موقعی که سنم کمتر بود و تلاش میکردم با بابام حرف بزنم، امکان نداشت موقعی که داره فوتبال میبینه، حرفام رو درست بشنوه. تو مدرسه فهمیدم باباهای بقیه هم همینن! اصلا این موضوع به عنوان یه حقیقت پذیرفته شده توی زندگی ماها در جریان بود بدون اینکه بحثی سرش داشته باشیم
ولی
خب اینکه یه کلیشه جنسیتی رو به صرف اینکه کلیشه ست بپذیریم، درست نیست. آیا واقعا مردها تک بعدیان؟ یا این برچسبیه که ما بهشون زدیم چون نوع درک کردنشون با ما فرق میکنه؟

تحقیقات روانشناسی تکاملی نشون میدن که در طول تاریخ، نقشهای متفاوت زن و مرد باعث شده مهارتهای ذهنی متفاوتی از همدیگه داشته باشن.
مردها شکارچی بودن و برای بقا باید روی هدف خاصی متمرکز میشدن. این باعث رشد نوعی تمرکز تونلی (تمرکز شدید روی یک مسئله و نادیده گرفتن بقیهی محرکها) شده.
منظورم چیه؟
باید روی هدفی کوچیک با فاصلهی زیاد تمرکز میکردن (مثلا یه حیوون در حال حرکت تو جنگل)
حرکتش رو پیشبینی میکردن
احساسات یا حواس مزاحم رو موقتاً خاموش میکردن تا خطا نکنن.
این تمرکز بلندمدت و تکنقطهای باعث شد بخشهایی از مغز مرتبط با تمرکز بصری، جهتیابی و تصمیمگیری هدفمحور تو مردها قویتر رشد کنه.
درسته که همزمان با فوتبال نمیتونن رو حرفاتون تمرکز کنن یا وقتی دارن گیم میزنن نفهمن که لباس جدیدهتون رو پوشیدین! اما به جای تقسیم توجهشون، همه ی توجهشون رو به یه کار میدن. پس یعنی میشه روشون حساب کرد!
نظر شما چیه؟
به نظرتون کدوم کلیشه ی جنسیتی به واقعیت نزدیکه؟
