هو الفتاح
➖ روزی که آستین بالا زدیم و اولین کارمان را شروع کردیم، تنها به یک چیز میاندیشیدیم: روایت ظلمهای بی حد دشمنان این آب و خاک تا مبادا روزی دوباره به فراموشی سپرده شوند.
امیدوار بودیم تا شنیده شویم، اما افسوس که ناخواسته ما هم با در بسته مواجه شدیم. _چرا که احتمالا این تاوان وابستگیمان بود... _
➖ از همین رو به فکر افتادیم تا برای انتشار این صداها، روایتها و قصههای مردمان *غرب آسیا*، دست به کار شویم؛ این قصهها را به گوش دیگران برسانیم و راوی این قصههای مهجور باشیم. مبادا از یاد بروند و زیر خاک فراموشی دفن شوند! پس هرچند دیر، به راه افتادیم؛ در مسیری که شروعش روایت و پایانش اندیشه است. قصههایش، متعلق به همه ماست، و راویانش، رویاهایی دارند...
➖ حال ما اینجا هستیم تا این قصهها را تعریف کنیم، به گوش برسانیم، به امید نگاهی نو و دمیده شدن روحی تازه در قلبهایی که شاید این روزها در ابهامی رخوتانگیز فرو رفتهاند...
پس به گوش باشید، که این راه تازه آغاز شده است.
همچو گل امشب 《رهی》از پای تا سر گوش باش
تا سرایم قصهای، از ماجرای نیمشب
🆔 @Radio_Rahi