
سلام
این صفحه متعلق به مجنونی مزنون است 😂(آخر سر هم غلط داشت، مظنون آقا مظنون🤓)
خواندنش حوصله سر بر است، البته قدمتان سر چشم، ولی خب فعلا سیستم در حال بازآرایی است و تخلیه میشود پس سختگیران ببخشند.😁
سفر من سفر عشق است کارم تا دیروز، دیروز که دیروز نه، دیروز نوعی، نه چیز، نمیدانم، دیروز دیگر، کارم تا دیروز گشتن در آسمان بود، مهمانی ستارگان را برای ثبت خاطرات دیروز نوشتم، ستارهای یافتم اما، بدیع، عجیب، سطحی و عمیق، لذت بخش شیرین، زیبا و دلنشین، اما میسوزد 🤔 نه که او بسوزد، من میسوزم، انگار که ستاره تنها است، نه اینکه تنها است، من خیلی نزدیک شدهام، و ستاره ... ستاره است، میسوزد، نه که بسوزد، چون سوختن از من است، و چون تنم، ذهنم، خاطراتم، هرچه من است، در حضورش محو شده است، او را میبینم و در آتش این ستاره تنها میسوزم ...


.