
به مناسبت دهم اکتبر، «روز جهانی سلامت روان»، پیشتر مطلبی با عنوان «کاربرد هوش مصنوعی در مراقبت از سلامت روان» منتشر شد. در بخش دوم دربارۀ «مزایا و معایب هوش مصنوعی در سلامت روان» خواهیم گفت.
تأثیر مثبت بر جنبههای شناختی
امروزه، ارزیابیهای شناختی بهعنوان ابزاری مهم برای تشخیص و مدیریت اختلالات روانی شناخته میشوند. این ارزیابیها شامل مجموعهای از آزمونها و وظایف هستند که به ما کمک میکنند تا عملکردهای شناختی مانند زبان، حافظه، تصمیمگیری و توجه را بسنجیم. اما یکی از چالشهای اصلی در این زمینه، عدم دقت و سوبژکتیویتۀ این ارزیابیهاست. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان بهداشت و درمان بهدنبال راهحلهایی هستند که بتوانند این فرآیندها را خودکار کنند.
در این راستا، هوش مصنوعی (AI) بهعنوان یک راهکار نوآورانه وارد میدان شده است. با استفاده از تکنیکهای پیشرفتۀ هوش مصنوعی، میتوان دقت ارزیابیهای شناختی را افزایش داد و آنها را عینیتر کرد. این فناوری میتواند به متخصصان کمک کند تا نقصهای شناختی را زودتر شناسایی کنند و در نتیجه مداخلههای لازم را بهموقع انجام دهند.
یکی از مزایای بزرگ هوش مصنوعی در این زمینه، توانایی آن در پردازش حجم زیادی از دادههاست. الگوریتمهای یادگیری ماشین مانند شبکههای عصبی و ماشینهای بردار پشتیبان میتوانند اطلاعات را تحلیل کنند و نتایج دقیقی ارائه دهند. این امر باعث میشود که تشخیص اختلالات روانی سریعتر و دقیقتر انجام شود.
علاوه بر این، خودکارسازی فرآیند ارزیابی به متخصصان کمک میکند تا زمان بیشتری برای تمرکز بر روی بیماران داشته باشند و از فشار کاری خود بکاهند. با توجه به اینکه کارشناسان ممکن است در عملکرد خود محدودیتهایی داشته باشند، استفاده از هوش مصنوعی میتواند به بهبود کیفیت خدمات ارائهشده کمک کند.
در نهایت، با پیشرفت فناوریهای هوش مصنوعی، ما شاهد تغییرات مثبتی در نحوۀ تشخیص و مدیریت اختلالات سلامت روان خواهیم بود. این نوآوریها نه تنها به افزایش دقت در ارزیابیها کمک میکنند، بلکه میتوانند زندگی افرادی را که با مشکلات روانی دستوپنجه نرم میکنند، نیز بهبود بخشند.
اختلالات فکری و رشدی
اختلالات شناختی و تکاملی شامل شرایطی مانند فلج مغزی، سندرم داون، «اختلال نقص توجه و بیشفعالی»(ADHD) ، اختلالات طیف اوتیسم و سندرم ایکس شکننده هستند که معمولاً قبل از هجدهسالگی در کودکان ظاهر میشوند. تشخیص زودهنگام این اختلالات اهمیت زیادی دارد و هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری نوین در این زمینه نقش بهسزایی ایفا میکند. با استفاده از دادههای تصویربرداری عصبی و تحلیلهای مبتنی بر شبکههای عصبی عمیق (DNN)، سیستمهای غربالگری هوش مصنوعی میتوانند وجود اختلالات شناختی را شناسایی کنند. همچنین، یادگیری ماشین میتواند حرکات چشم را برای تشخیص اختلالاتی مانند اوتیسم مورد استفاده قرار دهد و بیومارکرهای خودایمنی مادر و خون نیز به شناسایی این اختلالات کمک میکنند. این فناوریها با افزایش دقت تشخیص و تسهیل مداخلات بهموقع، میتوانند کیفیت زندگی کودکان مبتلا به این اختلالات را بهبود بخشند و تأثیر مثبتی بر خانوادهها و جامعه داشته باشند.
