واقعا روان سالم داشتن تلاش زیادی میخواد، منم به عنوان یه روانپریش مناطق محروم، چاله چوله برای پر کردن زیاد دارم.
دوتا مشکل خفن دارم، اگه یکم دیگه دیوونه بودم میشد حتی از زندگیم فیلم واسه یوتیوب درست کنم، ولی فکر نکنم این نسل زدی ها میذاشتن، هزارتا انگ درباره نقض حقوق فلان بهم میزدن.
یکیشون اینه که موجیم، یعنی الان داغم ، ده روز دیگه یخ یخ، الان خوشحالم، یهو بی حوصله ...
اون یکی توهمه، من تقریبا تو توهم زندگی میکنم، حتی بخش زیادی از ارتباطم با آدما تو ذهنمه.
میترسم، از دوتا چیز میترسم، اول از نادیده گرفتن خودم و دوم از نقش بازی کردن، به نظرم مهمترین دشمنام میتونن اینا باشن.
همین بقیه چیزایی که مینویسم اجازه انتشار نداره، یا خودآزاری میشه یا دگرآزاری 😭 ولی اگه اصلا ننویسم میشه شکستن قول، پس هر از چند گاهی یه چیزایی بلغور میکنم، برای من یکی از شیوه های متصل موندن به دنیای واقعیه، اگه اینجا گزارش ندم بازم درون خودم گم میشم، با نوشتن میتوانم حقیقت روزهای مهم را برای همیشه حفظ کنم.