا چرا میخواهم بشکافم دریا؟
هیچ نمیدانم… آه
ولی خوب میدانم که نسیم دم صبح
یا صدای امواج
لحظهی تابش نور
یا درخشیدن ماه
خواندن گنجشکی لب بوم
مرا میخواند
پس چرا با قایق از این جا نروم؟
تا کجا ؟ من چه میدانم … آه
پروین داننده
۱ تیر ۱۴۰۵
#