اختلالات نورودژنراتیو
بیماریهایی مانند آلزایمر و پارکینسون خیلی سخت تشخیص داده میشوند، زیرا تا وقتی که تعداد زیادی از سلولهای مغزی آسیب نبینند، علائمشان مشخص نمیشود. این یعنی تشخیص زودهنگام این بیماریها اغلب کار آسانی نیست. اما امروزه با کمک هوش مصنوعی، اوضاع بهتر شده است. پژوهشگران با استفاده از تکنولوژیهای جدید، میتوانند تصاویر ام.آر.آی (MRI) مغز را بررسی کرده و نشانههای اولیۀ این بیماریها را پیدا کنند. بهعنوان مثال یک مدل هوش مصنوعی به نام «ماشین بردار پشتیبان» (SVM) وجود دارد که میتواند با دقت بالا بفهمد که آیا فرد به آلزایمر دچار هست یا خیر. این هوش مصنوعی حتی میتواند افراد سالم را هم از بیماران مبتلا به آلزایمر تشخیص بدهد. همچنین، از شبکههای عصبی سهبعدی هم استفاده میشود که دقت بالایی دارند. بهطور کلی، هوش مصنوعی کمک میکند تا بتوانیم این بیماریها را زودتر شناسایی کنیم و به همین دلیل امید بیشتری برای درمان و مدیریت بهتر این بیماریها ایجاد شده است.
تشنج
تشنجهای صرع معمولاً با افزایش ناگهانی غیرطبیعی فعالیتهای الکتریکی در مغز ایجاد میشوند. تشخیص این تشنج ها بهدلیل تنوع در الگوی آنها میتواند یک چالش واقعی باشد. مطالعات قبلی نشان دادهاند که چگونه ضبطهای الکتروانسفالوگرافی با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین برای تشخیص مؤثر تشنج تجزیهوتحلیل شدهاند.

استفاده از هوش مصنوعی (AI) در مراقبتهای روانی میتواند مزایای زیادی از جمله بهبود تشخیص، درمان شخصیسازی شده و افزایش دسترسی به حمایتهای روانی را به همراه داشته باشد. با این حال، همچنین نگرانیهای اخلاقی و حریم خصوصی مهمی را به وجود میآورد که باید بهدقت مورد توجه قرار گیرند تا از پیادهسازی مسئولانه و مؤثر آن اطمینان حاصل شود. برخی از مسائل نگرانکننده شامل موارد زیر است:
حریم خصوصی و امنیت دادهها: سیستمهای هوش مصنوعی در مراقبتهای روانی معمولاً نیاز به دسترسی به دادههای حساس و شخصی بیماران دارند، از جمله سوابق پزشکی، تاریخچۀ درمان و حتی حالات عاطفی در زمان واقعی. حفاظت از این دادهها برای حفظ حریم خصوصی بیمار و جلوگیری از دسترسی غیرمجاز یا نقض اطلاعات بسیار حیاتی است.
رضایت آگاهانه: بیماران باید بهطور کامل در مورد نحوۀ استفاده از دادههای خود و پیامدهای احتمالی مداخلات روانی مبتنی بر هوش مصنوعی مطلع شوند. رضایت آگاهانه بهویژه با توجه به ماهیت حساس اطلاعات سلامت روان اهمیت دارد.
شفافیت: الگوریتمهای هوش مصنوعی مورد استفاده در مراقبتهای روانی باید شفاف و قابل توضیح باشند. بیماران و ارائهدهندگان خدمات بهداشتی نیاز دارند تا بفهمند چگونه تصمیمات توسط سیستمهای هوش مصنوعی اتخاذ میشود تا اطمینان حاصل کنند که پاسخگویی وجود دارد و اعتماد ایجاد شود.
