پتو رو کشید روی سرش، هوا سرد بود و زوزه باد هر فکری رو از ذهنش پاک میکرد، اولین بار بود که در طوفان شن میخوابید، هر چقدر پتو رو محکم تر میکرد تا شن واردش نشه ازون طرف نفس کم میاورد، دستمالش رو روی صورتش کشید، بوی عرق و نم دماغش رو پر کرد، دوست نداشت فکر کنه وگرنه حتما از خودش و تصمیمش برای اومدن به اینجا عصبانی میشد، زیر پتو گرم تر میشد، انگار شنی که به پتو گیر میکرد اون رو در آغوش گرفته بود، یک لحظه یاد لحاف و کرسی خانه مادر بزرگش افتاد، باید مطمئن میشد زمستان بعدی پیش مادربزرگ و کرسی باشد، شکمش انتظار یک غذای درست و حسابی را میکشید، این همه پیاده روی و چند تکه نان، میوه و دانه خشک که با آب نه چندان خوشایند قمقمه کمی قابل تحمل تر شده بودند، ولی میارزید، این سفر قرار کلی خاطره برای تعریف کردن داشته باشد، دیشب آسمان بی انتها، ستارگان و شهاب سنگ ها تصویری در ذهنش ساخت که هر وقت خسته شد برای انرژی گرفتن خاطرهاش را مرور کند، کیسه خواب و پتو و شن، اگر موقع خواب دفن میشد، در آوردنش کار حضرت موسی بود، طوفان که به حرکت در میآید شن ها بال و پر پیدا میکنند و یاد آرزو هایشان میافتند، منظرهای که به خاطر داشت احتمالا فردا عوض میشد، برای همین بهترین راهنما ها در بیابان ستارگان و بهترین دوستان چاه ها هستند، البته گاهی باید بیلچه را در یک دست و جانت را در دست دیگرت بگیری و برای قطرهای آب خاک و خل و کف چاه را تمیز کنی، دوستی تاوان دارد دیگر، برای فردا باید به یک چاه میرسید، کمی غذا هم در نزدیکی همان محل پنهان کرده بود، اگر شانس میآورد قبل از بازگشت به سمت خودرویش میتوانست یک شام حسابی بخورد، ماشین را در یک کاروانسرا که تبدیل به اقامتگاه شدهبود گذاشته بود، امشب فقط میتوانست بخوابد، طوفان شن هم جزیی از صحرا است، خوشحال بود که آماده آمده است، اصلا خوب شد که آمد، بی نقص نبود اما معرکه بود، اگر خواب امانش میداد میتوانست حتی برنامه سفر بعدیش را هم بچیند.
اینو همین جوری نوشتم، نمیدونم 😅 ولی خب بخش روزنوشت رو هم نباید فراموش کرد، درس امروز برای من اینه که از معمولی بودن نترسم، معمولی بودن یعنی دردکشیدن، خستهشدن، شکستن و همه حس های بد به علاوه خوباش، مهم اینه که من دارم تجربه میکنم، بد هارو نوشتم چون خوبا که خوبن دیگه، موقع سختی ها یکم آدم از کنترل خارج میشه، البته به نظرم خوابیدن در طوفان شن باعث میشه زیر کرسی خوابیدن یه حس دیگه داشته باشه.