نوشتن خاطرات از جنبههای مختلف به ما کمک میکند که بتوانیم خاطرات بد خود را مدیریت کنیم.

درست در روزهایی که درگیر ثبتنام کارگاه «آموزش خاطرهنویسی معناگرا» هستم با این خبر جالب مواجه شدم:
«پژوهشگران ژاپنی موفق به توسعه روشهای آزمایشی شدهاند که امکان حذف خاطرات ترسآلود و دردناک در حیوانات را فراهم میکند؛ بدون آنکه ساختار مغز یا عملکردهای طبیعی ذهن آسیبی ببیند. بدین ترتیب که با تغییر در پروتئینهای مغز و تحریک رشد نورونهای جدید، میتوان تنها خاطرات مرتبط با ترس را حذف کرد، درحالیکه دیگر خاطرات دستنخورده باقی میمانند.»
بخشی از حافظه ما با خاطرات بد اشغال شده است و نمیدانیم چگونه از شر آن رها شویم. این خاطرات به چند گروه تقسیم میشود:
خاطرات آسیبزا (در نتیجه اتفاقاتی مثل تصادف، خشونت، جنگ یا سوگ جمعی)
خاطرات شرم و احساس گناه (بهخاطر موقعیتهایی که در آنها خطا کرده یا گناه بزرگی انجام دادهایم)
خاطرات شکست و ناکامی (بهخاطر ازدستدادن یک فرصت یا شکست در یک رابطه یا شغل)
خاطرات طرد شدن یا بیعدالتی (تجربههایی که بهخاطر آن توسط دیگران طرد شده و یا در جامعه منزوی شدهایم)
خاطرات مرتبط با فقدان و داغدیدگی (مربوط به مرگ عزیزان یا ازدستدادن یک رابطه مهم)
خاطرات روزمره ناخوشایند (مثل تجربیات کوچک تلخ که مدام تکرار میشوند)
اگر خاطرات بد را پردازش نکنیم و برای التیام آن راهی پیدا نکنیم اثرات مخربی بر روان و بر زندگی ما به جا میگذارد.
ترسهای ما را زیاد میکند. ما را در انبوهی از اضطرابهای ناشناخته فرو میبرد. حتی در موقعیتهای امن هم بیدلیل دچار نگرانی یا هراس میشویم. برای پرهیز از تکرار خاطرات بد، فرصتهای جدید را بر خود ممنوع میکنیم. اعتمادبهنفس خود را از دست میدهیم و دیگر تواناییهای خود را باور نمیکنیم. غمی پنهان در دلمان لانه میکند و از هیچچیز شاد نمیشویم. خاطرات بد گاهی باعث بیانگیزگی در زندگی میشود و بدبینی و بیاعتمادی ما به افراد را به دنبال دارد.
نوشتن خاطرات از جنبههای مختلف به ما کمک میکند که بتوانیم خاطرات بد خود را مدیریت کنیم.
- وقتی چیزی را روی کاغذ مینویسیم، باعث میشود بتوانیم مقداری از بیرون به آن نگاه کنیم، و از حالت غرقشدگی در آن خاطره، رها شویم. اینگونه باعث میشود به لحاظ ذهنی با آن رویداد فاصلهگذاری کنیم و در نهایت آن اتفاقِ گذشته را صرفا بخشی از زندگی خود بدانیم نه تمام آن.
- با نوشتن، ما از حالت احساس خام (مثل ترس یا خشم) به مرحله تفکر و تحلیل میرسیم. این کار به مغز کمک میکند بین احساس و واقعیت تمایز قائل شود.
- از مرور مکرر خاطرات بد نجات پیدا میکنیم. خاطرههای بد، مثل فیلمی گیرکرده، بارهاوبارها در ذهن ما پخش میشود. نوشتن کمک میکند ذهن بداند «این موضوع، ثبت شد» و لازم نیست دائم مرورش کند.
پس این ادعا، گزافه نیست که اگر بتوانیم بساط خاطرهنویسی را در روزمره خود راه بیندازیم با معجزات شگرفی مواجه خواهیم شد.
از شما دعوت میکنم از فرصت ثبتنام در کارگاه خاطرهنویسی استفاده کنید و این معجزه را عملا آزمون کنید.