تعصب و انصاف: الگوریتمهای هوش مصنوعی میتوانند در دادههایی که بر روی آنها آموزش دیدهاند، تعصبات موجود را به ارث ببرند، که منجر به نابرابریهای بالقوه در تشخیص و توصیههای درمانی میشود. تلاشهایی باید انجام شود تا این تعصبات شناسایی شده و کاهش یابند تا مراقبت عادلانه و منصفانه برای همۀ افراد فراهم شود.
نظارت انسانی: هوش مصنوعی میتواند به متخصصان مراقبت روانی کمک کند، اما نباید کاملاً جایگزین تخصص انسانی شود. حفظ تعادل بین توصیههای مبتنی بر هوش مصنوعی و قضاوت انسانی برای جلوگیری از خطاهای احتمالی و حفظ مسئولیت اخلاقی ارائهدهندگان خدمات ضروری است.
مسئولیتپذیری و مسئولیت قانونی: زمانی که سیستمهای هوش مصنوعی در تصمیمگیری دربارۀ درمان مراقبت روانی دخالت دارند، سوالاتی دربارۀ مسئولیتپذیری و مسئولیت قانونی مطرح میشود. تعیین مسئولیت در صورت بروز نتایج نامطلوب ناشی از توصیههای هوش مصنوعی میتواند پیچیده باشد و نیاز به بررسی دقیق دارد.
روابط بیمار-پزشک: استفاده از هوش مصنوعی ممکن است دینامیک روابط بیمار-پزشک را تغییر دهد. حفظ همدلی، اعتماد و ارتباط انسانی در تعاملات مراقبت روانی ضروری است، حتی زمانی که ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میشوند.
پیامدهای ناخواسته: سیستمهای هوش مصنوعی ممکن است بهطور ناخواسته تشخیص بیش از حد یا پزشکی کردن غیرضروری تجربیات عاطفی طبیعی را تقویت کنند. پایش دقیق و تنظیم الگوریتمهای هوش مصنوعی برای جلوگیری از چنین پیامدهای ناخواسته ضروری است.
قوانین و استانداردها: چارچوبهای قانونی واضح و راهنماهای اخلاقی باید برای حاکمیت توسعه، پیادهسازی و استفاده از هوش مصنوعی در مراقبت روانی ایجاد شود. این استانداردها باید اطمینان حاصل کنند که حقوق، حریم خصوصی و رفاه بیماران محافظت میشود.
این نگرانیها نیازمند توجه جدی هستند تا اطمینان حاصل شود که استفاده از تکنولوژیهای نوین مانند هوش مصنوعی در حوزۀ سلامت روان نه تنها مؤثر بلکه اخلاقی نیز باشد.

هوش مصنوعی (AI) در حال حاضر بهطور فزایندهای در پزشکی دیجیتال و بهویژه در تحقیقات و مراقبتهای روانی ادغام میشود و پتانسیل زیادی برای پیشرفت در درک، تشخیص و درمان اختلالات روانی دارد. با این حال، این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد، از جمله قابلیت تعمیم یافتهها و نیاز به تحقیقات مداوم بهدلیل سرعت پیشرفتهای تکنولوژیکی.
بنابراین، در صورت تمایل به بهرهمندی از مزایای این پدیده لازم است بین هوش مصنوعی و مراقبتهای بهداشتی ارتباط عمیقی وجود داشته باشد زیرا ترکیب این دو حوزه با هم میتوانند به یکدیگر کمک کنند تا سلامت روان مثبتی را ترویج دهند. همکاری میان متخصصان مختلف، از جمله بالینیها، دانشمندان، بیماران و ناظران، برای ادغام مسئولانه هوش مصنوعی در مراقبتهای روانی ضروری است. آیندۀ هوش مصنوعی در این حوزه امیدوارکننده است و نیاز به مشارکت فعال محققان و پزشکان برای اطلاعرسانی و شکلدهی به استفاده از AI در مراقبت بالینی وجود دارد تا بهبود کلی خدمات به بیماران حاصل شود.
«کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای سلامت روان»، وبلاگ پرفیرو، ۲ مرداد ۱۴۰۴